گنجور

 
بلند اقبال

دلبر من نه ز جنس بشر است

مادرش حوری وغلمان پدر است

قمری است ار به سر سروچمن

به سر سرو قد او قمر است

خال جا کرده به شیرین لب او

یاکه پرویز به پیش شکر است

مشک خیر است عجب طره او

بی ختا تبت و چین وتتر است

نیست جز قامت وزلف مه من

ثمر سرو اگر مشک تر است

ای که پرسی ز من وحال دلم

دلم از زلف تو آشفته تر است

می توان گفت بلنداقبال است

هر که از عشق ز خود بی خبر است

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ابوالفرج رونی

به خدایی که ره معرفتش

روز و شب مالک عالم نظر است

در ره او خرد از غول اضلال

با ثبات قدمش در نظر است

چرخ بر درگه او پشت خم است

[...]

سوزنی سمرقندی

هر کجا شاه جهانرا سفر است

فتح بر فتح و ظفر بر ظفر است

ظفر و فتح شهنشاه جهان

از جهان داور پیروزگر است

خسرو مشرق و چین شمس الملک

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سوزنی سمرقندی
خاقانی

ای عماد الدین ای صدر زمان

هر زمان صدری تو را خاک در است

چرخ نعمان دوم خواندت و گفت

نعل یحموم توام تاج سر است

من که آتش سرم و باد کلاه

[...]

عطار

آن دهان نیست که تنگ شکر است

وان میان نیست که مویی دگر است

زان تنم شد چو میانت باریک

کز دهان تو دلم تنگ‌تر است

به دهان و به میانت ماند

[...]

شاه نعمت‌الله ولی

گفتمش روی تو جانا قمر است

گفت بالله ز قمر خوبتر است

گفتمش زلف تو آشفته چراست

گفت سرگشتهٔ دور قمر است

گفتمش نوش لبت چیست بگو

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه