همی شد رهی دی بنزد بزرگی
بدان تا دمی حق صحبت گذارد
یکی گفت ضایع چرا میکنی عمر
چگونه کسی تخم در شوره کارد
برو ترک او گیرو بنشین بکنجی
که این صحبت الا ندامت نیارد
نه او خود رساند بتو هیچ خیری
نه شر کسی از تو هم باز دارد
خردمند ازینگونه کس را که او هست
وجود و عدم هر دو یکسان شمارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده به فردی نصیحت میکند که چرا عمر خود را با صحبت کردن با فردی بیفایده تلف میکند. او میگوید بهتر است به جای این شخص بیمفید، زمان خود را صرف کارهای دیگر کند، زیرا این صحبتها تنها به ندامت منجر میشود و نه خیر و نفعی به دنبال دارد. خردمند واقعی کسی است که وجود و عدم چنین افرادی را یکسان میداند.
هوش مصنوعی: رهی به نزد بزرگمردی میرفت تا لحظهای گفتوگو کند و از حقایق سخن بگوید.
هوش مصنوعی: یکی گفت چرا عمرت را هدر میکنی؟ مگر میشود کسی در زمین شورهزار دانه بکارد و انتظار برداشت هم داشته باشد؟
هوش مصنوعی: به او بگو که از او دوری کن و در گوشهای بنشین. این حرفی که میزنی، جز ندامت و پشیمانی چیزی به همراه نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: نه او به تو هیچ خوبی نمیرساند و نه کسی دیگر تو را از بدیها حفظ میکند.
هوش مصنوعی: عاقل و فرزانه، کسی را که وجود و عدم را برای او یکسان میداند، میشناسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به درگاه دانش که باشد که از من
سلامی رساند پیامی گذارد
بگوید که منت برد از تو هر کس
برانی پزد یا خورد یا که خوارد
به مینو درون زی جهان جان بوران
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.