چشم من خواب ندارد به شب وخونبار است
بلکه همسایه هم از ناله من بیدار است
جز به دیوار نگویم غم دل پیش کسی
کسی ار باز بود محرم دل دیوار است
گفته بودم که بگویم به تو درد دل خویش
نتوان گفت که درد دل من بسیار است
گر ز دلدار رسد درد به از درمان است
وگر از یار بود نار به از گلزار است
ماه را چون توکجا قامت همچون سرواست
سرو را همچو توکی طره عنبر بار است
نه چوچشم تودراین شهر دگر قصاب است
نه ز زلف تودراین ملک دگر عطار است
سروی الحق نه چوبالای تو در کشمیر است
مشکی انصاف نه چون زلف تودر تاتار است
نیست بر دل حرج از دست تو گرناله کند
که هم ازعشق تو دیوانه وهم بیمار است
گرچه از دولت عشق است بلنداقبالم
لیک این منصب وعزت همه از دلدار است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و رنجی که به دلیل عشق و جدایی تحمل میکند صحبت میکند. او بیان میکند که شبها خواب ندارد و نالهاش باعث بیداری همسایهها میشود. احساس میکند که غم دلش را نمیتواند با کسی در میان بگذارد و فقط با دیوار درد دل میکند. او گفته بود که دردی را به معشوقش بگوید، اما دردش به قدری زیاد است که نمیتواند. شاعر معتقد است اگر درد از دلدار برسد، بهتر از درمان است و این عشق و درد برایش ارزش بیشتری دارد. او زیبایی معشوقش را با مقایسه با طبیعیترین زیباییها توصیف میکند و هر زیبایی دیگر را ناقص میداند. در انتها، او اشاره میکند که اگرچه در عالم عشق مقام و عزتی دارد، اما اینها همه به خاطر معشوقش است.
هوش مصنوعی: چشم من به خواب نمیرود و شب برایم خونین و دردآور است، حتی همسایه هم از نالهها و گریههای من بیدار شده است.
هوش مصنوعی: من هیچ غم و اندوهی را با کسی در میان نمیگذارم، مگر اینکه ناچار باشم، چرا که هیچکس جز دیوار رازهایم را نمیداند و اگر دوستی مسیر دل را بشناسد، دیوار همسرای من میشود.
هوش مصنوعی: من قبلاً گفته بودم که نمیتوانم از غصهها و مشکلاتم برایت بگویم، چون درد و دل من بسیار زیاد است.
هوش مصنوعی: اگر درد و رنجی از معشوق برسد، این درد بهتر از هر درمانی است و اگر غم و ناراحتی از یار بیاید، این ناراحتی شیرینتر از باغ گل است.
هوش مصنوعی: ماه را مانند تو در اینجا، قامتش به زیبایی سرو است و سروی که مانند تو، خوشحالت و زیباست و موی آن مانند عطر عنبر میباشد.
هوش مصنوعی: در این شهر دیگر چشمی مانند تو وجود ندارد و نه در این سرزمین کسی به زیبایی موی تو پیدا میشود.
هوش مصنوعی: سری که در کشمیر با قامت و زیبایی ایستاده، درست مثل چوبی است که تاب میخورد و جذابیت دارد. اما این زیبایی انصاف ندارد و مانند زلفهای تو در تاتار نیست که به نرمی و دلربایی بیفتد.
هوش مصنوعی: دلی که مجروح عشق توست، اگر نسبت به غم و اندوهش ناله کند، جایی برای خرده گرفتن نیست، چرا که هم عاشق توست و هم از درد عشق رنج میبرد.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه نعمت عشق به من فراوانی و خوشبختی داده است، اما همه این مقام و عزت من به خاطر محبوبم است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آرزومندی من خدمت و دیدار تو را
چون جفای فلک و محنت من بسیار است
تن من کز تو جدا ماند به نزد همه خلق
چون جهان پیش دل و چشم تو بی مقدار است
دلم از فرقت تو تنگ چو چشم مور است
[...]
هر که از درد تو محروم بود بیمار است
و آنکه داغ تو نه پر سینه او افگار است
دلم از ناوک آن غمزه شکایت نکند
که بر این خسته حق نعمت او بسیار است
گله از بار غم و بار سنم نیست مرا
[...]
اثری در قدح باده ز لعل یار است
قبلهٔ خسته دلان خاک درِ خمّار است
سخن عقل در این کوی ندارد وزنی
عشق از آن دل که در او عقل بود بیزار است
خبر از سوز دلم نیست کسی را چون شمع
[...]
دلم از دردِ فراق تو قوی افگار است
دیده در حسرت یاقوت تو گوهربار است
ای که گفتی خبری از تو صبا برد ولی
مشکل این است که او نیز چو من بیمار است
دور از او کار من آسان بکن ای غم ورنه
[...]
بگذر از توبه و تقوی که همه پندار است
در پی مطرب و می باش که کار این کار است
صف زده دردکشان پیش در میکده اند
زاهد صومعه را وقت پس دیوار است
رشته سبحه که از گوهر اخلاص تهی ست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.