بر اوج فلک رایت سروری را
ز جمع بزرگان کسی میرساند
که داد و ستد باشدش با سخنور
زری میدهد گوهری میستاند
چنین گر نباشد چرا مرد فاضل
باستد بپا پیش او مدح خواند
چه خوش نکته ئی گفت شیرین زبانی
کز او تا جهان باشد این نکته ماند
طمع چون بریدم من از مال خواجه
زنش غر که خود را کم از خواجه داند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این بیت ها به ستایش فردی از بزرگان پرداخته شده که در اوج مقام و سروری است. این فرد در تعاملات خود با سخنوران، مخصوصاً در داد و ستد، به تبادل زر و گوهر اهمیت میدهد. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که برای مردان فاضل میارزد تا در مدح او برآیند و به سخنهای شیرین او توجه کنند. در انتها، شاعر از طمع و احساس خود نسبت به مال خواجه سخن میگوید و بیان میکند که همسر او خود را در مقام برتر از خواجه میداند.
هوش مصنوعی: در بالای آسمان، پرچمِ رهبری و بزرگی را کسی از میان جمع بزرگان به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: او به شخصی که سخنرانی خوبی دارد، طلا میدهد و در عوض جواهر میستاند.
هوش مصنوعی: اگر مرد دانا و فاضل چنین نباشد، پس چرا دیگران برای او به ستایش و مدح برمیخیزند؟
هوش مصنوعی: شیرین زبانی جمله زیبایی بیان کرد که تا دنیا برقرار است، آن جمله در یادها باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: وقتی که من از مال و ثروت خواجه دست کشیدم، همسرش به خود میبالید و خود را کم از خواجه نمیدید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زهی تازه رویی که خلق لطیفت
ز سندان به دی ماه گل بشکفاند
به بستان چو بلبل دبستان بسازد
بجز مدحت از دفتر گل نخواند
صبا گر ز انصافت آگاه گردد
[...]
ترا فضل بر دیگران بیش از آن نیست
که تو میدهی چیز و او میستاند
چو ندهی و نستاند آن فضل بر خاست
چو اویی و بر او چه رجحان بماند
طمع چون بریدم من از مال خواجه
[...]
گر ای اشک دیده به خویشت بخواند
مرو کآن سیهرو تو را میدواند
کسی نیست کآنجا رساند پیامم
مگر نالهٔ من به جایی رساند
مرا در شب هجر او کیست بر سر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.