توگرماه منی من ماه تابان را نمی خواهم
توگر سرو منی من سروبستان را نمی خواهم
تمنا می کند هر کس ز یزدان حور وغلمان را
توگر یار منی من حور وغلمان را نمی خواهم
به کویت پاسبانم گر کنی بالله که درعالم
خراج ملک قیصر تاج خاقان رانمی خواهم
نه درهجرت دلم خون گشت ونه جانم ز تن بیرون
من از این دل بری هستم من این جان را نمی خواهم
اطاعت لازم است از دوست اگر گوئی که کافر شو
همان کفرم شود ایمان به جز آن را نمی خواهم
شنیدم دخت ترسائی به صنعان گفت ترسا شو
چو عاشق بود براوگفت ایمان را نمی خواهم
بت من درکلیسا رفت وبتها را شکست از هم
برهمن گفت بشکن کز تو تاوان را نمی خواهم
رضا گر بر قضا گردی عزیز مصر خواهی شد
نیی یوسف اگر گوئی که زندان رانمی خواهم
بلند اقبال را گفتم به دردخود علاجی کن
بگفتا دردم از عشق است و درمان رانمی خواهم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عمق عشق و بینیازی شاعر از دنیا به خاطر معشوق است. شاعر با استفاده از تمثیلها و تصاویر زیبا، احساس خود را نسبت به معشوق ابراز میکند و میگوید که حتی چیزهای زیبای دنیا مانند حور و غلمان، تاج و تخت، و حتی جان خود را در برابر عشق حقیقی نمیخواهد. او حاضر است هر نوع درد و رنجی را تحمل کند، زیرا عشقش بالاتر از همه چیز است. در واقع، او به یک نوع وفاداری و ایثار در عشق اشاره میکند که فقط به معشوق خود توجه دارد و از تمامی وسوسهها و خواستههای دنیوی چشمپوشی میکند.
هوش مصنوعی: اگر تو ماه من هستی، من دیگر به ماه تابان نیاز ندارم. و اگر تو سرو من هستی، من دیگر به باغ سروها احتیاج ندارم.
هوش مصنوعی: هر کسی از خداوند میخواهد که برایش حوری و پسران بهشتی را فراهم کند، اما من اگر تو را داشته باشم، نیازی به آنها ندارم.
هوش مصنوعی: اگر در کوی تو نگهبان باشم، به خدا قسم که در این دنیا حتی ملک قیصر و تاج خاقان را نمیخواهم.
هوش مصنوعی: نه در سفر دلم زخمی شد و نه جانم از بدنم خارج گردید. من از دل خود جدا هستم و این جان را نمیخواهم.
هوش مصنوعی: اگر دوست بگوید که به او اطاعت کن و حتی اگر بگوید کافر شو، من به همان چیز که او میگوید اعتقاد پیدا میکنم و چیزی جز این را نمیخواهم.
هوش مصنوعی: دختری از قوم ترسا به جوانی به نام صنعان گفت: به عشق من بیا و ترسا شو. اما او در پاسخ گفت: من ایمان و اعتقادات خودم را نمیخواهم.
هوش مصنوعی: محبوب من به کلیسا رفت و بتهای دیگر را شکست. از طرفی برهمن گفت که دیگر نیازی به تاوان تو ندارم.
هوش مصنوعی: اگر با قضا و قدر زندگی رضا بدهی، به مثل یوسف در سرزمین مصر عزیز خواهی شد. اما اگر از سختیها و مشکلات فرار کنی و نخواهی وارد زندان شوی، نمیتوانی به آن مقام دست یابی.
هوش مصنوعی: به فردی با بخت بلند پیشنهاد کردم که به مشکلش راه حلی پیدا کند. او پاسخ داد که درد من از عشق است و من به دنبال درمان نیستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.