هلال غره ی شوّال را زدوده حسام
پدید گشت چو تیغ خدایگان ز نیام
چه روی داده ندانم هلال را کاین سان
خمیده پشت بر آمد ز چرخ مینافام؟
خود ار به روزه گشودن جواز داد چراست
چون روزه داران لاغر تن و ضعیف اندام؟
به شکل سیمین جامی پدید گشت و درین
کنایتی است که از می کشید باید جام
کنون به گوشه ی ابرو هلال رندان را
خبر دهد که سر آمد زمان ماه صیام
حرام کرد می، ار زانکه ماه روزه به ما
کنون مباح شد آن می که پیش بود حرام
مقیم مسجد بودم مهی اگر چه کنون
کنم به میکده سالی اگر دهند مُقام
زمان بزم خواص آمد و فراغت و حال
هزار شکر که رستم ز ازدحام عوام
کنون رکوع صراحی به بزم مستان بین
به ماه پیش دیدی بسی رکوع امام
بنوش باده به فتوای من به ناله ی چنگ
بویژه از کف مه طلعتی لطیف اندام
کسی که کشتهٔ تیر نگاه یار نگشت
عجب مراست که چون می نهد به محشر گام؟
بنوش جامی و جامی مرا بده که کشم
به طاق ابروی عمّ شهنشه اسلام
حسام سلطنت آن نامور امیر که هست
درنده ناخن تیغش چو پنجهٔ ضرغام
برد ضیا ز فروغ ضمیر او خورشید
کند حذر ز نهیب حسام او بهرام
زمانه بودی چون بُختی گسسته مهار
به دست او نسپردی گرش خدای زمام
نه باد راست به آیین عزم او جنبش
نه کوه راست به کردار حزم او آرام
خدایگانا در نامه ی ملوک جهان
ترا نخست به مردی نگاشت باید نام
دل عدو شکرد هیبت تو چون زوبین
صف سپه شکند صولت تو چون صمصام
ملک به است ز کیخسرو [و] ز افریدون
تو در نبرد دلاورتری ز رستم و سام
شهان جهان بگرفتند اگر به تیغ و سپاه
تو شهر و باره گشایی همی به پیک و پیام
هر آنکه گردش چشمی نظر ز لطف تو دید
دگر نگردد گرد دلش غم ایام
چو پسته هر که نخندد به عهد تو ز خوشی
زمانه اش به در آرد [ز] پوست چون بادام
اگرچه چرخ بپرورد شیرمرد بسی
زمانه را چو تو شیری برون نشد ز کنام
که جز تو پیکر گردان درید با دم تیغ؟
که جز تو گردن مردان کشید در خم خام؟
هلال نیست که گردد پدید هر سر ماه
ز رشک تیغ تو کاهد به چرخ بدر تمام
همی بگردد تا گرد خاکدان افلاک
همی بتابد تا در دل فلک اجرام
ز فیض رحمت پروردگار و رأفت شاه
تو را سعادت جاوید باد و عزّ مدام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وصف هلال شوال میپردازد که نماد پایان ماه رمضان و آغاز زمان بزم و خوشگذرانی است. او با اشاره به لاغری روزهداران و جواز نوشیدن می در این زمان، به احساس شادی و آزادی بعد از یک ماه روزهداری اشاره میکند. شاعر همچنین به قدرت و شجاعت حسام، امیر بزرگ، اشاره میکند و او را قهرمان و برتر از قهرمانان افسانهای نظیر رستم و سام میداند. در نهایت، شاعر آرزوی سعادت و عزت برای حسام و تقدیر از رحمتی که از جانب خداوند به او عطا شده، میکند.
هوش مصنوعی: هلال زیبای ماه شوّال از بین رفته و شمشیری مانند تیغ خدایان از نیام بیرون آمده است.
هوش مصنوعی: نمیدانم چه حادثهای پیش آمده که هلال به این شکل خمیده و غمگین از آسمان ظاهر شده است.
هوش مصنوعی: اگر خود را به روزه گرفتن آزاد گذاشتهای، چرا این کار را انجام میدهی وقتی روزهداران معمولاً ضعیف و لاغر هستند؟
هوش مصنوعی: یک جام نقرهای شکل گرفت و این بهانهای است که باید از آن شراب بنوشیم.
هوش مصنوعی: اکنون زمان آن رسیده است که هلال ابرو خبر برای اهل رندان بیاورد که دوران ماه روزه به پایان رسیده است.
هوش مصنوعی: اگر با وجود اینکه روزهدار بودیم، حالا نوشیدن آن شراب که قبلاً حرام بود، برای ما مجاز شده است، پس نوشیدن آن را حرام کردهایم.
هوش مصنوعی: من در مسجد زندگی کردم، و اگرچه اکنون میخواهم به میکده بروم، امیدوارم سالی مقام شایستهای به من بدهند.
هوش مصنوعی: زمان جشن و مهمانی خاص فرارسیده و احساس خوشحالی و آرامش وجود دارد، چرا که رستم از شلوغی مردم عادی دور شده است.
هوش مصنوعی: اکنون به دقت نگاه کن که چگونه صراحی در میخانهای پر از نشاط به حالت رکوع درآمده است. آیا در ماه پیش ندیدی که بسیاری از امامها نیز چنین رکوعی را تجربه کردند؟
هوش مصنوعی: نوشیدنی را که من میگویم، بنوش، به همراه نالههای چنگ، به ویژه از دست کسی که زیباییاش مانند مه لطیف و دلانگیز است.
هوش مصنوعی: عجب است که کسی که در برابر نگاه معشوق دلش تپیده و دچار عشق شده، در روز حساب چگونه پا به جلو میگذارد.
هوش مصنوعی: یک جام بنوش و یک جام دیگر هم به من بده تا با آن به زیبایی ابروهای عمّ شهنشه اسلام نظر کنم.
هوش مصنوعی: حسام، سلطان معروفی است که قدرت و شجاعت او مانند ناخنهای تیز تیغی است که به شدت به دشمنان حمله میکند، درست مانند پنجههای شیر.
هوش مصنوعی: نور ضیاء از روشنایی دل او میتابد، به طوری که خورشید از قدرت و هیبت او میهراسد.
هوش مصنوعی: زمانه مانند بختی بریده و گسیخته است. اگر کنترل و هدایت زندگی را به دست خدا واگذار نکرده باشی، از آن در راه خود استفاده نکن.
هوش مصنوعی: نه وزش باد میتواند عزم و اراده او را منحرف کند و نه استقامت کوه میتواند در برابر تدبیر و احتیاط او بیتوجه باشد.
هوش مصنوعی: ای خداوند بزرگ، در نامهای که به پادشاهان دنیا فرستادهای، ابتدا باید نام تو را به عنوان مردی شایسته ذکر کنند.
هوش مصنوعی: دل دشمن از قدرت تو میلرزد، چنانکه تیر سر نیزه، صف دشمن را میشکافد. اقتدار تو مانند شمشیر، دشمنان را به زانو در میآورد.
هوش مصنوعی: بهتر از کیخسرو و افریدون، تو در میدان نبرد دلیرتر از رستم و سام هستی.
هوش مصنوعی: اگرچه پادشاهان دنیا با شمشیر و سپاه به تسخیر میپردازند، تو با نامه و پیام، شهرها و کشورها را فتح میکنی.
هوش مصنوعی: هر کسی که از نگاه محبتآمیز تو بهرهمند شده باشد، دیگر دلش به غم و اندوه روزگار مشغول نخواهد شد.
هوش مصنوعی: هر کسی که در وفاداری به تو نخندد و جدی باشد، مانند پستهای است که پوستش را به خاطر شادی دنیا از دست میدهد.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه زمانه مردان بزرگی را پرورش داده، اما هیچ کس به عظمت و شجاعت تو از لانهاش بیرون نیامده است.
هوش مصنوعی: آیا غیر از تو کسی بوده که با تیغ خود، پیکر دشمنان را بکشند؟ آیا جز تو کسی بوده که در صحنه نبرد، گردن مردان را در حین خم شدن بزند؟
هوش مصنوعی: ماه کامل نیست که هر کجا دیده شود، بلکه از شدت زیبایی و جاذبهات، حتی ماه در آسمان هم کمرنگتر و کمنورتر به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: این شعر به طور غیر مستقیم به حرکت و گردش celestial bodies و تأثیرات آنها بر جهان اشاره دارد. به تصویر کشیدن اینکه اجرام آسمانی در حال چرخش و تابش هستند و این حرکات همواره به وقوع میپیوندد. این تصویر نشاندهنده زیبایی و عظمت آسمان و تأثیر آن بر زمین و موجودات روی آن است.
هوش مصنوعی: از نعمت رحمت خداوند و محبت پادشاه، برای تو آرزوی سعادت پایدار و عزت همیشگی دارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دریغم آید خواندن گزاف وار دو نام
بزرگوار دو نام از گزاف خواندن عام
یکی که خوبان را یکسره نکو خوانند
دگر که: عاشق گویند عاشقان را نام
دریغم آید چون مر تو را نکو خوانند
[...]
سرودگوی شد آن مرغک سرودسرای
چو عاشقی که به معشوق خود دهد پیغام
همی چه گوید؟ گوید که: عاشقا، شبگیر
بگیر دست دلارام و سوی باغ خرام
امید نیکی و تاج ملوک و صدر کرام
بزرگ خسرو آزادگان و فخر انام
بمین دولت و دولت بدو همیشه عزیز
امین ملت و ملت بدو گرفته نظام
سپهر کلی و جزوی بدو نموده هنر
[...]
دریغم آید خواندن گزاف وار دو نام
بزرگوار دو نام از گزاف خواندن عام
یکی که خوبان را یکسره نکو خوانند
دگر که عاشق گویند عاشقان را نام
دریغم آید چون مر ترا نکو خوانند
[...]
بنفشه زلف من آن سرو قد سیم اندام
بر من آمد وقت سپیده دم به سلام
درست گفتی کز عارضش برآمده بود
گه فرو شدن تیره شب سپیده بام
ز عود هندی پوشیده بر بلور زره
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.