الهامی کرمانشاهی
»
شاهدنامه (چهار خیابان باغ فردوس)
»
خیابان اول
»
بخش ۷۶ - بردن حارث سر کودکان را در نزد ابن زیاد بد بنیاد
سبک تاخت زی پور مرجانه شاد
به نستوده کار خودش مژده داد
ازآن مژده بیدادگر شاد شد
زبند غمانش دل آزاد شد
بپرسید از وی که ای خوش خبر
کجا یافتی این دو تن بی پدر؟
بگفتا که در خانه ی خویشتن
شبانگاه بودند مهمان من
بگفت آنچه کردند گفت و شنود
مدار ایچ پنهان به من گوی زود
بد اندیش مردآنچه دید و شنید
همه یک به یک گفت با آن پلید
شگفتا که سنگین دل مرد شوم
زگفتار او نرم شد همچو موم
دمی برسر کودکان بنگریست
ابا آنهمه دشمنی ها گریست
سپس گفت با حارث تیره بخت
که ای دل تو را همچو پولاد سخت
ندیده است چشمی چو تو میزبان
که درخانه ی خود کشد میهمان
دل تیره ات چون رضا داد چون؟
که این نو رسان را کشیدی به خون
هم ای دون برون از تنت جان کنم
ددان را به جسم تو مهمان کنم
پس آنگه به یک تن از آن انجمن
بگفتا که بپذیر فرمان من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این قطعه، داستانی از مرجانه شاد و پیروزی او بر بیدادگریها روایت میشود. او که از خبر خوشی آگاه شده، دلش از غم آزاد میشود و شروع به پرسش از خوش خبر میکند درباره دو کودک یتیم. خوش خبر داستان را تعریف میکند و در عین حال مرد بداندیش به او شکایت میکند. شگفتی مرد شوم از شنیدن داستان باعث میشود که به مرگ نرم و خنک دلش نداشته باشد. او با بغض به کودکان نگاه میکند و متوجه بیرحمی خود میشود. در نهایت، او به حارث میگوید که نباید یتیمان را در خانهاش برداشت و از این کارش عذرخواهی میکند و به یکی از اعضای جمع دستور میدهد که از او پیروی کنند. به طور کلی، این متن به افکار درونی شخصیتها و تغییر نگرش آنها نسبت به مهمانان و یتیمان پرداخته است.
هوش مصنوعی: پسر مرجان به خوشحالی با شتاب میتازد و به کارهای خوب خود افتخار میکند.
هوش مصنوعی: خبر خوشی از ستمگر به او رسید و دلش از غمها آزاد و شاد شد.
هوش مصنوعی: از او پرسیدند که ای خوشخبر، این دو نفر بیپدر را از کجا پیدا کردهای؟
هوش مصنوعی: او گفت که در شب، مهمان من در خانه خودم بودند.
هوش مصنوعی: او گفت که از صحبتها و گفتگوها چیزی نقل نکن و هیچ چیز را پنهان نکن، هرچه هست سریعاً به من بگو.
هوش مصنوعی: مرد بداندیش هر چیزی را که دیده و شنیده، به طور یکجا و به همراه افکار منفی خود بیان کرد.
هوش مصنوعی: تعجبآور است که دل انسان سنگین و سخت میشود، اما سخنان او چنان تأثیری دارد که دل را نرم و انعطافپذیر میکند، مانند موم.
هوش مصنوعی: لحظهای به چهرهی کودکان نگاه کرد و با وجود تمام دشمنیهایی که وجود داشت، اشکهایش جاری شد.
هوش مصنوعی: سپس به حارث گفت که ای دل، تو باید مانند پولاد محکم و استوار باشی.
هوش مصنوعی: چشمها هیچگاه چنین میزبان مهربانی را ندیدهاند که با این خوشحالی و محبت از میهمانی در خانهاش پذیرایی کند.
هوش مصنوعی: دل تیره تو چه وقتی راضی شد که این جوان را به خون خود کشاندی؟
هوش مصنوعی: ای بیارزش، من از وجود تو روح را جدا میکنم و موجودات وحشی را به جسم تو دعوت میکنم.
هوش مصنوعی: سپس به یکی از اعضای آن جمع گفت که فرمان من را بپذیر.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.