این صنم کیست که غارتگر ایمان من است
دل و دین از کف من برده پی جان من است
چند بیمم دهی از محنت محشر زاهد
به خدا روز قیامت شب هجران من است
گلرخا غنچهلبا سروقدا کچکلها
راستی روی تو غارتگر ایمان من است
لب لعل شکرین تو چو جان شیرین است
لیک افسوس که دور از لب ودندان من است
زرد از آن مهر چو رخسار بلند اقبال است
کش به دل حسرت روی مه جانان من است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر راجع به عشق و دلتنگی شاعر نسبت به محبوبش است. شاعر از غم و رنجی که این عشق به او داده، میگوید و محبوبش را به عنوان غارتگر ایمان و دلش معرفی میکند. او احساس میکند که محبوبش دور از دسترس اوست و این جدایی برایش بسیار دردناک است. شاعر همچنین به زیباییهای محبوبش اشاره میکند و به حسرتی که از دوری او دارد، اشاره میکند. به طور کلی، شعر به طور عمیقی به تم مشکلات عشق و آرزوهای ناتمامی میپردازد.
هوش مصنوعی: این معشوق چه کسی است که باعث از دست رفتن ایمان من شده و دل و دینم را از من گرفته و به دنبال جانم است؟
هوش مصنوعی: چند بار نگرانم میکنی از درد و رنج روز قیامت، ای زاهد! به خدا که روز حساب، شب جدایی من است.
هوش مصنوعی: عزیزان با چهره زیبا و لبی مانند غنچه، قدی همچون سرو دارند. واقعاً زیبایی تو، ایمان من را به تلاطم انداخته و آن را به خطر انداخته است.
هوش مصنوعی: لبخند شیرین تو مانند جان عزیز است، اما افسوس که از لبها و دندان من دور است.
هوش مصنوعی: زردی خورشید مانند چهره بلند بخت باعث میشود که در دل من حسرت دیدن روی معشوق به وجود آید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ترک من کان دهنش پسته خندان من است
در شکر خنده لبش تنگ به دندان من است
هر زمانم ز لب خویش حیاتی بخشد
شد حقیقت که لبش چشمه حیوان من است
گفتمش دی که تو آرام دل و جان منی
[...]
این چه داغی است که از عشق تو بر جان من است
وین چه دردی است که سرمایه درمان من است
زلف و رخسار تو کفر آمد و ایمان، با هم
آن چه کفری است که سرمایه ایمان من است؟
میدهم جان و به صد جان، ندهم یک ذره
[...]
این چه داغی است که از هجر تو بر جان من است
وین چه سوزیست که بر سینه بریان من است
حال دل از شکن طره خود پرس که او
مو بمو واقف احوال پریشان من است
با چنین دیده غم دل نتوانم پوشید
[...]
جور آن بت همه بر جان پریشان من است
سخت تر زان دل چونسنگ مگر جان من است
که گزیدست بدندان لب لعلش که بر او
زخم دندان نه باندازه دندان من است
در غم او همه کس مست و گریبان چاکند
[...]
کعبه عشقم، بلا ریگ بیابان من است
زخم شمشیر زبان خار مغیلان من است
جوش فرهادست از کهسار من سرچشمه ای
شور مجنون گردبادی از بیابان من است
می کند در سینه گرمم قیامت، شور عشق
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.