تا به کی از دوری روی تو باید کرد صبر
شد فغانم رعد وآهم برق وچشمم ز اشک ابر
نیست جز مردن مرا دیگر علاجی از طبیب
چاره درد دلم را رو مده داروی صبر
زنده گردم خیزم از جا وکفن درم ز شوق
گر کسی نام تو را تلقین من گوید بهقبر
اینقدر دانم که هستم عاشق رخسار تو
خواه خوانندم مسلمان خواه ترسا خواه گبر
از مکافات عمل غافل مشوبیمار شد
بر دل من چشم خونخوار تو از بس کردجبر
گفتی ار خواهی وصالم در فراقم صبر کن
در دل تنگ بلند اقبال نبود جای صبر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و رنجی که به خاطر دوری معشوقش تحمل میکند سخن میگوید. او به طولانی بودن مدت صبر اشاره میکند و از ناامیدی و بیتابی خود میگوید. داروی صبر نیز برای او دیگر کارساز نیست و تنها مرگ را چاره میبیند. او آنقدر عاشق است که خود را در هر حالتی متعلق به معشوق میداند. وجود درد و رنج و امید به وصال در دل او موج میزند، اما صبر کردن در این شرایط برایش دشوار است. شاعر به این نتیجه میرسد که دل تنگ او جایی برای صبر ندارد و این وضعیت برایش غیرقابل تحمل شده است.
هوش مصنوعی: تا چه زمانی باید به خاطر دوری تو صبر کنم؟ هم فریاد من مانند رعد و برق است و هم چشمانم از اشک، مانند ابر پر آب.
هوش مصنوعی: جز مرگ درمان دیگری برای من وجود ندارد. ای پزشک، درد دلم را درمان نکن و داروی صبر را به من نده.
هوش مصنوعی: اگر کسی نام تو را در قبرم به زبان بیاورد، به شوق تو زنده میشوم و از جای خود برمیخیزم و کفن از تنم کنار میزنم.
هوش مصنوعی: من میدانم که به چهره تو عشق ورزیدم، چه مرا مسلمان بنامند، چه ترسا و چه گبر.
هوش مصنوعی: از عواقب اعمال خود غافل نباش، زیرا نگاه تاریک و خونآلود تو بر دلم تأثیر گذاشته است و این به خاطر آن است که به من ظلم کردهای.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به وصالم برسی، در دوریام صبر کن. اما در دل تنگ و پر از حسرت، جایی برای صبر وجود ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
با چنین طالع چنین سروی کیم آید ببر
من بدینسان بی زر وو آن سرو بستان سیمبر
آنکه شرح حرف هجرش کام جانرا ساخت مر
از زبور عشق دان هم بیناتش هم ز بر
بسکه وصف او بود ورد زبان عبد و حر
گشته است از در نظم اهل طبق آفاق پر
آرم از قول بزرگان مه برون از زیر ابر
طاعت عالم کنم تا بشکنم بازار جبر
گرم گردم در تماشای پلنگ و شیر و ببر
منع نتوانم نمود از مردم بی تاب و صبر
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.