گنجور

 
ابن یمین

دختران ضمیر ابن یمین

همه چستند و چابک و چالاک

در پس پرده طبیعت خویش

آنچنانشان بپروریدم پاک

که اگر هم بدست نامحرم

افکندشان فلک ندارم باک

ببلاغت رسیده اند و کفو

نیست شوئی و من ازین غمناک

ور بدین خواجگان که کفو نیند

میدهمشان ز شومی افلاک

بره و رسم جاهلیتشان

کرده باشم بزندکی در خاک

حال ابناء روزگار اینست

نیتم نیست بعد ازین الاک

نزنم دم بشعر تا بزیم

جز باطرای خواجه لولاک

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
عنصری

چون مراغه کند کسی بر خاک

چون برد خاک او چه دارد باک

مسعود سعد سلمان

گر کنم جامه ها ز پیری چاک

زآن ندارد به جبه پیری باک

گر نشاطی که در تن آمده بود

به جوانی نشد به پیری پاک

مژده مرگ پیری آرد و بس

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مسعود سعد سلمان
ابوالفرج رونی

ای چو نام تو اعتقاد تو پاک

انجم همت تو بر افلاک

غایت شادی تو از رادی

غارت رادی تو از املاک

جرم خوان قمر ترا سفره

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه