التفاتی به ما ندارد یار
که زما یاد می نیارد یار
یار ما ابرر حمت است ودریغ
هیچ برکشت ما نبارد یار
اینکه دایم ز دیده خونبارم
دل ما را همی فشارد یار
مگر از بندگان درگه خویش
بنده اش را نمی شمارد یار
نه چه گفتم ز بیخودی که به خود
مر مرا وانمی گذارد یار
دمبدم فیض بخش روح من است
نکند از عطا مرا رد یار
نبود کس چومن بلنداقبال
کام من را اگر برآرد یار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساس تنهایی و بیتوجهی یار اشاره میکند. یار به یاد او نیست و از محبتش بهرهای نمیبرد. شاعر از درد دل و احساس فشاری که به او وارد میشود، سخن میگوید و احساس میکند که یار او را نمیبیند و ارزش نمیدهد. همچنین، او از فیض و عطای یار صحبت میکند و آرزوی برآورده شدن خواستههایش را دارد. در کل، شعر نشاندهنده عواطف عمیق و ناامیدی شاعر نسبت به یار است.
هوش مصنوعی: یار به ما توجهی ندارد و از ما هیچ یاد نکرده است.
هوش مصنوعی: دوست ما چون ابر رحمت است و برای ما هیچ وقت کمبودی احساس نمیشود.
هوش مصنوعی: همیشه به خاطر گریان بودن چشمم، دل من تحت فشار قرار میگیرد و این همه به خاطر محبوبم است.
هوش مصنوعی: آیا محبوبش، بندهای از بندگان خود را نمیشناسد؟
هوش مصنوعی: در این گفتار، بیان شده که نمیدانم چه گفتهام، ولی عشق و معشوقم به قدری درگیرم کرده که حتی نمیتواند مرا تنها بگذارد.
هوش مصنوعی: هر لحظه، لطف و محبت الهی به من میرسد، امیدوارم که دوستم مرا از این نعمت محروم نکند.
هوش مصنوعی: اگر هیچکس دیگری نتواند به خواستههایم برسد، تنها یارم میتواند کام من را شیرین کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.