ای دل چنین درتاب وتب از عشق روی کیستی
آشفته خاطر روز وشب زآشفته موی کیستی
گفتم خلیل الله وشی چون دیدم اندر آتشی
می سوزی اما سرخوشی سوزان ز خوی کیستی
ای گشته از غم تلخ کام ای بر تو لذت ها حرام
افتاده در رنج زکام از عطر بوی کیستی
وادی به وادی کو بهکو صوفی صفت درهای و هو
چون فاخته کوکوی گو در جستجوی کیستی
شب ها نخوابی تا سحر هی نالی از سوز جگر
هر دم به آهنگ دگر درگفتگوی کیستی
دیدم تو را همچون شراب اول شدی شرآخر آب
ای آب خضر دیریاب اندر سبوی کیستی
می بینمت با ذره بین مانند فردوس برین
سرسبز وخرم اینچنین از آب جوی کیستی
بودی سیه گشتی سفید از تو نبودم این امید
الحمد لله المجید از شست و شوی کیستی
همچون بلنداقبال اگر از عشق هستی خون جگر
باید نگردد کس خبر درهای و هوی کیستی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و معشوق خود میپردازد و در جستجوی هویت و ماهیت آن معشوق است. دلش دچار شور و شوق است و بهطور مداوم از خود میپرسد که معشوق کیست و چگونه باید او را شناخت. از عشق و آتش آن صحبت میکند و به رنج و دلتنگیاش از دوری معشوق اشاره میکند. شاعر با استفاده از تشبیهات مختلف به توصیف جلوههای زیبایی و لطافت معشوق میپردازد و برای شناخت او در جستجو و گشت و گذار است. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که عشق و جستجوی معشوق نیاز به صداقت و اصالت دارد و در این مسیر، باید به سادگی به حقیقت دست یابند.
هوش مصنوعی: ای دل، چرا اینقدر بیتاب و پریشان هستی به خاطر عشق به کسی که هویت او چیست؟ چرا همواره در شب و روز، خاطرِ تو آشفته است و موی تو در هم ریخته و پریشان شده است؟
هوش مصنوعی: به کسی که در آتش میسوزد و دچار درد و رنج است، اما هنوز شاداب و خوشحال به نظر میرسد، میگویم: تو کیستی که در این حال و روز، اینگونه سرخوشی؟
هوش مصنوعی: ای کسی که از غم و اندوه به شدت ناراحت شدهای، لذتها برایت ممنوع گشته و در رنج و سختی به سر میبری، از چه دلیل و انگیزهای مینالی؟
هوش مصنوعی: صوفی در حال سفر از یک مکان به مکان دیگر است و به آرامی در حال جستجوی حقیقت وجودی خود میباشد. او مانند فاختهای که آواز میخواند، به دنبال کشف کیستی خویش است.
هوش مصنوعی: در شبها بیدار بمان و از درد دل خود ناله کن، هر لحظه با آهنگی متفاوت در حال گفتگو با کسی هستی.
هوش مصنوعی: تو را مانند شراب دیدم که ابتدا و انتهایت با هم یکی است. ای آب خضر نایاب، در این ظرف کیستی؟
هوش مصنوعی: با ذرهبین تو را میبینم، مانند بهشت سرسبز و شاداب. اینچنین از آب جوی، تو چه کسی هستی؟
هوش مصنوعی: اگر چه من سیاه بودم، اما از وجود تو سفید شدم. حالا که به این حال رسیدم، از تو سپاسگزارم. تو کیستی که من را شست و شو دادی؟
هوش مصنوعی: اگر به موفقیت و خوشبختی میخواهی دست یابی، باید از عشق به دل زحمت بکشی و سختیها را تحمل کنی، زیرا کسی نباید از درد و رنج تو باخبر شود. پس باید به درون خودت بپردازی و هویت واقعیات را بشناسی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.