بخش ۸۲ - ذکر آمدن عبدا لله (ابن) عباس و عبدالله (ابن) زبیر و عبدالله (ابن) عمر به خدمت امام(ع)
وزان پس نهاد ابن عباس گام
به درگاه فرزند خیر الانام
بسی لابه درترک رفتن نمود
ولیکن برشه نبخشید سود
چو او رفت زی قدوه ی اهل خیر
روان گشت عبدالله ابن زبیر
به نزدیک آن شه بسی لابه کرد
که شاها مشو از حرم ره نورد
شهش گفت گر مانم ای محترم
ز قتلم برند آبروی حرم
چو او رفت آمد شتابان زدر
به بدرودش عبدا لله بن عمر
مراو نیز بسیار گفت و شنید
به کام دل ازشاه پاسخ ندید
چو نومید شد گفت: کای شهریار
کنون کز حرم می شوی رهسپار
مرا از تن پاک جایی نمای
که بوسیدی آن را – رسول خدای
که تا من دادن بوسه ها برزنم
ز سوز جگر ناله ها سرکنم
زناف همایون شه پاک تن
به یکسو نمود آن زمان پیرهن
به جایی که بوسید خیرالبشر
بزد بوسه پور خلیفه عمر
شهش کرد بدرورد و فرمود بار
نهادند بر ناقه ی راهوار
برفتند مردان به درگاه شاه
روا رو به گردون شد از پیشگاه
سنان ها شد افراشته آبدار
هیونان شد آراسته راهوار
سپاه خدا درع پوش آمدند
چو دریا همه درخروش آمدند
به چرخ اززمین شد برآوای کوس
بلرزید نه گنبد آبنوس
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، ابن عباس به درگاه امام حسین (ع) میرود و از او میخواهد که از رفتن به میدان جنگ صرف نظر کند، اما امام حسین با او نخواند و به میدان میرود. سپس عبدالله ابن زبیر نزد او میآید و با دلشکستگی از او میخواهد که از حرم خارج نشود. امام حسین در پاسخی به عبدالله، او را بدرود میگوید. عبدالله از او میخواهد تا جایی را نشان دهد که رسول خدا بر آن بوسه زده است تا او بتواند به آنجا بوسه بزند و از سوز دل ناله کند. در ادامه، امام حسین پیراهن خود را کنار میزند و به آن محل بوسه میزند. سپس با سربازانش به سمت میدان میرود و صدای نبرد و هیاهو به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: ابن عباس پس از آن، به سمت درگاه فرزند بهترین انسانها قدم گذاشت.
هوش مصنوعی: بسیار تلاش کرد تا ترک کند، اما هیچ سودی در دل شاه نیافت.
هوش مصنوعی: زمانی که او رفت و به جمع مردم نیکوکار پیوست، روح عبدالله ابن زبیر آزاد شد.
هوش مصنوعی: به نزد آن پادشاه بسیار خواهش و التماس کرد که ای شاه، از حرم و مکان مقدس خود دور نشو.
هوش مصنوعی: اگر من بمانم و کشته شوم، ای عزیز، آبروی حرم از بین خواهد رفت.
هوش مصنوعی: وقتی او سریع و بیوقفه رفت و آمد کرد، به وداع عبدالله بن عمر رسید.
هوش مصنوعی: او نیز خیلی صحبت کرد و شنید، ولی نتوانست به آنچه که دلش میخواست از شاه پاسخی بگیرد.
هوش مصنوعی: هنگامی که او از این موضوع ناامید شد، گفت: ای پادشاه، حالا که از حرم میروی.
هوش مصنوعی: من را در جایی از بدن پاکم نشان بده که آن را بوسیدی، ای فرستاده خدا.
هوش مصنوعی: من میخواهم بوسههایم را بر لبان تو بزنم و از شدت احساس درونم، نالههایی از دل بسازم.
هوش مصنوعی: در آن هنگام، شاهزاده با شخصیت و نجیب، لباس خود را به کناری گذاشت.
هوش مصنوعی: در مکانی که پیامبر اکرم (ص) را بوسید، پسر خلیفه عمر نیز بوسهای زد.
هوش مصنوعی: او به تندی رفت و دستور داد بارها را بر روی شتر آرامی بگذارند.
هوش مصنوعی: مردان به حضور شاه رفتند و از پیش او دور شدند و به آسمان صعود کردند.
هوش مصنوعی: نیزهها بلند و محکم شدند و اسبان زینت یافتند و آماده برای جنگ شدند.
هوش مصنوعی: سپاه خدا با زرههای خود به میدان آمدهاند و مانند دریا با قدرت و سر و صدا در حال حرکت هستند.
هوش مصنوعی: صدای کوس در آسمان طنین انداخته و به دلیل این صدا، حتی گنبد سیاه رنگ و دودی نیز به لرزه در آمده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.