قسم به موی تو یعنی به سوره واللیل
که جز تو با کس دیگر دلم ندارد میل
حکایتی است ز روی توسوره والشمس
کنایتی است زموی تو آیه واللیل
نه آگه است که من مبتلا به هجر توام
که گوید اینهمه زاهد حدیث دوزخ وویل
گهی که چشم من اندر فراق با رد اشک
عجب مدار کند شهر را اگر از جا سیل
بیا وچهره نما تا شبم شود چون روز
گره ز زلف گشا تا شود نهارم لیل
تو رابود مه وخورشید اگر جمال از نور
مرا هم اشک چوپروین شده است چشم سهیل
وفای من ز جفای تو باشد افزون تر
بنه به کفه میزان زلف و بنما کیل
منم میان همه عاشقان بلند اقبال
چنانکه درهمه دلبران توئی سرخیل
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با قسم به موی محبوب خود، عشق و وابستگی شدیدش به او را بیان میکند. او میگوید که هیچ کس دیگر نمیتواند جای محبوبش را در دل او بگیرد و از هجران و دوری او رنج میکشد. شاعر با استفاده از تمثیلهایی چون "خسوف و کسوف" و "پروین" به زیبایی محبوب اشاره میکند و میگوید که دیدن چهرهاش شب او را به روز تبدیل میکند. او همچنین به وفایش به محبوب اشاره میکند و میخواهد نشان دهد که عشق و وفای او از جفای محبوبش بیشتر است. در نهایت، شاعر خودش را در میان عاشقان، در بالاترین مقام از عشق و علاقه به معشوق توصیف میکند.
هوش مصنوعی: به موهای تو قسم میزنم، همچنان که در سوره واللیل اشاره شده است؛ دل من به هیچکس جز تو تمایل ندارد.
هوش مصنوعی: داستانی در مورد زیبایی و درخشش است که به شب و روز اشاره میکند. این به ما نشان میدهد که شب و روز هر کدام زیبایی و ویژگیهای خاص خود را دارند.
هوش مصنوعی: او نمیداند که من چقدر از دوری تو رنج میبرم، که چرا این زاهد از عذابها و مصیبتهای جهنم اینقدر سخن میگوید.
هوش مصنوعی: گاهی اوقات وقتی که من در دلتنگی و دوری، اشک میریزم، عجبی ندارد که شهر از جا کنده شود و مثل سیل به حرکت درآید.
هوش مصنوعی: بیا و چهرهات را نشان بده تا شب من مانند روز روشن شود. اگر گرههای زلفت را باز کنی، شب من به روز تبدیل خواهد شد.
هوش مصنوعی: تو را مه و خورشید در زیبایی خود کم میآورند؛ اگر جمال من از نوری برخوردار باشد، چشمانم به مانند اشکی که بر پروین افتاده، روشن است.
هوش مصنوعی: وفای من به تو بیشتر از جفای تو به من است، پس موهایت را در کفه ترازو بگذار تا میزان این وفا و جفا را نشان دهد.
هوش مصنوعی: من در میان تمام عاشقان خوشبخت و خوشاقبال هستم، همانطور که تو در بین همه دلبران، پیشوای آنها هستی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تنم به گونه نال و دلم به گونه نیل
جهان ز نیلم نال و روان ز نالم نیل
چو نیل چشم منست از گریستن شب و روز
چراست جای نهنگ اندر آن دو چشم کحیل
رفیق رنجم تا عشق با منست رفیق
[...]
ولایت مه شعبان به روزه شد تحویل
بدل شد این مه با آز و اینت نیک بدیل
به امر باری شیطان شدست بسته به بند
زبان خلق گشاده شدست بر تهلیل
چو نار در دل کفار و نور در مسجد
[...]
رسید عید همایون و روزه کرد رحیل
به جام داد فلک روشنایی از قندیل
چو روشنایی قندیل بازگشت به جام
سزدکه من به غزل بازگردم از تهلیل
غزل ز بهر غزالی غزاله رخ گویم
[...]
جمال دین پیمبر ، تو آن سر افرازی
که نیست بمعالی و مکرمات عدیل
سداد رأی تو در گرد ملک حصن حصین
جناح عدل تو بر اهل شرک گشته دلیل
بجنب حلم تو احنف شده سفیه سفیه
[...]
سپیده دم که بر آمد خروش بانگ رحیل
برفت پیش سرشک من آب دجله و نیل
جهان ز گریه ام از آب گشت مالامال
ز سوز سینه ام آتش گرفت میلامیل
هلاک من چون بوقت وداع خواهد بود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.