گنجور

 
ابن یمین

قطب سپهر مکرمت ای یافته دلم

از جود تو چو ذره ز خور تاب زندگی

بر من که مرده بودم از احداث روزگار

مهرت گشاد بار دگر باب زندگی

در خشکسال مکرمت ابر سخات زد

بر تاب آتش جگرم آب زندگی

باز آر از آنشراب کهن شربتی بجام

کآنست رکن اعظم اسباب زندگی

گر اهتمام لطف تو نبود گسسته دان

از خیمه وجود من اطناب زندگی

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
سعیدا

تلخی کند به کام خضر آب زندگی

بیدار چون شود ز شکر خواب زندگی

از غفلت است این همه عمر دراز خضر

بدتر ز خواب مرگ بود خواب زندگی

چون تیغ گرم در پی تحصیل آبروی

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه