ای تیر مژگان تورا جان ودل مسکین هدف
جان ودل ما عاقبت خواهدشد از عشقت تلف
هر کس که مژگان تو را بیند به گردچشم تو
گوید که چنگیز است این گردش سپاهی بسته صف
می گفتمت سروی اگر می بود سیمین ساق او
می خواندمت ماهی نبود ار ماه بر رویش کلف
هر کس که بیند روی تو انگشت گیرد بردهان
وآنکس که بیند چهر من هی ساید از غم کف به کف
جانا به جانت آفرین بادا ز رب العالمین
همچون تویکتای گوهری پرورده هرگز کی صدف
از پوست پوشان توام وز حلقه گوشان توام
گه درخروشم گه خموشافتاده درچنگت چودف
ما را وجود از هست تو آشفته ایم ومست تو
ای ماچو ذره توچومهر ای توچوقلزم ما چوکف
اندر برآید دلبرم و آسوده گردد خاطرم
گر کوکب اقبال من از نکبت آید درشرف
از چشم وگیسویت رها گردد بلند اقبال کی
اینش کشد از یک جهت آنش کشد از یک طرف
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است. شاعر با توصیف مژگان و چهره دلربای معشوق، تأثیر عمیق او بر دل و جانش را بیان میکند. او از عذاب عشق و yearning برای معشوق سخن میگوید و به شدت تحت تأثیر زیبایی او قرار دارد. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که هیچ گوهر نابی نمیتواند به زیبایی معشوق برسد و عشق او وجود شاعر را آشفته کرده است. در نهایت، شاعر آرزو میکند که معشوقاش، اگر چه ممکن است روزی از او دور شود، به او نظر کند و دلش آرام گیرد.
هوش مصنوعی: ای تیر نگاه تو، جان و دل من در تیر رس عشق تو است و در نهایت، به خاطر عشق تو از بین خواهد رفت.
هوش مصنوعی: هر کسی که به مژگان تو نگاه کند، به دور چشمانت میگوید که این حرکت، همانند لشکری است که با شدت و توان، صف کشیده است.
هوش مصنوعی: میگفتم اگر درختی مانند سرو با پاهایی نقرهای بود، او را میخواندم. اگر ماهی هم بر رویش بود، ماهی نبود.
هوش مصنوعی: هر کسی که چهره تو را میبیند، انگشت بر لبهایش میزند و آن کس که چهره من را میبیند، از غم دست به دست میزند.
هوش مصنوعی: ای جان، به تو و جانت هزاران درود از سوی پروردگار جهان، زیرا همچون تو جواهری ارزشمند به دنیا نیامده و هرگز صدفی قادر به پرورش چنین گوهری نبوده است.
هوش مصنوعی: من از جاذبه ظاهرت و از زنجیر گوشوارهات تحت تاثیرم. گاهی فریاد میزنم و گاهی سکوت میکنم، مثل کسی که در چنگال تو گرفتار است.
هوش مصنوعی: وجود ما به خاطر تو بیقرار و ناآرام است، و ما مانند ذرهای از نور تو هستیم. تو برای ما همچون گلزار و آفتاب هستی و ما در برابر تو همانند خاکی هستیم.
هوش مصنوعی: اگر محبوبم نمایان شود و دل من آرام گیرد، امید دارم که خوشبختی به من روی بیاورد و از گرفتاریها فاصله بگیرم.
هوش مصنوعی: از نظر تو و زیباییهای چهرهات، بخت و اقبال خوب دور خواهد شد. این حس را فردی دیگر در یک جهت حس میکند و فردی دیگر در جهت مخالف.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر نقد دل کآن غمزهٔ پر حیله می آرد به کف
بازش ز عین سرخوشی چشم تو می سازد تلف
گر غمزه ات خون می کند چشم تو یاری می دهد
ور عارضت دل می برد زلف تو می گیرد طرف
گر خدمتی آید ز ما بر وجه منت ز آنکه هست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.