بخش ۲۷ - رسیدن ابراهیم به ساباط و خروج قتله ی امام شهید (ع) به مختار
بسی داستان ها زمختار راد
زدند و زفرجام کردند یاد
بگفتند: کاین مرد شد چیردست
بیفکند در چند لشگر شکست
همی روز تا روز ستوارتر
شود کار او بر فرازیش فر
اگر چند با ما نکرده است بد
یکی خواهش ما نکرده است رد
همی بر فزاید به ما آبروی
ز بگذشته چیزی نیارد به روی
بود گرچه داد و دهش پیشه ای
به ما نیست پوشیده اندیشه اش
دل و جانش دربند مهر علی (ع) است
نشستن ازو ایمن از غافلی است
نجوید مگر مهر آن خاندان
از اینجا تو اندیشه اش را بدان
که پیوسته گوید زکار حسین (ع)
سرشکش روان گردد از هر دو عین
همی در پی وقت و روز مجال
نشسته است و پیروز گشته به بال
براهیم آن گرد پیروز جنگ
ره پور مرجانه بگرفت تنگ
چنان دان که آن صفدر رزمخواه
نیاید مگر با سپاهی ز راه
چو شد پور مرجانه از وی زبون
شود ایمن و سر نیارد برون
گشاید به بدخواه حیدر کمین
نماند ز ما کس به روی زمین
همان به که ما دست پیش افکنیم
ز راه خود این سنگ را برکنیم
همه روز فرش براهیم بود
اگر بود ما را ازو بیم بود
کنون پور اشتر از او دور شد
زسر پنجه ی مردی اش زور شد
به درگه ندارد فراوان سپاه
نیارد زیکتن شدن کینه خواه
همان به، که ستوار پیمان کنیم
مر او را برون سر ز فرمان کنیم
نخواهیم بر خویش فرمان رواش
همان کین پنهان نماییم فاش
سپه بر گماریم گرد حصار
ببندیم ره تنگ بر مرد کار
بکوشیم و او را به دست آوریم
به کاخ و جودش شکست آوریم
نمانیم تا گردد این مور و مار
شود چیره، وز ما برآرد دمار
چواین گفته شد پور اشعت بگفت:
که از من سخن نیز باید شنفت
اگر بشنوید از من این رای نیست
به پیکار مختارتان پای نیست
ثقیفی نژاد است و مردی دلیر
به خشم پلنگ است و نیروی شیر
هنردارد و فرو تدبیر زور
مدد بیند از بخت و از ماه و هور
مجویید بیهوده با او ستیز
به خود چنگ او را مخواهید تیز
بخفته است این فتنه، از بهر چیست
که بایدش بیدار کرد و گریست
گمانم که با ما نخواهد بدی
نه از مهربانی که از بخردی
بود مملکت جوی و شاهی پژوه
سپه خواهد و یارو پشت و گروه
زما تا ندیده به پیمان شکست
نیارد به آزار ما هیچ دست
چو بیند زما کوفیان خیره گی
نماند که ما را بود چیره گی
بزرگست و خردش نباید شمرد
نشاید نمودن به او دستبرد
وگر ناگزیرید اندر خلاف
مجویید پیکار او از گزاف
فرستید مردی که گوید بدوی
که ای پرفسون مرد پرخاشجوی
که در کوفه کردت امیر اینچنین
که بگشود دستت به آورد و کین؟
که داده تو را نام فرماندهی؟
که با خویش خواهی زما همرهی
عراق است و مردان پر از نفاق
نورزند با هیچ کس اتفاق
ز تو بهتران را بکشتند خوار
از این دشمنان چشم یاری مدار
فرود آ، زکاخ و سر خویش گیر
همان ره که بودت از این پیش گیر
میار از کله داری کوفه یاد
که بهر کله می دهی سر، به باد
که پور زبیر است و برما امیر
به پیمان اوییم برنا و پیر
وگر بسته این آرزویت به دل
دل از مهر آل علی (ع) درگسل
