فرخنده باد مقدم عید خجسته فر
بر روزگار دولت دارای بحر و بر
فرمانده بسیط زمین سرور زمان
سلطان وجیه دولت و دین شاه دادگر
آن صفدر زمانه که در شأن رایتش
نازل شد از سپهر برین آیت ظفر
تاراج حادثات به بدخواه ملک او
نگذاشت غیر دیده و لب هیچ خشگ و تر
ای صد هزار بنده چو محمود بر درت
بسته ایاز وار بفرمانبری کمر
بهر نثار حضرت میمونت روز عید
ابن یمین اگر چه ندارد بدست زر
لیکن ز بحر خاطر در بار در ثنات
اینک نثار میکند از جان و دل گهر
تا حکم آب بر سر آتش بود روان
تا بر بساط خاک بود باد را گذر
از تیغ همچو آتش و آبت گه مصاف
بادا عدوی تو از خاک پست تر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به مناسبت عید خجسته فرخنده است و به توصیف ویژگیهای عالی فردی میپردازد که در مقام فرماندهی و سلطانی و در جهت عدالت و دین، نقش مهمی ایفا میکند. او را به عنوان کسی میشناسند که پیروزی و اقتدارش به گونهایست که حوادث و مشکلات نتوانستهاند او را تحت تأثیر خود قرار دهند. همچنین، شاعر با احساس ارادت و محبت خود، با نثار جان و دل، ابراز عشق و ستایش به این شخصیت میکند و بر این باور است که او برتر از دشمنانش خواهد بود. در نهایت، شعر با تصاویری از قدرت و شکوه همنوایی میکند که نشاندهندهی جایگاه خاصی است که این فرد در جامعه دارد.
هوش مصنوعی: خوش بادآمدن عید خوشی و شادمانی بر روزگار کسی که دارای ثروت و نعمت است.
هوش مصنوعی: فرمانده کل زمین، بزرگترین شخصیت زمان و پادشاهی که به خاطر عدل و دیانتش شناخته شده است.
هوش مصنوعی: آن شخص برجسته و فخر زمانه که برای بزرگداشت مقامش، نشانهای از پیروزی از آسمان فرود آمده است.
هوش مصنوعی: وقایع و حوادث بد، به خاطر دشمنان، باعث شده است که هیچ چیز جز چشم و لب او را در اختیار نگذارد و همه چیز را نابود کند.
هوش مصنوعی: ای صد هزار بنده، همچون محمود، که در درگاه تو متواضع و در احتیاج هستند، همچون کمرِ فرمانبردار به تو وابستهاند.
هوش مصنوعی: به خاطر افتخار و محبت نسبت به حضرت میمونت، در روز عید، اگرچه چیزی از زر و طلا در دست ندارم، اما بهترین اطاعت و احترام را نثار میکنم.
هوش مصنوعی: اما به خاطر یاد تو، من از جان و دل گوهری نثار میکنم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که آب بر آتش ریخته شود و آن را خاموش کند، این لحظه آرامش و سکون وجود دارد. اما زمانی که خاک وجود دارد، باد میتواند بیوقفه بوزد و تغییرات ایجاد کند.
هوش مصنوعی: تیغ تو مانند آتش است و در هر نبردی در برابر تو، دشمنات از خاک پستتر است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سروست و بت نگار من آن ماه جانور
ار سرو سنگ دل بود و بت حریر بر
باری ندانمت که چه خو داری ای پسر
تا نیستی مرا و ترا هیچ درد سر
همچون مه دو هفته برون آیی از وثاق
همچون مه گرفته درون آییم ز در
رغم مرا چو سرکه مکن چون بمن رسی
[...]
اخگر هم آتشست ولیکن نه چون چراغ
سوزن هم آهنست ولیکن نه چون تبر
کلکش چو مرغکیست دو دیده پر آب مشک
وز بهر خیر و شر زبانش دو شاخ وتر
آن سوسن سپید شکفته به باغ در
یک شاخ او ز سیم و دگر شاخ او ز زر
پیراهنیست گویی دیبا ز شوشتر
کز نیل ابره استش و از عاج آستر
تا بیشتر زند بدلم عشق نیشتر
باشد مرا بمهر بتان میل بیشتر
اندیشه یکی پسر اندر دلم فتاد
هرگز نیامده ببر من چنو پسر
تا عشق آن پسر بسرم بر نهاد رخ
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.