گنجور

 
ابن یمین

گفتند چو هست رزق مقسوم

زحمت چه کشی ز بهر جستن

گفتم که بلی ولی ازین پیش

گشتست حواله گه معین

روزی یکی بمصر و شامست

و آن دگری بروم و ارمن

از بنده مبین تو این تکاپوی

کین حکم خدای راند بر من

بی هیچ شکی نفاذ یابد

حکمی که کند خدای ذوالمن

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
جمال‌الدین عبدالرزاق

از جود تو گشته تهی دست

وز صیت تو گوش آسمان

مجیرالدین بیلقانی

تا دستخوش جهان شدم من

در دست قناعتم ممکن

خود را به هزار فن گسستم

از همدمی جهان پر فن

تا پیشرو آتش اثیرست

[...]

سید حسن غزنوی

ای راحت روح و رامش تن

وصل تو طرب فزای و شیون

بر بوی لب تو عقل سر مست

وز رنگ رخ تو خانه گلشن

از شرم چو روی برفروزی

[...]

مولانا

مال است و زر است مکسب تن

کسب دل دوستی فزودن

بستان بی‌دوست هست زندان

زندان با دوست هست گلشن

گر لذت دوستی نبودی

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه