در دیار کرم افسوس که دیار نماند
نرهد دل ز غم امبار چو غمخوار نماند
صرصر حادثه بر گلشن افضال گذشت
سرو آزاده شکست و گل بیخار نماند
سخن اهل هنر جمله دریغست برانک
مظهر مرحمت و رأفت دادار نماند
عز دین طاهر اسحق که تا شد ز جهان
در جهان کرم از مکرمت آثار نماند
آنکه تا مشتریی همچو وی از رشته فضل
شد برون رونق آن رشته و بازار نماند
...شود آخر پس ازین
...ـار نماند
....ک ز بار
.....ـار نماند
....ز جهان
....ـار نماند
....و از دیده برفت
...برد دل چه متاعست چو دلدار نماند
روضه خلد برینت ز خدا میخواهم
بیتو زین پس همه عمرم به جز این کار نماند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این مرثیه، شاعر با تألم از فوت طاهر بن اسحق، فقدان او را به شدت احساس میکند و به غم و اندوهی که بر دلها نشسته اشاره میکند. او از زیباییهای دیار کرم سخن میگوید که اکنون بینصیب مانده است و یادآوری میکند که فقدان طاهر باعث زوال حسن و فضل شده است. این شاعر به قدرت و نیکیهای طاهر اشاره میکند و میگوید که پس از رفتن او، دیگر چیزی از مظاهر رحمت و رأفت باقی نمانده است. در پایان، شاعر آرزوی بهشت و خلد را برای خود دارد و میگوید که همه عمرش به جز این آرزو چیزی دیگری نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: در سرزمینی که بزرگواری و محبت وجود داشت، افسوس که دیگر آن دیار باقی نماند. دل نمیتواند از ناراحتی رها شود وقتی کسی برای دلخوشی و تسکین وجود نداشته باشد.
هوش مصنوعی: فاجعهای بر سرزمین نعمتها فرود آمد، در نتیجه سرو مستقل و آزاد سرنگون شد و دیگر گلی بدون خار بر جا نماند.
هوش مصنوعی: سخن هنرمندان همیشه از روی تأسف و حسرت است، زیرا در دنیای امروز جایی برای نمایش شادی و محبت الهی باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: عزیز دین طاهر اسحاق، وقتی از این دنیا رفت، در جهان مهربانی دیگر هیچ نشانهای از خوبیها و بزرگواریهای او باقی نماند.
هوش مصنوعی: کسی که مانند او در علم و فضیلت به اوج برسد، باعث میشود که آن علم و بازار آن دیگر رونق نداشته باشد.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که زمانی فرا میرسد که دیگر چیزی از آن وضعیت کنونی باقی نخواهد ماند و همه چیز تغییر خواهد کرد.
هوش مصنوعی: بار سنگینی بر دوش دارد که دیگر تحمل آن ممکن نیست و این بار مانع از حرکت و پیشرفت او شده است.
هوش مصنوعی: در اینجا به این نکته اشاره میشود که از جهان و دنیا چیزی باقی نمانده است. به بیان دیگر، تمام داراییها و زیباییهای دنیوی فانی و زودگذر هستند و در نهایت چیزی از آنها باقی نمیماند.
هوش مصنوعی: زمانی که محبوب از نظر دور میشود، دل با چه چیزی میتواند آرامش یابد؟ وقتی که محبوب دیگر نیست، هیچ چیز ارزشمند نمیماند.
هوش مصنوعی: من از خدا بهشت را میخواهم و آرزو دارم که از این پس تمام عمرم فقط به این کار بگذرد و به چیز دیگری مشغول نشوم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خانه خالی شد و در کوی دل اغیار نماند
همه غم رفت و ه بغیر از غم آن یار نماند
گر چه در پای دلم خار جفا بود، دگر
گل به دست آمد و در پای دلم خار نماند
آن گروهی که به آزار دلم کوشیدند
[...]
در دیار کرم افسوس که دیار نماند
نرهد دل ز غم امبار چو غمخوار نماند
با وجود نگه مست تو هشیار نماند
پس از این ساقی خود باش که دیار نماند
در خور دولت بیدار نگردد هرگز
آن که شب تا سحر از عشق تو بیدار نماند
زینهار از تو که هنگام شهادت ما را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.