برده ای خوابم ز چشم نیمخواب
برده ای تابم ز زلف پر ز تاب
زلف مشکین بر رخت باشد نقاب
یا نهان است آفتاب اندر سحاب
کی کندصورتگری نقاش چین
گر تو از عارض براندازی نقاب
مرغ دل در چنگ زلفت شد اسیر
همچو گنجشکی به چنگال عقاب
برمه رویت هلال ابرویت
هست شمشیری به دست آفتاب
زلف بر روی تو یا برمه عبیر
خوی به رخسار تویا بر گل گلاب
گاه رفتن دل بری از مرد وزن
وقت گفتن جان دهی بر شیخ وشاب
همچوماهی وسمندر ز آه واشک
بی تو گه در آتشم گاهی در آب
خوبرویان گر همه گردند جمع
کس نخواهم جز توکردن انتخاب
از برای بزم وصلت ای صنم
شد دلم از آتش هجران کباب
خانه صبر بلند اقبال را
بی توسیل اشک کرد آخر خراب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات عمیق و عاشقانهاش میگوید. او به بیداری نیمهخواب خود اشاره دارد و زیبایی معشوقش را توصیف میکند. زلفهای پرتاب او و چهرهاش همچون هلال، دل شاعر را اسیر کرده و او را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. شاعر میگوید که اگر معشوق نقاب خود را کنار بزند، زیباییاش میتواند نقاشی را تحت تأثیر قرار دهد. همچنین، او از سختیهای جدایی و آتش عشق و حسرت میگوید و بیان میکند که در میان تمام زیبا روها فقط معشوقش را انتخاب میکند. در نهایت، احساس نابسامانی و خرابی دل به خاطر دوری معشوق را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: به خاطر خواب نیمههمه که از چشمانت میدارم، آرامش و طاقت خود را از دست دادهام. زلف پرچین و تاب تو نیز باعث میشود تاب و تحملم کمتر شود.
هوش مصنوعی: زلفهای تاریک و سیاه تو مانند نقابی است که روی چهرهات قرار دارد، یا شاید آفتاب در حال پنهان شدن در ابرهاست.
هوش مصنوعی: اگر تو نقاب را از چهرهات برداری، چه کسی میتواند به زیبایی تو مانند یک نقاش چینی، تصویر بکشد؟
هوش مصنوعی: پرنده دل در دام زلف تو گرفتار شده است، مانند گنجشکی که در چنگال یک عقاب به تله رفته باشد.
هوش مصنوعی: چهره زیبای تو مانند هلال ابرویت درخشان است و همچون شمشیری است که در دست خورشید قرار دارد.
هوش مصنوعی: موهای تو همچون عطر خوشی است که به چهرهات با لطافت خاصی افزوده شده و زیباییات را دوچندان میکند.
هوش مصنوعی: گاهی دل انسان از مرد و زن جدا میشود و در آن زمان که جان خود را در گفتوگو با شیخ و جوان فدا میکند.
هوش مصنوعی: مانند ماهی و سمندر، بی تو گهگاهی در آتش و گاهی در آب هستم.
هوش مصنوعی: اگر همه زیبایان دور هم جمع شوند، من فقط تو را انتخاب خواهم کرد و هیچ کس دیگری را نمیخواهم.
هوش مصنوعی: به خاطر جشن وصال تو، ای معشوق، دل من از درد جدایی به شدت میسوزد و مانند کباب در آتش گداخته است.
هوش مصنوعی: صبر و تحمل من به خاطر نبودنت از بین رفت و به تدریج ویران شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
این جهان خواب است، خواب، ای پور باب
شاد چون باشی بدین آشفته خواب؟
روشنییْ چشم مرا خوش خوش ببرد
روشنیش، ای روشنائییْ چشم باب
تاب و نور از روی من میبرد ماه
[...]
آفتاب از روی تو بر دست تاب
خود ازین رویست فخر آفتاب
در سحاب از جود تو آمد اثر
زان بود خیرات عالم در سحاب
زور و تاب خسروان سهم تو بود
[...]
من عجب دارم همی از شاعران
تا چرا گویند راد است آفتاب
گرد صحرا سال و مه گردد همی
تا کجا در یابد او یک قطره آب
برخورد آن آب و آنگه میدهد
[...]
کافران را داده مهلت در عقاب
نا فرستاده به عهد او عذاب
هیچ میدانی چه میگوید رباب؟
ز اشک چشم و از جگرهای کباب
پوستیام دور مانده من ز گوشت
چون ننالم در فراق و در عذاب
چوب هم گوید بُدم من شاخ سبز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.