از فراقت نه چنان تنگ دلم
که توان گفت چه سان تنگ دلم
به چه سان تنگ بود دیده مور
تنگ گردیده چنان تنگ دلم
گر به محشر ببرندم به بهشت
بی تو درقصر جنان تنگ دلم
با همه تنگ دلی کوه غمی
جای بگرفته در آن تنگ دلم
هر کسی تنگدل است از جهتی
من از آن تنگ دهان تنگ دلم
شکوه ها از غم هجران میگفت
داشت گر نطق وبیان تنگ دلم
اگرم نام بلندا قبال است
از چه این سان به جهان تنگ دلم
نیست ای دل چوتو صاحب نظری درعالم
که جز از دوست نبینی دگری درعالم
پی کاری مروار اهل دلی عاشق شو
که به از عشق نباشد هنری درعالم
بت به بتخانه بسی هست ولی نیست چوتو
آهنین دل صنم سیم بری در عالم
دل سخت تو نشدنرم ونشد گرم به ما
نیست آه دل ما را اثری در عالم
درجان پرتوحسنت چو تجلی فرمود
به جز از عشق نباشدخبری در عالم
دیده ام بس سحر وشام ندیدم گاهی
چون رخ وزلف تو شام وسحری در عالم
همچوقند لبت ای شوخ نداردهرگز
شهدوشیرینی و لذت شکری درعالم
به جز از سروقد و طلعت همچون قمرت
برسر سرو ندیدم قمری درعالم
همچوگیسوی خم اندر خم مشک افشانت
سر زد از نافه کجا مشک تری درعالم
می توان گفت نکوبخت وبلنداقبالم
دهد ار نخل امیدم ثمری درعالم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عاطفه شدید خود نسبت به محبوب سخن میگوید و از درد فراق او ناله میکند. او میگوید که دلش به شدت تنگ و غمزده است و هیچ چیز نمیتواند جای خالی محبوب را پر کند. او در عالم وجود، تنها عشق را مهم و باارزش میداند و باقی چیزها را بیارزش میبیند. همچنین شاعر به زیباییهای محبوب اشاره میکند و میگوید که هیچ چیز به اندازه شمایل و صفات او در دنیا وجود ندارد. در نهایت، او با امید به رسیدن به معشوق و کامیابی در عشق، از شرایط سخت دلش گلایه میکند.
هوش مصنوعی: از جداییات آنقدر دلbroken و خرد شدهام که نمیتوانم بگویم چقدر دلم تنگ است.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم توصیف کنم که چشمان مور چه اندازه تنگ و محدود است، در حالی که دل من نیز به همان اندازه فشرده و تنگ شده است؟
هوش مصنوعی: اگر در روز قیامت مرا به بهشت ببرند، اما تو در آنجا نباشی، قلبم در قصرهای بهشت تنگ و ناراحت خواهد بود.
هوش مصنوعی: کوهی از غم در دل تنگم جا گرفته، با وجود همه دلتنگیهایم.
هوش مصنوعی: هر فردی به دلیلی دلگیر و تنگدل است، ولی من به خاطر آن کمگویی و تنگ نظریام ناراحتم.
هوش مصنوعی: غم فراق محبوب آنقدر برایم سنگین و دلگیر است که اگر توانایی بیان احساساتم را داشتم، از اندوه و ناراحتیام برای همه میگفتم.
هوش مصنوعی: اگرچه نام من در میان بزرگانی چون بلندا قرار دارد، اما چرا دل من اینگونه در جهان تنگی احساس میکند؟
هوش مصنوعی: ای دل، در این دنیا هیچ کس را جز دوست نمیبینی که لایق نظر و ارزش باشد.
هوش مصنوعی: برای رسیدن به هدفی ارزشمند، باید دل عاشق و علاقهمند داشته باشی؛ زیرا هیچ هنری در دنیا بالاتر از عشق وجود ندارد.
هوش مصنوعی: در معبد مجسمههای زیادی وجود دارد، اما هیچکدام از آنها به اندازهی معشوقی که دلش آهنین است و زیباییاش بینظیر است، ارزشمند نیستند.
هوش مصنوعی: دل تو به سختی است و نرم نمیشود، و گرما و محبت هم نصیب ما نمیشود. آه ما در این دنیا هیچ تأثیری ندارد.
هوش مصنوعی: وقتی که نور زیبای تو در جان انسان میتابد، در این حالت هیچ خبری از عشق در جهان وجود ندارد.
هوش مصنوعی: من در زندگیام بارها شبها و روزهایی را دیدهام، اما هیچ کدام به زیبایی چهره و موهای تو نمیرسند و به این دلیل، هیچ چیز در جهان مانند آن حس و حال دلانگیز نیست.
هوش مصنوعی: دستانت مانند قند خوشمزه و شیرین است و هرگز طعم و لذت شیرینی و شکری در دنیا وجود ندارد که به زیبایی و جذابیت لبهایت باشد.
هوش مصنوعی: جز از قامت و زیبایی تو، مانند قمر، بر بلندیهای درختان سرو هیچ قمری در دنیا ندیدم.
هوش مصنوعی: شبیه به گیسوان پیچ در پیچ، عطر مشک از جایی که نمیدانم منتشر شده و حالا به فضا آمده است.
هوش مصنوعی: میتوان گفت که اگر سرنوشتم خوب باشد و شانس مرا همراهی کند، شاید درخت امیدم در این دنیا ثمری بدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گه ز تیغ ستمی همچو قلم
فرق سر شق شده رنج و الم
غم عالم نبرد ره به دلم
که سرشتند به میخانه گلم
من چه دارم که ز احسان تو نیست
جان اگر بر تو فشانم خجلم
دوش دزدیده نگاهی به رخت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.