گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ابوسعید ابوالخیر

هر کو ز در عمر درآید برود

چیزیش به جز غم نگشاید برود

از سر سخن کسی نشانی ندهد

ژاژی دو سه هر کسی بخاید برود

ابن یمین

رفتند و رویم و هر که آید برود

هر چیز که شاید و نشاید برود

دانم چو نباید آنچ با تو نبود

آنهم که ببایدت نپاید برود

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ابن یمین
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه