پنج روزی که درین توده خاکت وطنست
بتف آتش سودا چه پزی دیک هوس
طوطی روح ترا سدره نشیمن زیبد
بهر شکر مکنش بسته درین تیره قفس
تا بصد سال دگر زین همه خلقان جهان
از نوادر بود ارزنده بماند یک کس
چون ترا رحلت ازین دار فنا در پیش است
جهد کن تا همه نیکی تو گویند ز پس
گر ترا هست هنر عیب کسان باز مجوی
کاندرین ملک چو طاوس بکارست مگس
بشنو از ابن یمین یک سخن نغز مفید
از بدی دور شو اینست ره جنت و بس
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به اهمیت توجه به زندگی و آزادی روح اشاره دارد. شاعر از زندگی کوتاه انسانها در دنیا یاد میکند و تأکید میکند که نباید در قفس محدودیتها و خواستههای دنیوی زندگی کرد. وی از ما میخواهد تا با نیکوکاری و دوری از بدیها زندگی کنیم و به جای بررسی عیوب دیگران، بر هنر و فضایل خود تمرکز کنیم. در نهایت، شاعر به ما هشدار میدهد که در این دنیا، خاطره نیکی و خوبیها از ما باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: پنج روزی که در این خاک زندگی میکنی، به فکر چه آرزوهایی هستی که در دل داری؟ زندگی زودگذر است و نباید به آرزوهای خام و دور از دسترس دل بست.
هوش مصنوعی: طوطی که روح توست، باید در گلخانهای زیبا و دلپذیر زندگی کند، نه اینکه در این قفس تاریک و غمانگیز محبوس باشد، زیرا آنقدر شیرین و ارزشمند است که شایستهی بهترین شرایط است.
هوش مصنوعی: تا صد سال دیگر از میان تمام مردم دنیا، فقط یک نفر از این افراد خاص و برجسته باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: وقتی که خبر جداییات از این دنیای مادی نزدیک است، تلاش کن تا همه خوبیهها و نیکیهای تو را بعد از رفتنت بگویند و به یاد بسپارند.
هوش مصنوعی: اگر هنری داری، به عیبجویی دیگران نپرداز، زیرا در این ملک مانند طاووس زیبا، مگس نیز حضور دارد.
هوش مصنوعی: از ابن یمین یک نکته خوب و سودمند بشنو: از کارهای زشت و ناپسند دوری کن، این راهی است به سوی بهشت و هیچ چیز دیگری.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
درگه خلق همه زرق و فریبست و هوس
کار درگاه خداوند جهان دارد و بس
هر که او نام کسی یافت ز آن درگه یافت
ای برادر کس او باش و میندیش از کس
بندهٔ خاص ملک باش که با داغ ملک
[...]
بنده خاص ملک باش که با داغ ملک
روزها ایمنی از شحنه و شبها ز عسس
هر که او نام کسی یافت، از این درگه یافت
ای برادر کس او باش و میندیش ز کس
بلبل گلشن قدسم شده از جور فلک
بیگنه بسته زندان و گرفتار قفس
آمده روضه فردوس برین مانده بجای
گل سیراب و سمن ساخته از خار و ز خس
نه چو بلبل منم آن سدره نشیمن شهباز
[...]
عشق داریم بدیدار تو ایجان بهوس
نکنم از غم دیدار تو جاویدان بس
مردم دیده عشاق تو را می بینم
روشن است از مه رخسار تو چشم همه کس
عشق دریاست بر او هر دو جهان کف باشد
[...]
شد ز خط لعل تو ایمن ز شبیخون هوس
در شب تار بود شهد مسلم ز مگس
در حرامی است اگر باده نشاطی دارد
دختر رز به حلالی نشود قسمت کس
نفس را غفلت دل باعث جرأت گردد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.