دلبر من نه ز جنس بشر است
مادرش حوری وغلمان پدر است
قمری است ار به سر سروچمن
به سر سرو قد او قمر است
خال جا کرده به شیرین لب او
یاکه پرویز به پیش شکر است
مشک خیر است عجب طره او
بی ختا تبت و چین وتتر است
نیست جز قامت وزلف مه من
ثمر سرو اگر مشک تر است
ای که پرسی ز من وحال دلم
دلم از زلف تو آشفته تر است
می توان گفت بلنداقبال است
هر که از عشق ز خود بی خبر است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف محبوبی خاص و فراتر از انسانها میپردازد. شاعر میگوید محبوبش از جنس بشر نیست و مادرش حوری و پدرش غول است. او را به قمر و سرو تشبیه میکند و زیباییاش را با ویژگیهای خاصی مانند خال بر لب و طره زلف توصیف میکند. شاعر احساسات عاشقانه و آشفتگی دلش را از عشق به این محبوب بیان میکند و در نهایت میگوید هر کسی که از عشق بی خبر باشد، خوش اقبال است.
هوش مصنوعی: عزیز من از نوع انسان نیست، مادرش پریمانند و پدرش جوانان بهشتی هستند.
هوش مصنوعی: اگر قمری بر بالای سرو چمن بنشیند، به مانند قمر درخشان است که بر قامت او جلوهگری میکند.
هوش مصنوعی: نقطهای که بر لب شیرین او نشسته، مانند زیباترین و شیرینترین چیزهاست که میتوان تصور کرد.
هوش مصنوعی: مشک چیز خوبی است، اما جالب اینجاست که او بدون کلاه، هم چنان زیبا و دلربا است که مانند موهای بلند و جذاب در تبت، چین و ترکمنستان است.
هوش مصنوعی: سرو فقط زیبایی و خوشبویی موی جانان من را ندارد؛ حتی اگر سرو عطر خوشی هم داشته باشد، باز هم نمیتواند به پای زیبایی و جذابیت او برسد.
هوش مصنوعی: اگر از من درباره احوال دلم میپرسی، باید بگویم که دل من به اندازه زلفهای تو پریشان و بیقرار است.
هوش مصنوعی: میتوان گفت کسی که از عشق و احساسات خود غافل است، در واقع خوشبخت و سعادتمند است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به خدایی که ره معرفتش
روز و شب مالک عالم نظر است
در ره او خرد از غول اضلال
با ثبات قدمش در نظر است
چرخ بر درگه او پشت خم است
[...]
هر کجا شاه جهانرا سفر است
فتح بر فتح و ظفر بر ظفر است
ظفر و فتح شهنشاه جهان
از جهان داور پیروزگر است
خسرو مشرق و چین شمس الملک
[...]
ای عماد الدین ای صدر زمان
هر زمان صدری تو را خاک در است
چرخ نعمان دوم خواندت و گفت
نعل یحموم توام تاج سر است
من که آتش سرم و باد کلاه
[...]
آن دهان نیست که تنگ شکر است
وان میان نیست که مویی دگر است
زان تنم شد چو میانت باریک
کز دهان تو دلم تنگتر است
به دهان و به میانت ماند
[...]
گفتمش روی تو جانا قمر است
گفت بالله ز قمر خوبتر است
گفتمش زلف تو آشفته چراست
گفت سرگشتهٔ دور قمر است
گفتمش نوش لبت چیست بگو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.