سروقد غنچه دهن گل بدنی
پای تا سر به حقیقت چمنی
گفتمت سروقد ومنفعلم
که تو نسرین بر وسیمین بدنی
گفتمت غنچه دهن در غلطم
که تو شیرین لب و شکر شکنی
گفتمت گل بدنی معذورم
روح پاکی به تن پیرهنی
هر چه حسن است تو داری همه را
عیب این است که پیمان شکنی
یار اغیاری وبار دل یار
دوست با دشمن ودشمن به منی
فتنه دهری و آشوب جهان
شور شهری وعجب راهزنی
خصم هوش وخرد پیر وجوان
آفت جان و دل مرد وزنی
بوسه ای ده به بلنداقبالت
پس بگویش که چه شیرین سخنی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیباییهای محبوبش میپردازد و او را با گل و غنچه مقایسه میکند. او از احساسات و عشق خود میگوید و به عیبهای محبوب اشاره میکند که به دلیل پیمانشکنیاش آزاردهنده است. این شعر همچنین به تضادهای زندگی و عشق و مشکلات انسانی اشاره دارد و در نهایت از محبوبش میخواهد که بوسهای به او دهد و در پاسخ، شیرینی صحبتهایش را بگوید.
هوش مصنوعی: شخصی با قامت و زیبایی همچون سرو و چهرهای شبیه به غنچه گل که زیباییاش را به وضوح نشان میدهد. او در تمام وجودش، از سر تا پا، به آنچه در طبیعت و چمن وجود دارد، واقعی و زنده است.
هوش مصنوعی: به تو گفتم که قد بلندی داری و میدانم که زیباییات مثل نسرین در میان وسیمین است.
هوش مصنوعی: به تو گفتم که با لبهای شیرینت مثل غنچهای در حال باز شدن هستی، اما ممکن است به خاطر شیرینزبانیت، دل همگان را بشکنی.
هوش مصنوعی: به تو گفتم که زیبایی بدنت مرا معذور میکند، چون روح پاکی در این لباس کهنه نهفته است.
هوش مصنوعی: تو تمام زیباییها را داری، اما تنها عیب تو این است که به وعدههایت وفا نمیکنی.
هوش مصنوعی: دوست من ظاهری فریبنده دارد و با دلسردی و ناراحتی دوستی را بر دوش میکشد. او با دشمنانش دوستی میکند و نسبت به من، احساس بیمهری و نادیدهگرفتن دارد.
هوش مصنوعی: زمانه پر از فتنه و آشوب است، و این شور و هیجان شهر را به هم ریخته. عجب این است که چقدر در این تنشها راهزنی و غارت وجود دارد.
هوش مصنوعی: دشمن خرد و دانایی، چه جوان باشد و چه پیر، برای جان و دل مرد و زن مضر است.
هوش مصنوعی: بوسهای به پیشانیات بزن و به او بگو که چقدر سخنانش شیرین و دلنشین است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر که جانی بودش در بدنی
گر شود هر سر مویش دهنی
دل شود زنده زبی خویشتنی
نه زپر مکری و بسیار فنی
گفتی از چیست که شیرین سخنی
ای صنم بسکه توشیرین دهنی
وصف لعل شکرین تو مرا
شهره کرده است به شیرین سخنی
پیش زلفت ندهد بوبه مشام
[...]
زین حریفان وفا پیشه تنی
داشت دربار ز می چند منی
حزبی و لیدری و انجمنی
جعل قانونی و درد وطنی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.