به مصعب بپیوند و فرمان پذیر
که ا بخشدت این کلاه و سریر
ببینید کز وی چه آید جواب
پدید آید آنگاه راه صواب
اگر پاسخ از روی نرمی بداد
بدانید بر بیم دارد نهاد
بترسد زبی پشتوانی خویش
به رزمش توان پا نهادن به پیش
وگر پاسخی گفت سخت و درشت
نباید به پیکار او کرد پشت
بر این چون همه گرد کردند رای
فرستاده شد نزد فرمانروای
بگفت آنچه گفتند و آن سرفراز
فرو شد به اندیشه لختی دراز
سپس سر برآورد و رخ پر زشرم
بیاراست پاسخ به آوای نرم
که از من کدامین بد آمد پدید؟
که اینگونه پاداش بایست دید؟
ستم برشما کی روا داشتم؟
کجا دل به آزار بگماشتم؟
چه بد بر نکویان پسندیده ام؟
چه بدعت که در دین روا دیده ام؟
ببستید پیمان ابا من به مهر
چه شد تا بشستید از شرم چهر
از آن دم که حیدر شه راست کار
دراین مرز بدشاه و فرمانگزار
همی تاکنون به زمن مرزبان
ندیدید دین پرور و مهربان
برآوردم از هر دلی رنج ها
فشاندم به راه شما گنج ها
زسیم و زر و باره و درع و تیغ
زکوفی سواران نکردم دریغ
نه این است پاداش کردار من
که با من کند دشمنی یار من
فرستاده رفت و سخن های میر
بگفتا برآن گروه شریر
چو زو پور اشعث شنید آن پیام
بگفتا: که یاران جهان شد به کام
بترسیده مختار و دل باخته است
کزین سان فریبا سخن ساخته است
بکوشید و از وی برآرید گرد
نشاید به سستی دگر کارکرد
گمانم که از وی بگشته است بخت
که بایست کندن زبن، این درخت
هیاهو بیفتاد در کوفیان
ببستند پیکار و کین را میان
بر آن قوم شد پور اشعث امیر
که از باب و جد بود شوم و شریر
زکوفی همین بوده تا بوده کار
که نفرین به آن مردم نابکار
شه مرز خاور چو روز دگر
به دیبای زربفت آراست بر
سوی ابن اشعث گروه دو رنگ
نهادند رو ساخته ساز جنگ
به شهر ابن اشعث تکاور براند
به هر راه بر راهداری نشاند
که ناید ز مویی بر شهریار
زشیعه سپاهی مدد کار یار
خوارج به گرد اندرش زد رده
بسان مغان کرد آتشکده
چو آگاهی آمد به مختار راد
به سوی براهیم یل نامه کرد
که رادا، یلا، نامور سرورا
مرا یاور و یار و غمگسترا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: داستان به جنگ و فتنهای اشاره دارد که در بین مردم کوفه و فرماندهی مختار رخ داده است. در این جنگ، افراد مختلفی از جمله پسر اشعث با بیان نظرات و دلایل مختلف در پی بسیج کردن نیروها هستند. آنها از مهربانی و خرد مختار میگویند و ابراز میکنند که او نباید به جنگ برود. همچنین مردم کوفه را به خاطر نفاقشان سرزنش میکنند و از ستمهایی که مختار بر آنها روا داشته، سخن میگویند. پسر اشعث به این نتیجه میرسد که مختار ترسیده و از او میخواهد که پیش از رفتن به جنگ، با مختار گفتگو کند تا درک بهتری از اوضاع پیدا کند. در نهایت، تصمیم به جنگ و مقابله با مختار گرفته میشود و شور و هیاهوی زیادی در میان مردم به وجود میآید.
هوش مصنوعی: بسیاری از داستانها را با نیت و هدف خاصی روایت کردند و در پایان، آنها را به یادگار گذاشتند.
هوش مصنوعی: گفتند که این مرد مانند چیرهدستی است که در میان چندین لشکر شکست به وجود آورده است.
هوش مصنوعی: روز به روز کار او قوت بیشتری میگیرد و به تدریج بر اوج موفقیتش افزوده میشود.
هوش مصنوعی: اگرچه برخی با ما رفتار نامناسبی کردهاند، اما هیچگاه نتوانستهاند درخواست ما را رد کنند.
هوش مصنوعی: آبرو و اعتبار ما هر روز بیشتر میشود، اما گذشتهها هیچگاه به ما بازنمیگردد و نمیتواند بر چهرهمان تاثیر بگذارد.
هوش مصنوعی: اگرچه ما به کار خیر و اهدا توجهی نداریم، اما افکار او را پنهان کردهایم.
هوش مصنوعی: دل و جان او به محبت علی (ع) وابسته است و نشستن در کنار او آدم را از بی خبری و غفلت حفظ میکند.
هوش مصنوعی: جز از مهر و محبت آن خاندان چیزی را جستجو نکن، چرا که اندیشهات را به آن سمت راهنمایی میکند.
هوش مصنوعی: هر که به یاد کارهای حسین (ع) بپردازد، چشمانش از اشک به جریان میافتد.
هوش مصنوعی: در پی فرصت و زمان مناسب نشسته و موفق شده است که به اوج و پیروزی برسد.
هوش مصنوعی: ابراهیم، آن جنگجوی پیروز، پسر مرجان را به شدت در دست گرفت.
هوش مصنوعی: بدان که آن جنگجوی دلیر هرگز بدون سپاه و نیرو به میدان نخواهد آمد.
هوش مصنوعی: زمانی که پسر مرجانه زبون و بیدفاع شود، دیگر نگران و بیمناک نخواهد بود و به آسانی نمیتواند خود را در خطر بیندازد.
هوش مصنوعی: اگر کسی ناپاکی در دل داشته باشد، نمیتواند از ما بر روی زمین پنهان بماند.
هوش مصنوعی: بهتر آن است که ما خود تلاش کنیم و موانع را از سر راهمان برداریم.
هوش مصنوعی: هر روز فرش زیر پای ما بود، اما اگر وعدهای از او بود، ما از آن میترسیدیم.
هوش مصنوعی: اکنون فرزند اشتر (اسب) از او دور شده و به خاطر قدرت مردانهاش، از سر او به دور افتاده است.
هوش مصنوعی: در درگاه بزرگ، سپاه فراوانی حضور ندارد و نمیتواند کینهتوزی را از بین ببرد.
هوش مصنوعی: بهتر است که پیمان خود را محکم نگه داریم و او را به حال خود رها کنیم تا از دستورها و فرمانها فاصله بگیریم.
هوش مصنوعی: نمیخواهیم که بر خود تسلط داشته باشد، بلکه همانند کینهای که در دل داریم، آن را بهطور آشکار بروز دهیم.
هوش مصنوعی: ما نیروهای نظامی را در اطراف مستقر میکنیم و راهها را مسدود میکنیم تا مانع عبور دشمن شویم.
هوش مصنوعی: سعی کنیم و با تلاش خود، او را به دست آوریم و در مقابل بخشندگیاش تسلیم نشویم.
هوش مصنوعی: نمیخواهیم منتظر بمانیم تا این مور و مار قدرت بگیرند و از ما خداحافظی کنند.
هوش مصنوعی: وقتی این جملات بیان شد، پسر اشعت گفت: باید از من هم صحبت کرد و سخنان من را شنید.
هوش مصنوعی: اگر از من بپرسید، من این نظر را ندارم که به جنگ با انتخاب شما بروم.
هوش مصنوعی: این فرد از خانوادهای با اصالت و باشکوه است و دارای شجاعت و دلیری فراوانی است. او در زمان خشم، مانند پلنگ قدرت و شدت عمل دارد و همچنین نیرویی همانند شیر در خود دارد.
