بخش ۱۱۲ - ذکر رسیدن نامه ی ابن زیاد بدبنیاد به عمر بن سعد
دگر روز آب شب که چرخ بلند
جهان را ردای شب ازتن فکند
هوا دم زرخشان رخ هورزد
سر از کوهسار آتش طور زد
سواری پدید آمد از گرد راه
به نزد عمر رفت آن رو سیاه
یکی نامه دادش زابن زیاد
بخواندش چو آن ریمن پرفساد
بدید آنکه بنگاشته اهرمن
که کردم از اینت سرانجمن
که برگیری از تن سرشهریار
فرستی بر من به کوفه دیار
نهشتم دگر عذر بهر تو من
به فرمانت کردم سپاهی کشن
برآن باش تا آنکه هر صبح و شام
به سوی من از خود رسانی پیام
به پور پیمبر ببند آب را
بکش تشنه لب شاه و اصحاب را
مهل رخ سوی آب شیرین نهند
که تا جان شیرین به تلخی دهند
ستمگر چو بر خواند آن نامه را
نو آییین کین کرد هنگامه را
به عمروابن حجاج ناپاکزاد
هزاری چهار ازسواران بداد
که بر آل پیغمبر و پیروان
ببندند از کینه آب روان
چنان کرد عمرو بن حجاج کار
که فرمودش اهریمن نابکار
سپهرا به هم بشکند چنبرت
فتد افسر مهر و ماه از سرت
به آل نبی کین فزودن چرا؟
به کام بد اندیش بودن چرا؟
ددان را گوارنده آب روان
لب تشنه شیران یزدان نوان
به هم بشکنی بال طاووس باغ
که گردد ستاک کلان جای زاغ
به گردندی خویش چون دشمنی؟
به یزدان پناهم که اهریمنی
تو دادی بساط سلیمان به یاد
ازین پس من و مهر تو این مباد
سوی آب بستن چو دشمن شتافت
به یاران شه تشنگی دست یافت
یکی تیشه بگرفت دست خدای
به پشت سراپرده آن رهنمای
سوی قبله بنهاد نه گام زود
زمین را بدان تیشه لختی شخود
بجوشید ازامر جان آفرین
یکی ژرف چشمه درآن سرزمین
شهنشاه و یاران فرخ تبار
بخوردند از آن آب شیرین گوار
نمودند سیراب اسب و شتر
سپس مشک ها زآب کردند پر
چو بگذشت لختی ز چشم جهان
شد آن چشمه چون آب حیوان نهان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در داستان، روزی پس از شب، وقتی که آسمان روشن میشود، سوار سیاهی به نزد عمر میرود و نامهای از زابن زیاد به او میدهد. در این نامه، آمده است که از عمر درخواست میشود که آب را بر آل پیامبر ببندد تا آنها و یارانشان تشنه بمانند. عمر، تحت تأثیر این نامه و به تحریک عمرو بن حجاج، تصمیم میگیرد که آب را بر روی آنها ببندد.
عمر به عمرو بن حجاج دستور میدهد تا نیروهایش را برای جلوگیری از دسترسی آل پیامبر به آب بفرستد. در این حین، یکی از یاران عمر، تیشهای به دست میگیرد و با آن به زمین میزند که منجر به جوشیدن چشمهای از آب شیرین میشود. شاه و یارانش از آن آب مینوشند و سیراب میشوند. اما در نهایت، چشمه به حالت نهان در میآید، به گونهای که تنها جان آفرینان از آن مطلع میشوند. این داستان به تضاد میان ظلم و نیکی و نیاز به آب و حیات در تاریخ اشاره دارد.
هوش مصنوعی: روز دیگری میرسد که شب مانند یک پرده، جهان را رها میکند و به جای آن روز طلایی میآید.
هوش مصنوعی: هوای روشن و دلنشینی است که در آن، خورشید از پشت کوهها سر برآورده و نورش همچون آتشی در کوههای بلند میتابد.
هوش مصنوعی: یک سوار سیاهپوست از دور به سمت عمر آمد.
هوش مصنوعی: یک نفر نامهای به او داد که باید آن را خیلی زیاد میخواند، مثل داستان ریمن که پر از فساد و مشکل است.
هوش مصنوعی: دیدم که شیطانی را بهوجود آوردهام و به خاطر این کار از جمع شما دور شدم.
هوش مصنوعی: تو از سر آن شاه بزرگ، چیزی به من بفرست که در کوفه زندگی میکنم.
هوش مصنوعی: من برای تو عذر و بهانهای دیگر دارم و به خاطر تو به فرمانت آمادهام تا در میدان جنگ بجنگم.
هوش مصنوعی: سعی کن هر صبح و عصر از طرف خودت خبری از حال و احوالت به من برسانی.
هوش مصنوعی: به فرزند پیامبر لطف کن و آب را به او بده، تا اینکه تشنگی شاه و همراهانش رفع شود.
هوش مصنوعی: اجازه ندهید که چهره زیبا به آب شیرین نزدیک شود، زیرا این کار باعث میشود جان شیرین شما با تلخی مواجه شود.
هوش مصنوعی: زمانی که ستمگر آن نامه جدید را بخواند، بر اثر آن، شور و هیجانی به وجود میآید.
هوش مصنوعی: عمرو ابن حجاج، فرماندهای ناپاک و بدذات، هزار و چهار سوارکار را به خدمت گرفت.
هوش مصنوعی: از کینه و دشمنی، به خاندان پیامبر و پیروان او آسیب برسانند و بر آنان ظلم کنند.
هوش مصنوعی: عمرو بن حجاج اینگونه عمل کرد که او را به شیطان بدجنس سپرده بودند.
هوش مصنوعی: اگر آسمان را بشکنی، تاج خورشید و ماه از سرت خواهد افتاد.
هوش مصنوعی: چرا باید به خاندان پیامبر ظلم و ستم کرد؟ چرا باید به فکر بد و ناپسند بود؟
هوش مصنوعی: حیات وحش از آب زلال بهرهمند میشود و شیران که موجودات نیرومندی هستند، در کنار آن آب در جستجوی زندگی و مایحتاج خود هستند.
هوش مصنوعی: اگر بالهای طاووس باغ را بشکنی، دیگر آن زیبا و با شکوه نخواهد بود و جای آن، زاغ سیاه و بیزیبایی خواهد نشسته.
هوش مصنوعی: چرا در دور و بر خود مانند یک دشمن رفتار میکنی؟ به خدا پناه میبرم که از شیطان دور باشم.
هوش مصنوعی: تو به من قدرت و امکاناتی همچون سلیمان بخشیدی، اما از این پس، من و علاقهام به تو این طور نخواهد بود.
هوش مصنوعی: وقتی دشمن به سمت آب رفت، یاران شاه به تشنگی گرفتار شدند.
هوش مصنوعی: یک نفر تیشهای را در دست خداوند گرفت و به پشت پردهاش، که نشانگر راهنمایی است، اشاره کرد.
هوش مصنوعی: به سوی قبله گام برداشت و زمین را به تیشهای نرم و آرام برداشت.
هوش مصنوعی: از دستور و فرمان جان آفرین، چشمهای عمیق در آن سرزمین به وجود آمد.
هوش مصنوعی: شاه و یاران نیکزاد او از آن آب شیرین و خوشمزه نوشیدند.
هوش مصنوعی: آنها آب را به اسب و شتر دادند و سپس مشکها را از آب پر کردند.
هوش مصنوعی: پس از مدتی که از دید جهان گذشت، آن چشمه به مانند آب حیات در پنهان ماند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.