ای به صنعت شام را بر صبح پرچین ساخته
صبح را میخانه کرده، شام را چین ساخته
صحبت از برگ سمن بر گل فروغ انداخته
شامت از مشک ختن بر ماه پرچین ساخته
زلف مشکین گرد ماهت گرد عنبر بیخته
گرد عنبر گرد ماهت خط مشکین ساخته
لاله خود رو از آن در عهد سنبل آمده
سنبل سیراب ازین بر برگ نسرین ساخته
سرو سیمینت روان گشته ولی در فکر دین
با همت دیو و پری بر سرو و سیمین ساخته
جزع و لعل ترا قیاس عقل در نفس و خیال
صورت جان و دل فرهاد شیرین ساخته
لعلت از چشمم گسسته نظم پروین، تا رخت
جان و مرجان را پناه نظم پروین ساخته
خون چشمم ریخته جزع تو تا لعل تو ام
مشرب روح از عقیق گوهر آگین ساخته
باد یاقوت شکر بار تو در بحران عجز
چشم رنجور مرا چون جان شیرین ساخته
هم رخ خوبت ز مشگناب بستر یافته
هم سر زلفت ز سیم خام بالین ساخته
طبع من بیچاره از وصف رخ و زلفت بطبع
در مدیح صاحب عادل دو اوین ساخته
صاحب اعظم ظهیر الدین سپهر مکرمت
آن شکار دولت از طه و یس ساخته
حاتم ثانی نصیر الملک کز درگاه اوست
کار اهل فضل و زوّار و مساکین ساخته
آنکه در پرواز باز فتنه دست عدل او
آشیان صعوه اندر چشم شاهین ساخته
آنکه جز در دور احسانش هنر را کس ندید
این چنین کاری بحمدالله بآئین ساخته
حشمت دوران توقعیش قواعد دوخته
دولت از درگاه تعظیمش قوانین ساخته
زرگر احسان او در حلقه های اشتیاق
ز انتظار سائلان چرخ جهان بین ساخته
ای ز روی مرتبت در بدو فطرت صنع حق
گوهرت را موجب ایجاد و تکوین ساخته
تا وجود شبه تو ممکن نباشد خویش را
بکر خوانده عنصر و افلاک عنّین ساخته
بیدق خورشید را هر صبح چرخ نیلگون
در مجازات رخ تو رای فرزین ساخته
ز آتش خشمت چو خون جوشیده در تن خصم را
شربتی ز آب حسامت بهر تسکین ساخته
ای باستحقاق و برهان حکمت پروردگار
آستانت را مقر عزّ و تمکین ساخته
صرصر قهر تو از خوناب و مغز و استخوان
در تن خصم تو ناوک کرده، زوبین ساخته
قرب ده سالست تا در کنج عزلت مادحت
منزوی بودست و استغنا به تحسین ساخته
ممکن کینش شده در دیده ملک آرزو
با خلاف خاطر اندر مکمن کین ساخته
خاطرش در خوض بحر انزوا ادراک را
دست و دامن گوهر آگین و گهر چین ساخته
کرده خورسندیش قانع گر نه با پندار نفس
این چنین کاری کرا گردد، بتخمین ساخته
تا چو مهر از چرخ زنگاری پدید آید شود
کسوت زربفت هفت اقلیم در چین ساخته
باد توقیعت طراز کسوت دنیا کزوست
تا قیامت کار ملک و دولت و دین ساخته
خاطری کو سر فرو ناورده در دوران چرخ
با دعای دولت مدحت چو آمین ساخته
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییها و زیباییشناسی میپردازد و نشاندهنده عشق و اشتیاق به محبوب است. شاعر از صفات و جلوههای مختلف محبوب میگوید، همچون صبح و شام، گل و گیاه، و زیباییهای طبیعی. او به قدرت و عظمت صاحبدریافت و صاحبفضیلت اشاره میکند و ویژگیهای خوب او را ستایش میکند. در نهایت، شاعر ابراز میکند که در عزلت و دور از جمع، همچنان به تحسین محبوب و عظمت او مشغول است و آرزوی کامیابی و موفقیت برای او دارد. شعر به زیبایی، عشق و ارادت نسبت به بزرگان و خاصگان میپردازد و به زیباییهای عالم اشاره میکند.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف زیبایی و شگفتیهای طبیعی صبح و شام میپردازد. صبح را به میخانهای تشبیه میکند که در آن امید و زندگی جریان دارد، و شام را به فضایی پردازش شده که پر از زیبایی و هنر است. به بیان دیگر، شاعر به هنری که در ایجاد صبح و شام به کار رفته اشاره میکند، به طوری که هرکدام از این زمانها زیبایی و جذابیت خاص خود را دارند.
هوش مصنوعی: گفتگو درباره برگ سمن، بر زیبایی گل تاثیر گذاشته و بوی عطر مشک ختن، زیبایی ماه را دلربا کرده است.
هوش مصنوعی: زلفهای تیره و مشکی تو مانند عطر عنبر دور ماه تو پیچیده است و دور ماه تو خطی از رنگ مشکی ایجاد کرده است.
هوش مصنوعی: لالهای خود رو از آن زمان که سنبل به دنیا آمده، در حالی که سنبل با آب و سازندگی از برگی از نسرین شکل گرفته است.