هوش مصنوعی: کسی که هنر دارد و با تدبیر عمل میکند، کمکگیری از قدرت و شانس و عوامل طبیعی را نیز خواهد داشت.
هوش مصنوعی: بدون دلیل و بیهوده با او دشمنی نکنید؛ به خودتان آسیب نزنید و نخواهید که او را تحت فشار قرار دهید.
هوش مصنوعی: این مشکل به خواب رفته است، ولی دلیلش چیست که باید آن را بیدار کنیم و برایش افسوس بخوریم؟
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که او با ما بدی نخواهد کرد، نه به خاطر محبتش، بلکه به خاطر عقلمندی و خردش.
هوش مصنوعی: کشور پر از رودخانهها و حاکمیتهایی بود که سردار و همراهانش برای پشتیبانی و اتحاد با یکدیگر تلاش میکردند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که من او را ندیدهام، نمیتواند پیمانش را بشکند و هیچگاه به ما آسیبی نرساند.
هوش مصنوعی: وقتی کوفیان ببینند که ما در این حالت هستیم، دیگر نمیتوانند به ما تسلط پیدا کنند و به راحتی بر ما فائق نخواهند آمد.
هوش مصنوعی: بزرگتر از آن است که بتوان او را کوچک شمرد و نباید به او تعرض کرد.
هوش مصنوعی: اگر در ناچاری به راه مخالفت نروید، از بیهودهگویی و درگیری با او خودداری کنید.
هوش مصنوعی: مردی را فرستادند تا به بدوی بگوید که ای فرد پرخاشجو و فریبنده!
هوش مصنوعی: در کوفه تو را به مقام امیری رساندند، اما آیا به این نتیجه رسیدی که با دست خود، به جنگ و انتقام بپردازی؟
هوش مصنوعی: چه کسی به تو عنوان فرماندهی داده است؟ که میخواهی با من همراه بشوی؟
هوش مصنوعی: عراق سرزمینی است که در آن مردمی هستند که به صداقت و یکدلی پایبند نیستند و هیچ گاه نمیتوان به توافق و توافقی با آنها دست یافت.
هوش مصنوعی: بهتر از تو را به خاطر این دشمنان به ذلت کشیدهاند، پس از آنها انتظار کمک نداشته باش.
هوش مصنوعی: فرود بیا، از موضع بلند خود پایین بیا و همان مسیری را دنبال کن که قبلاً برایت مشخص شده است.
هوش مصنوعی: به یاد نیاور کسانی را که در کوفه هستند، چرا که به جای سر و فکر، تو تنها دلیلی برای بیهودهگی را میسازند.
هوش مصنوعی: پسر زبیر است و او بر ما فرمانروایی میکند. ما، چه جوانان و چه سالخوردگان، به پیمان او وفاداریم.
هوش مصنوعی: اگر این آرزوی تو بر دل تو سنگینی میکند، دل را از محبت خاندان علی (ع) رها کن و آزاد کن.
هوش مصنوعی: به مصعب بپیوند و از او اطاعت کن، چرا که او به تو این کلاه و مقام را خواهد بخشید.
هوش مصنوعی: به این فکر کنید که از او چه پاسخی میآید و سپس راه درست را پیدا کنید.
هوش مصنوعی: اگر کسی با ملایمت و نرمش پاسخ دهد، نشاندهنده آن است که او از چیزی نگران و بیم دارد.
هوش مصنوعی: کسی که به پشتوانه خود اعتماد کند، باید از ترس به میدان نبرد برود و در مقابل چالشها قدم بردارد.
هوش مصنوعی: اگر کسی با شما صحبت تند و بیادبانه کرد، نباید به او پاسخ تند بدهید یا از خودتان دفاع کنید.
