گنجور

 
ابن یمین

چونکه سفر جزم کرد خسرو جمشید فر

باد نگهبان خدا در سفرش از خطر

تاج ملوک جهان شاه بسیط زمین

آنکه فلک بنده وار بست به پیشش کمر

و آنکه سپهر از پی مرکبش آرد پدید

هر سر ماهی هلال نعل مطلا بزر

و آنکه سراسیمه شد از حسد قدر او

چرخ فلک آنچنانک پای نداند ز سر

رایت او چون نهاد روی بجنگ عدو

گشت روان همدمش لشکر فتح و ظفر

با سپه بیشمار چون خردش دید گفت

خسرو سیارگان ساخت ز انجم حشر

از خبر جنبش لشکر منصور او

هست عدو آنچنانک نیستش از خود خبر

بهر سپاهش فلک ساخت سپر ز آفتاب

وز اثر دولتش تیغزن آمد سپر

حاجت آن نیستش کو بشکد خصم را

خود کند از بهر او دست قضا این قدر

کامروا خسروا زود بود آنکه باز

بیندت ابن یمین آمده شاد از سفر

واو ز پی تهنیت هر نفسی ابر وار

در قدمت میکشد مرسله های دگر

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
امیر معزی

در قدح مشک‌بوی باده بیار ای غلام

وز لب یاقوت رنگ بوسه بده ای پسر

گلبن اندیشه را بُن‌ ِبکَن و سر بزن

تات به باغ نشاط تازه‌گل آید به ‌بر

آن چو لب لعل ‌دوست ابین‌ا‌ وین چو سر زلف‌ یار

[...]

مشاهدهٔ ۲۰ مورد هم آهنگ دیگر از امیر معزی
سنایی

اسب قناعت بتاز پیش سپاه قدر

عدل خداوند را ساز ز فضلش سپر

مجیرالدین بیلقانی

پرده مستان نواخت زخمه باد سحر

باده ده ای عشق تو همچو سحر پرده در

دایره بزم را نقطه چو از خال تست

ساغر تا خط بیار سر ز خط ما مبر

مردمیی کن به شرط از پی ما پیش از آنک

[...]

مولانا

چون سر کس نیستت فتنه مکن دل مبر

چونک ببردی دلی باز مرانش ز در

چشم تو چون رهزند ره زده را ره نما

زلفت اگر سر کشد عشوه هندو مخر

عشق بود گلستان پرورش از وی ستان

[...]

مشاهدهٔ ۶ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
حکیم نزاری

ای دل اگر عاشقی از سرجان درگذر

تیغ غمِ عشق بین قصّه مخوان الحذر

بوی سلامت مبر در صفِ عشّاق از آنک

سینۀ عاشق بود تیرِ بلا را سپر

بی سر و پا شو چو گوی در خمِ چوگانِ عشق

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه