یاد لبت کنم دهنم پرشکر شود
نام رخت برم همه عالم قمر شود
با ابروی سیاه تو پیوسته ام خیال
تاکی خیال کج زسر ما بدر شود
تیر خدنگ غمزه ات از دل کند گذر
گر نه فضای سینه مرو را سپر شود
بنشین که با تو عمر گرامی به سر بریم
عمر آنچنان خوش است که باجان به سر شود
شرح فراق یار نوشتن مجال نیست
کز آب دیده صفحه ی طومار تر شود
ما ره به اختیار به مقصد نمی بریم
آری مگر عنایت او راهبر شود
هر نیک و بد که بر سر ما می رود قضاست
هرگز گمان مبر که نبشته دگر شود
ابن حسام چشم به بهبود روزگار
مگشای و زان بترس کزین هم بتر شود
بگذر ز سر که در ره عشاق اگر ترا
کاری به سر شود هم از این رهگذر شود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به وصف عشق و احساسات دردناک ناشی از فراق میپردازد. شاعر به یاد معشوق خود است و این یادآوری برایش شیرینی و شوق میآورد. او به زیباییهای چهره و ابروی معشوق اشاره میکند و به آرزوی بودن در کنار او اشاره دارد. در عین حال، شاعر از غم و اندوهی که بر دلش سنگینی میکند هم میگوید و به تقدیر و قضای حاکم بر زندگی اشاره کرده و آن را اجتنابناپذیر میداند. در نهایت، او به این نکته میرسد که باید از دشواریهای عشق گذر کند و امید به بهبود را در دل نگه دارد.
هوش مصنوعی: وقتی به یاد لبهای تو میافتم، دلم پر از شکر خدا میشود و وقتی نامت را بر زبان میآورم، تمام عالم مانند ماه میدرخشد.
هوش مصنوعی: با ابروی زیبا و سیاه تو همیشه درگیر افکار و خیالاتم هستم. تا کی این خیالات عجیب و غریب از سرم دور خواهند شد؟
هوش مصنوعی: چشم جذاب و فریبنده تو چون تیر، دل مرا نشانه گرفته است. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، سینهام دیگر تاب مقاومت نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: بنشین تا کنار هم لحظههای باارزش زندگی را بگذرانیم، زیرا زندگی آنقدر شیرین و دلپذیر است که حتی میتوان با جان هم آن را سپری کرد.
هوش مصنوعی: نوشتن درباره جدایی از محبوب زمان زیادی نمیبرد، زیرا اشکها باعث میشوند که کاغذ خیس و لکهدار شود.
هوش مصنوعی: ما نمیتوانیم به تنهایی و به دلخواه خودمان به هدفهایمان برسیم، مگر اینکه لطف و توجه او ما را هدایت کند.
هوش مصنوعی: هر چیزی که برای ما پیش میآید، چه خوب و چه بد، به سرنوشت مربوط است و نباید تصور کنیم که این سرنوشت تغییر خواهد کرد.
هوش مصنوعی: ابن حسام، انتظار نداشته باش که اوضاع بهتر شود و از این وضعیت نترس، چرا که ممکن است اوضاع حتی بدتر شود.
هوش مصنوعی: اگر در مسیر عشق با مشکلی روبرو شوی، باید از همین راه پیش بروی و آن را پشت سر بگذاری.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر ساعتی ز عشق تو حالم دگر شود
وز دیدگان کنارم همچون شمر شود
از چشم خون فشانم نشگفت اگر مرا
از خون سر مژه چو سر نیشتر شود
راز من و تو اشگ دو چشم آشکار کرد
[...]
ایخسروی که هر که کند بندگی تو
هم تاج بخش گردد و هم تاجور شود
هر دم ببندگی تو این خیمه کبود
چون خر گه ایستاده و بسته کمر شود
جان خرد ز خلق تو مشگ تبت برد
[...]
گر هیمه عود گردد و گر سنگ در شود
مشنو که چشم آدمی تنگ پر شود
ما را نه ممکن است که از تو به سر شود
گر حکمِ آفرینشِ عالم دگر شود
آرام نیست یک نفسم در فراقِ تو
صبرم میسّر از تو دریغا اگر شود
گر جرمِ آفتاب بپوشد شگفت نیست
[...]
ناگاه پیش ازان که کسی را خبر شود
آن بیوفای عهد شکن را سفر شود
کردند آگهم که فلان رفت و دور رفت
نزدیک بود کز تن من، جان به در شود
او می رود چو جان و مرا هست بیم آن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.