گنجور

 
ابن یمین

مرجع اهل حیل مجمع تزویر و نفاق

شرف دولت و دین قدوه اصحاب ضلال

آن بدنیا شده مغرور چنان پندارد

که بزرگی جهان جمله بمال است و منال

با بزرگی کرم و خوی خوش ار حاجت نیست

او بزرگیست که گردونش ندیدست همال

زو ندیدست کرم هیچکس الا در خواب

و آن کرم نیست که دیدست خیالست خیال

ملکات وی اگر چه همه با نقصانست

لیک بخلش بود و خبث طبیعت بکمال

اعتقادش چه توان گفت عفی الله ملحد

نکند یاد سلف جز ببدی در همه حال

سخنی کش نبود فایده گوید همه وقت

که در آن طبع غلیظش نتوان یافت کلال

لیک یک نکته لطفش مدد روح دهد

گر بگوشش برسد جای کلالست و ملال

با چنین کس بسوی روضه رضوان نرود

هر که بر پای دل او بود از عقل عقال

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
فرخی سیستانی

تا گرفتم صنما وصل تو فرخنده به فال

جز به شادی نسپردم شب و روز ومه و سال

چه بود فالی فرخنده تر از دیدن دوست

چه بود روزی پیروزتر از روز وصال

بینی آن زلف سیاه از بر آن روی چو ماه

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از فرخی سیستانی
ازرقی هروی

از هری گر سوی اوغان شوی، ای باد شمال

باز گویی ز هری پیش ملک صورت حال

گویی: آن شهر، کجا بود دل بخت بدو

شادمان همچو دل مرد سخی وقت نوال

بی تو امروز همی نوحه کند بخت برو

[...]

قطران تبریزی

چه بود بهتر و نیکوتر از این هرگز حال

داد پیدا شد و پنهان شد بیداد و محال

باز رفته بکنار و شده آواره غراب

یافته شیر نیستان و شده دور شگال

ماه چونان شده کو را نبود هیچ خسوف

[...]

سوزنی سمرقندی

حاجب بوم یکی از سپید است بفال

. . . ایگانش چو جلاجل شده دمش چو دوال

خاصه را صید گرفتار میان چنگال

عامه مردم را داده از آن صید حلال

انوری

ای ترا کرده خداوند خدای متعال

داده جان و خرد و جاه و جوانی و جمال

حق آنرا که زبر دست جهانی کردت

که مرا بیهده بی‌جرمی در پای ممال

بکرم یک سخن بنده تامل فرمای

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از انوری
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه