این سعادت بین که باز اهل خراسان یافتند
وین کرامت بین که از تأیید یزدان یافتند
بودشان از آتش محنت جگرها تافته
چون خضر در ظلمت غم آب حیوان یافتند
با چنان نکبت که در وی غرقه بودند این گروه
حیرتم آمد از آن دولت که ایشان یافتند
با خرد گفتم که ای فرزانه پیر کاردان
از کجا بخت جوان این اهل حرمان یافتند
گفت از آنجا کآفتاب ملک را از لطف حق
سایه گستر بر سر اهل خراسان یافتند
سر فراز ربع مسکون آنکه با مردانگیش
داستان پور دستان جمله دستان یافتند
شاه دین پرور علاء ملت و دین کز شرف
آستان قدر او را اوج کیوان یافتند
آن مسیحا دم که اندر حل کار دین و ملک
دست او را چون کف موسی عمران یافتند
آن جهانداریکه دین و ملک را گر بیش از این
کار بی سامان و جمعیت پریشان یافتند
این زمان از یمن عدلش کار و بار این و آن
در نکوئی آنچنان کش وصف نتوان یافتند
از پی نظاره بگشادند جن و انس چشم
آصفی را والی ملک سلیمان یافتند
سالکان منهج امید یعنی حرص و آز
از دل و از دست او هم بحر و هم کان یافتند
شهسوار همتش چون عزم جولانگاه کرد
عرصه ئی از لامکان بیرون میدان یافتند
روز هیجا دست او و رمح مار آساش را
اهل معنی چون ید بیضا و ثعبان یافتند
بر سپهر مکرمت در خشکسال مردمی
فتحباب جود از آن دست درافشان یافتند
ابر نیسان را زرشگ دست گوهر بار او
با دل و با دیده سوزان و گریان یافتند
قدر او مهمان گردون گشت و او را ما حضر
قرص ماه و خور برین آراسته خوان یافتند
هر نهاری از برای خوان بزمش بره را
در تنور تفته خورشید بریان یافتند
هست چون یوسف عزیز مصر دنیا وینعجب
کش سلیمان وار لشکر جمله از جان یافتند
ذره ئی از نور رأیش عکس بر گردون فکند
از شعاع آن فروغ مهر تابان یافتند
بر چراغ دولت او کمترین پروانه ایست
شمع زرین کاندرین فیروزه ایوان یافتند
دشمنش را ز آب میغ تیغ آتشبار او
رسته در بحرین دیده در و مرجان یافتند
دشمنانش از ربقه فرمانش سر میتافتند
بر مراد دوستانش جمله فرمان یافتند
خسروا دانی که اهل عالم از احسان تو
فیض باد فرودین و ابر نیسان یافتند
هر که شد در سایه مهرت چو ذره آشکار
کار بی سامان او را بس بسامان یافتند
گنج مدحت بایداز کنج دل ابن یمین
میطلب زیرا که گنج از کنج ویران یافتند
مادح همچون تو ممدوحی رهی باید از آنک
لایق مدح محمد نظم حسان یافتند
باد گردان در خم چو گان حکمت همچو گوی
هر سری کز خط فرمان تو گردان یافتند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره شگفتی و سعادت اهل خراسان است که به برکت رحمت خداوند به دست آوردهاند. شاعر به بیان وضعیت افراد در رنج و محنت پرداخته و میگوید که با وجود سختیها، آنها از درگاه حق رحمت و قدرت را دریافت کردهاند. او از حکمت و تدبیر حاکم (شاه دین پرور) سخن میگوید که به مردم خوشبانی و سعادت داده است. شاعر اشاره میکند که با وجود دشمنان و مشکلات، برکت و احسان حاکم موجب نظم و ساماندهی در زندگی مردم شده است. در نهایت، او اهمیت مدح و ستایش حاکم را برجسته میکند و بیان میکند که چنین انسانی لایق ستایش و تمجید است.
هوش مصنوعی: این خوشبختی را ببین که مردم خراسان به دست آوردند و این بزرگمنشی را مشاهده کن که از حمایت خداوند به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: آنها از شعلههای درد و رنج مانند خضر در تاریکی غم، جان خود را به آرامش رساندند و آب حیات را پیدا کردند.
هوش مصنوعی: با توجه به وضعیت بدی که این گروه در آن غرق شده بودند، شگفتزدهام از اینکه چگونه توانستند به این موفقیت برسند.
هوش مصنوعی: با عقل و درایت به آن پیر دانا گفتم که از کجا جوانان این دیار که به سختی زندگی میکنند، چنین بخت و اقبال خوبی پیدا کردند؟
هوش مصنوعی: او گفت که آفتاب، برکت و نعمت خداوند را بر سر مردم خراسان افکنده و از این رو، زندگی و روزگارشان پر از خیر و برکت شده است.
