الهامی کرمانشاهی
»
شاهدنامه (چهار خیابان باغ فردوس)
»
خیابان اول
»
بخش ۸۴ - تصرف نمودن امام علیه السلام درمنزل تنعیم
بیامد یکی کاروان گشن
درآن سرزمین از دیار یمن
یکی کاروان بود آراسته
همه بارشان هدیه و خواسته
فرستاده بد هدیه هارا تمام
امیر یمن بهر دارای شام
یکی آمد و نزد دارای راز
همه راز آن کاروان گفت باز
بفرمود فرزند خیر الانام
که من در دو گیتی کنونم امام
مرا می رسد اینهمه خواسته
که یزدانش ازبهر من خواسته
به فرمان فرمانگذار جهان
گرفتند آن جمله از کاروان
شهنشه سر کاروان را بخواند
پس آنگه بدو اینچنین راز راند
که باشد مراساز و برگ سفر
شما را هیونان بود باربر
بیاور ز آلات من باربند
دژم دل مگردان و خاطر نژند
همی هر چه خود خواهی ازآن فزون
زمن باز بستان کرایه ی هیون
سرآهنگ نیز آنچه ازشه شنفت
برکاروان آمد و باز گفت
گروهی بماندند نزد امام
گروهی سپردند ره سوی شام
چو عبدالله جعفر نامور
شد آگه که شد بسته بارسفر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، کاروانی از یمن به سرزمین دیگری آمده و همه بارهایشان هدیه و خواسته است. امیر یمن این هدایا را برای امامی فرستاده که در آن زمان در دنیا قرار دارد. یکی از اعضای کاروان نزد امام میرود و رازهای کاروان را بازگو میکند. امام فرمان میدهد که ملزومات سفر آماده شود و باری را که به او تعلق دارد، به او دهند. برخی از اعضای کاروان نزد امام میمانند و برخی دیگر به سمت شام میروند. عبدالله جعفر، که فردی شناختهشده است، متوجه میشود که سفر آغاز شده است.
هوش مصنوعی: یک کاروان گرسنه از سرزمین یمن به آن محل آمد.
هوش مصنوعی: یک کاروان وجود داشت که بهخوبی تزیین شده بود و همه بارهایشان بهعنوان هدیه و خواسته جمعآوری شده بود.
هوش مصنوعی: فرستاده امیر یمن، تمام هدایا را برای ثروت شام ارسال کرد.
هوش مصنوعی: یک نفر آمد و نزد کسی که اسرار زیادی داشت، درباره تمام رازهای آن کاروان صحبت کرد.
هوش مصنوعی: فرزند پیامبر اعظم دستور داد که من در این دو جهان، رهبر و پیشوای شما هستم.
هوش مصنوعی: من به اندازهای آرزو دارم که انگار خداوند آنها را برای من خواسته است.
هوش مصنوعی: تمام اعضای کاروان به دستور حاکم عالم، در جایی متوقف شدند.
هوش مصنوعی: پادشاه سر کاروان را فرا میخواند و بعد به او اینگونه سخن میگوید.
هوش مصنوعی: کسی برای من خواهد بود که بار سفر شما را به دوش بکشد و همراهتان باشد.
هوش مصنوعی: بیار وسایل و ابزار من را، دل مرا نرنجان و خاطر مرا ناراحت نکن.
هوش مصنوعی: هر چه را که میخواهی، بیشتر از آنچه که من دارم، از من بگیر و کرایهی خود را پس بگیر.
هوش مصنوعی: رئیس کاروان خبرهایی را که از پادشاه شنیده بود، به سایر اعضای کاروان منتقل کرد و آنها را از جزئیات مطلع ساخت.
هوش مصنوعی: عدهای در کنار امام باقی ماندند و عدهای دیگر راهی شام شدند.
هوش مصنوعی: وقتی عبدالله جعفر به شهرت رسید، متوجه شد که سفرش آغاز شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.