چون پریشانی به زلف یار دارد عالمی
در پریشانی دل ما زآن نمی آرد غمی
گر کسی بر هر چه یزدان داده روزی قانع است
کی کجا منت کشد هرگز ز جود حاتمی
من به دل گفتم سخن شد شهره در هر انجمن
ای دریغا نیست در عالم رفیق محرمی
چشم گریانست کس باشد به روز ار مونسی
شمع سوزان است و بس دارم به شب گر همدمی
جز تو نبود کس اگر ظاهر شود یوسف رخی
آن توئی وبس بود در دهر اگر عیسی دمی
پادشاهانند در عالم بسی با تاج وتخت
آن سلیمان زمان باشد که داردخاتمی
چشمت ار دارد ز مژگان لشکر افراسیاب
هم مرا باشد بحمدالله دل چون رستمی
می کند ناسور زخم ار بشنود بوئی ز مشک
مشک زلفت زخم دل را گشته نیکومرهمی
ابر چون چشم بلنداقبال گرید کی کجا
چون نماید خودنمایی پیش دریا شبنمی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احساس عشق و دلتنگی خود اشاره میکند. او از پریشانی زلف یار صحبت میکند و اینکه این پریشانی در دل او غم ایجاد نمیکند. او به قناعت اشاره میکند و میگوید کسی که قانع است، هرگز منت نمیکشد. شاعر در ادامه از نبود رفیق و همدم در این عالم غمگین است و به تنهایی خود اشاره میکند. او میگوید که حتی اگر زیباییهای دیگری هم باشند، هیچکس به جز یار خود برایش مهم نیست. در نهایت، شاعر به قدرت و عظمت یار تاکید میکند که از نظر او از همه پادشاهان و زیباییها بالاتر است. این شعر با تصاویری زیبا و استعارات پرمعنا، به توصیف احساسات عمیق عشق و تنهایی میپردازد.
هوش مصنوعی: زمانی که یار در زلفهایش پریشانی دارد، همه دنیا هم در پریشانی است؛ اما دل ما از این وضعیت غمگین نمیشود.
هوش مصنوعی: اگر کسی به نعمتهایی که خداوند به او داده راضی باشد، هرگز نیازی ندارد که از بزرگی و بخشندگی حاتم کمترین طلبی کند.
هوش مصنوعی: به دل خود گفتم که در میان مردم معروف شدم و در هر جمعی نامم درمیان است، اما افسوس که در این دنیا دوست و همصحبتی ندارم.
هوش مصنوعی: چشمی که همیشه گریان است نشانی از دلدردی دارد، و اگر در روزی کسی همچون شمعی روشن و سوزان نزد او نباشد، در شب تنها به فکر همدمی میافتد.
هوش مصنوعی: غیر از تو کسی نیست، اگر یوسف با چهرهاش ظاهر شود، تو تنها هستی و در دنیا اگر عیسی هم برای لحظهای بیاید، تنها تویی که اهمیت داری.
هوش مصنوعی: در جهان افرادی هستند که به عنوان پادشاه شناخته میشوند و تاج و تخت دارند، اما در این میان، شخصی مانند سلیمان در زمان خود وجود دارد که نشان و نشانهای خاص دارد.
هوش مصنوعی: اگر چشمانت با مژگانش شبیه لشکر افراسیاب باشد، برای من جای نگرانی نیست، چرا که دل من به قوت و شجاعت رستم است.
هوش مصنوعی: اگر بوی مشک زلفت را بشنوم، زخم دل من دوباره تازه میشود و درد و رنج آن بیش از پیش نمایان میشود.
هوش مصنوعی: ابر مانند چشمی که خوشبختی زیادی دارد، میبارد. اما وقتی که باران میزند، خود را در برابر دریا بهطور ظریف و لطیف نشان میدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر نشینم با تو در خلوت به شادی یک دمی
از غبار خود نبیند چشم دل دیگر نمی
حاصل از عالم دمی دانم که گویم با تو راز
اهل دلرا زین دمی خوشتر ز ملک عالمی
ایدل از دلبر مدار امید شادی بهر آنک
[...]
ای مقیمان درت را عالمی در هر دمی
رهروان راه عشقت هر دمی در عالمی
با کمال قدرتت بر عرصه ی ملک قدم
هر تف آتش خلیلی هر کف خاک آدمی
طور سینا با تجلی جمالت ذره ئی
[...]
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو
ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی
زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت
[...]
گوهر دریای وحدت آدم است، ای آدمی
گر چو آدم سر اسما را بدانی آدمی
زنده باقی شو، ای سی و دو نطق لایزال
حاکم نطقی و نطق عیسی صاحب دمی
گر ببینی صورت خود را به چشم معرفت
[...]
موج زن می بینم از هر دیده طوفان غمی
می رسد در گوشم از هر لب صدای ماتمی
اهل عالم را نمی دانم چه کار افتاده است
اینقدر دانم که در هم رفته کار عالمی
زاشک محتاجان به هر سو سایلی بین غرق خون
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.