هوش مصنوعی: سرو زیبا و خوش فرم تو در حال حرکت است، اما در دل خود مشغول اندیشههای معنوی و دیانت میباشد. با ارادهای قوی و پر از نور، آن سرو و زیباییاش را خلق کرده است.
هوش مصنوعی: در این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت دوستی اشاره شده است. شاعر میگوید که نشانههای عشق و زیبایی تو را نمیتوان با عقل و تفکر سنجید، بلکه روح و دل در این زیباییها غوطهور شده و مانند داستان فرهاد و شیرین، عشق و شور و شوق را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: نگاه من به زیبایی تو باعث شده که همه چیزهای دیگری که قبلاً به آنها توجه میکردم فراموش شود و روح و زندگیام به زیبایی تو وابسته شده است.
هوش مصنوعی: چشم من از نگرانیت اشک میریزد و برای تو تا وقتی که لبهایت مثل لعل قرمز هستند زندگی میکنم. روح من از زیبایی عقیقهایی که با گوهر تزیین شدهاند سیراب میشود.
هوش مصنوعی: باد یاقوتی که از شکر بار تو وزید، در شرایط سخت و در لحظههای ناامیدی، چشم خسته و رنجور من را به اندازه جانم عزیز و ارزشمند کرده است.
هوش مصنوعی: چهره زیبایت نرم و لطیف مانند مشگناب است و موهای gorgeousت مانند نوار نقرهای بر روی بالشت جلوهگر شده است.
هوش مصنوعی: طبع من که ضعیف و ناتوان است، از زیبایی و نور چهره و موهای تو، قادر به وصف تو نیست. این چرخش و سخن هم در توصیف آن کسی است که شایسته و عادل است.
هوش مصنوعی: بزرگوار و برجسته، صاحب گرانقدر، به خاطر خصایل و مهربانیاش، شکار خوشبختی را از آیات طه و یس آفریده است.
هوش مصنوعی: حاتم ثانی، یعنی حاتم دیگر، که همان نصیر الملک است، به دلیل درگاهی که دارد، باعث شده است که کارهای نیک و خیری برای اهل فضل، زائران و نیازمندان انجام شود.
هوش مصنوعی: کسی که در دل آشوبها و فتنهها پرواز میکند و با عدالت خود، زندگی را برای دیگران آرامش میبخشد. او مانند پرندهای است که در چشم عقاب، لانهاش را در امنیت ساخته است.
هوش مصنوعی: کسی که تنها در سایه لطف و محبتش هنر را به چشم نمیبیند، این کار را با تشکر از خدای مهربان به شکل زیبا و اصولی انجام داده است.
هوش مصنوعی: قدر و منزلت زمانه، با انتظارات خود قواعدی را برای موفقیت و حکومت او شکل داده است، و از درگاه احترام او، قوانینی وضع شده است.
هوش مصنوعی: زرگر با مهارت و دقت خود، در دل حلقههای اشتیاق و انتظار سائلان، زیباییهای جهان را به وجود آورده است.
هوش مصنوعی: به خاطر مقام و جایگاهت در آغاز خلقت، خداوند وجود تو را سبب شکلگیری و ایجاد کرده است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که وجودی شبیه تو ممکن نباشد، خود را ناچیز و دست نخورده میدانم و عناصر و آسمانها را نازا و عقیم میپندارم.
هوش مصنوعی: هر صبح، چرخ آسمان با به نمایش گذاشتن چهرهی تو، خورشید را به شبیهسازی زیباییهای تو میآراید.
هوش مصنوعی: زمانی که خشم تو مانند آتش درونت به جوش آمده، برای دشمن خود از آب کینهات نوشیدنی تهیه کردهای تا او را آرام کنی.
هوش مصنوعی: ای کسی که لیاقت و دلیل حکمت پروردگار هستی، درگاه تو جایگاه عظمت و قدرت قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: به خاطر خشم و کینهات، دشمن تو در دل و جانش ضعیف و آسیبپذیر شده است، طوری که مانند نیزهای تیز و خطرناک در برابر تو قرار دارد.
هوش مصنوعی: برای نزدیک به ده سال است که در گوشهای دور از مردم، به دور از دنیا و شهرت، مشغول به ستایش تو بودهام و از بینیازی خود همواره سخن گفتهام.
هوش مصنوعی: شاید آنچه در قلب آرزوست، در چشمان ما تجلی پیدا کرده باشد، اما ممکن است که آنچه در دل داریم، بر خلاف انتظارات و خواستههای ما در دل مانده باشد.
هوش مصنوعی: او در محیط تنهایی و دوری از مردم، به درک عمیق و زیباییهای خاصی دست یافته و ذهنش مانند دریا به جلوهای زیبا و گرانبها تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: اگر کسی به خوشبختیاش راضی باشد، نیازی به خودخواهی ندارد؛ وگرنه با افکار و خواستههای نفسانیاش نمیتواند به جایی برسد و همه چیز به تخمین و تصور او بستگی دارد.
هوش مصنوعی: زمانی که خورشید از آسمان تیره و غبارآلود نمایان شود، لباس طلایی هفت سرزمین در چین بافته خواهد شد.
هوش مصنوعی: باد امید تو، نشانهای از لباس دنیایی است که از آن جهان تا قیامت، سرنوشت پادشاهی، دولت و دین به وجود میآید.
هوش مصنوعی: کسی که در برابر سختیهای زمانه سر تسلیم فرو نمیآورد و با دعای خیر دیگران و تمجید و ستایش، به موفقیت و آرامش میرسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.