هوش مصنوعی: کسی که در سرزمینهایی با تمدن و فرهنگ برجسته زندگی میکند، با شجاعت و مردانگیاش داستانهای بسیاری از دلاوریها و افتخارات را رقم زده است و همه دستان قهرمانان دیگر تحت تأثیر داستانهای او قرار گرفتهاند.
هوش مصنوعی: شاهی که دین و ملت را پرورش میدهد، با ارادت و احترام به آستان او، برتری و عظمت را به دست آورده و به مرتبهای بلند و والا دست یافته است.
هوش مصنوعی: در زمانی که کارهای دین و کشور در حال پیچیدگی است، دستی مانند دست موسی، در کارها حاضر و نجاتبخش میشود.
هوش مصنوعی: اگر آن پادشاهی که به دین و کشور اهمیت میدهد، روزی ببیند که اوضاع به هم ریخته و مردم در آشفتگی هستند، هرگز در این وضعیت شکیبایی نخواهد کرد.
هوش مصنوعی: این زمان به برکت عدالت او، کار و زندگی مردم به خوبی و نیکویی پیش میرود، به گونهای که وصف آن حتی دشوار است.
هوش مصنوعی: جن و انس برای دیدن آصف، چشمی را گشودند که والی ملک سلیمان بود.
هوش مصنوعی: سالکان به راه امید، یعنی کسانی که به دنبال آرزوها و دستاوردهای خود هستند، حرص و طمع را از دل خود و از چنگ او رها کردهاند. آنها هم از دریا و هم از خشکزمین بهرهمند شدهاند.
هوش مصنوعی: هنگامی که دلیران با اراده قوی خود به میدان آمدند، فضایی فراسوی محدودیتها و مکانها پیدا کردند.
هوش مصنوعی: در روز هیجا، مردم اهل معرفت دست او و نیز رمح (نیزه)اش را همچون ید بیضا (دست سفید) و مار ثعبان (مار بزرگ و خطرناک) یافتند.
هوش مصنوعی: در آسمان بزرگواریت، در زمان قحطی، انسانهایی با دستهای سخاوتمند، دروازههای generosity را گشودهاند.
هوش مصنوعی: ابر نیسان به زیبایی و شکوهی که در آن روزگار وجود داشت، شبیه به گوهری است که با درد و اندوه، دلی شاد و چشمانی اشکبار به دنبال آن میگردند.
هوش مصنوعی: قدر، مهمان آسمان شد و او را در این دنیا به ظاهر پر زرق و برق چون هالهای از ماه و خورشید یافتند.
هوش مصنوعی: هر روز برای مهمانیاش، برهای را در تنور داغ آفتاب کباب کردند.
هوش مصنوعی: دنیا به مانند یوسف عزیز مصر است و اینجا شگفتی دارد، چنان که سپاه سلیمان، همه از جان خود عشق و زندگی یافتهاند.
هوش مصنوعی: یک ذره از نور تفکر او بر آسمان تابید و به واسطهی این نور، مردم درخشش خورشید را یافتند.
هوش مصنوعی: در زیر نور پرتوهای او، من مانند کوچکترین پروانهای هستم که در برابر شمعی طلایی که در این ایوان فیروزهای جای دارد، قرار گرفتهام.
هوش مصنوعی: دشمنش با تیرهای آتشینش از آب میغ (نوعی پرنده) رسته است و در خلیج فارس، دریا و مرجانها را دیدهاند.
هوش مصنوعی: دشمنان او از دستورش سرپیچی میکردند، اما همه دوستانش فرمان او را با کمال رضایت پذیرفته بودند.
هوش مصنوعی: ای فرزند خسرو، میدانی که مردم جهان از خوبیهای تو بهرهمند شده و مانند باران بهار و ابرهای نیسان از فیض و رحمت تو بهرهور گشتهاند.
هوش مصنوعی: هر کسی که در سایه محبت تو قرار گیرد، مانند ذرهای روشن و نمایان میشود و کارهای نامنظم او به خوبی و نظم درمیآید.
هوش مصنوعی: برای ستایش و تعریف باید به عمق دل ابن یمین رجوع کرد، زیرا گنج واقعی از دلهای ویران و خالی پیدا میشود.
هوش مصنوعی: شاعر به وصف فضایل فردی میپردازد که شایسته ستایش است و میگوید که ستایشگری مانند تو باید نماینده شخصیتی باشد که لیاقت ستایش پیامبر محمد (ص) را دارد. در حقیقت، شخص مورد نظر از نظر صفات و ویژگیها به قدری والا و برجسته است که میتوان او را با بزرگترین مقامها مقایسه کرد.
هوش مصنوعی: باد مانند گردانی است که در پیچ و خم چوب بازیگران حکمت حرکت میکند، مثل گویهایی که هرکدام به دست قدرت تو به گردش درآمدهاند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یک دلان خوش دلی از فتح سلطان یافتند
دشمنان سر باختند و دوستان جان یافتند
مژده را شد بال و پر پیدا که موران ضعیف
قوت عنقا ز تشریف سلیمان یافتند
رنج بیماران مرفوع الطمع را باد برد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.