چنگی به زلف اوزدم گفتا جسارت می کنی
گفتم بده بوسی ز لب گفتا حرارت می کنی
گفتم که جان ودل زمن بستان بهای بوسه ات
گفت از که است این مایه ات کاکنون تجارت می کنی
برکف گرفتم غبغبش هی بوسه کردم بر لبش
گفتا که چون غارتگران تا چند غارت می کنی
من هم زدست جور تو دارم دل ویرانه ای
ویرانه دل ها را اگر میل عمارت می کنی
خنجر ز مژگان می کشد هر کس که بیندمی کشد
با چشم مست خود بگو تا کی شرارت می کنی
من خود به قتل خویشتن خود را بشارت می دهم
وقتی به قتل من اگر بینم اشارت می کنی
گفتی که ترک عاشقی تا جان به تن داری مکن
ای دل بلنداقبال را نیکو وزارت می کنی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی است که شاعر با معشوق خود صحبت میکند. او ابتدا از جسارتش در نزدیک شدن به او میگوید و معشوقه از او میخواهد که حرارت احساساتش را درک کند. شاعر خواستار بوسهای از اوست و معشوق به او میگوید که این خواسته از کجاست. در ادامه، شاعر به توصیف احساساتش میپردازد و میگوید که در دلش ویرانی وجود دارد و از این میخواهد که معشوق او را تعمیر کند. شعر به نوعی نمایانگر تنش و عشق عمیق است که گاهی به درد و رنج نیز میانجامد. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که عشق میتواند به خودکشی عاطفی منجر شود. در نهایت، او به معشوق توصیه میکند که ترک عشق نکند و ارزش عشق را بشناسد.
هوش مصنوعی: به موی او دست زدم و او گفت که جسارت میکنی. گفتم لطفاً بوسهای از لبانم بده، او پاسخ داد که داری حرارت و عشق را نشان میدهی.
هوش مصنوعی: من به او گفتم که جان و دل من را بگیر و در عوض بوسهات را بده. او پاسخ داد که این چه ارزشی دارد و از کجا آمده است که حالا به تجارت مشغول هستی؟
هوش مصنوعی: در اینجا شخصی اظهار عشق و محبت به محبوب خود میکند و به او اشاره دارد که به مدت طولانی در حال ابراز عشق و بوسه زدن به اوست. محبوب در پاسخ به او میگوید که این روند مانند غارتگری است که مدام به کار خود ادامه میدهد. در واقع، او از طرف مقابل میخواهد که محبتش را به حدی نرساند که حالت تسلط و تصرف پیدا کند.
هوش مصنوعی: من هم به خاطر ظلم و ستم تو دلی پر از ویرانی دارم، و اگر قصد داری دلهای ویران را بازسازی کنی، دل من هم در این بین جایی دارد.
هوش مصنوعی: هر کسی که تو را میبیند، از زیباییات چنان تحت تأثیر قرار میگیرد که گویی خنجری از مژگانش برای تو میکشد. با این حال، تو با چشمان مست و سرخوش خود همچنان به شرارت و بازیگوشی ادامه میدهی. بگو این وضعیت تا کی ادامه خواهد داشت؟
هوش مصنوعی: من به خودم خبر از مرگم میدهم وقتی که از طرف تو علامتی میبینم که به مرگ من اشاره میکند.
هوش مصنوعی: تو میگویی که تا زمانی که زندگیات ادامه دارد، عشق را ترک نکن. اما ای دل با خوشبختی، تو در این کار بسیار موفق هستی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.