هوش مصنوعی: برای این موضوع، همه تصمیمگیری کردند و نمایندهای به فرمانروا فرستاده شد.
هوش مصنوعی: او آنچه را که دیگران گفته بودند، گفت و سپس آن شخص بزرگوار به مدتی طولانی در فکر فرو رفت.
هوش مصنوعی: سپس او سر بلند کرد و چهرهاش را با شرم زیبا کرد تا به نرمی پاسخ دهد.
هوش مصنوعی: کدام یک از کارهای من باعث شد که این چنین پاداشی بگیرم؟
هوش مصنوعی: من هرگز بر شما ستم نکردم و به هیچ وجه دل به آزار شما نسپردم.
هوش مصنوعی: چه بدی کردهام که بر نیکوکاران پسندیده نیست؟ چه نوآوری در دین دیدهام که مجاز است؟
هوش مصنوعی: پیمانی که به عشق من بستید چه شد که بعدها از شرم به چهرهتان خجالت کشیدید و آن را کنار گذاشتید؟
هوش مصنوعی: از زمانی که حیدر به عنوان پادشاه و فرمانده در این سرزمین ظاهر شد، وضعیت بهبود یافته و کارها سر و سامان گرفته است.
هوش مصنوعی: تاکنون کسی را ندیدهام که در مقام مرزبانی، هم به دین اهمیت دهد و هم مهربان باشد.
هوش مصنوعی: من از دلهای بسیاری رنجها را بیرون آوردهام و به پای شما گنجها را ریختهام.
هوش مصنوعی: من از زین، طلا، پوشش و زره، و شمشیر سواران کوفی دریغ نکردم.
هوش مصنوعی: اینطور نیست که رفتار من این باشد که به خاطر آن، دوست من با من دشمنی کند.
هوش مصنوعی: فرستاده به سوی گروهی از مردم بدرفتار رفت و سخنان میربزرگ را به آنها منتقل کرد.
هوش مصنوعی: وقتی پور اشعث آن پیام را شنید، گفت: دوستان دنیا به خواستههای خود رسیدند.
هوش مصنوعی: مختار ترسیده و دلش باخته است، چون از چنین سخن دلربایی به وجد آمده است.
هوش مصنوعی: در تلاش باشید و از او دور شوید؛ دیگر نمیتوان به سستی و بیتوجهی به کار پرداخت.
هوش مصنوعی: به نظر میآید که سرنوشت از او دور شده است و باید از زبانش به قطع این درخت بپردازد.
هوش مصنوعی: در میان مردم کوفه سر و صدا و جنجال افتاد و آنها جنگ و انتقام را کنار گذاشتند.
هوش مصنوعی: پسر اشعث به آن قوم ملحق شد، کسی که از خانوادهاش ویژگیهای بدی به ارث برده بود.
هوش مصنوعی: از قدیمالایام اینگونه بوده که نفرین بر آن مردم ستمگر و بدکردار نازل شده است.
هوش مصنوعی: پادشاه خاور در روزی دیگر با لباس جواهرنشان و زربفت خود را آراست.
هوش مصنوعی: به سمت ابن اشعث گروهی با ظاهری متفاوت و تقسیمبندی شده رفتند و خود را آمادهای برای جنگ کردند.
هوش مصنوعی: به شهر ابن اشعث لشکری فرستاد تا به هر راهی نگهبانی قرار دهد.
هوش مصنوعی: اگر سپاهی از شیعه بر شهریار نوزد، به اندازه یک مو هم کمک نمیکند.
هوش مصنوعی: افرادی دور او جمع شدند و مانند مغها در کنار آتشکده، به افترا زدن و به چالش کشیدن او پرداختند.
هوش مصنوعی: وقتی مختار به آگاهی رسید، نامهای به سوی ابراهیم یل فرستاد.
هوش مصنوعی: ای خوبرو و مشهور، همچون سرورم، به من یاری و همراهی کن و غمهایم را از بین ببر.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.