وه که از این زندگانی دل به تنگ آید مرا
شیشه عمر از خدا خواهم به سنگ آید مرا
دارم از بس دل غمین هستم ز بس اندوهگین
این فراخی جهان در چشم تنگ آید مرا
برندارم دست از او تا زونگیرم کام دل
گر که دامان اجل روزی به چنگ آید مرا
یونسم نه یوسفم نه پس چرا چون این وآن
گه به چه گه جای درکام نهنگ آید مرا
چون بلنداقبال از بس تلخ کامم در جهان
گر بنوشم شهد وشکر چون شرنگ آیدمرا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از ناامیدی و دلتنگی خود برای زندگی سخن میگوید. او احساس میکند که عمرش مانند شیشهای شکسته است و از اندوه و غم زیاد، جهان برایش تنگ و بزرگ نمینماید. شاعر به خدا اشاره میکند و میگوید که نمیتواند از عشق او دست بکشد، حتی اگر مرگ روزی به سراغش بیاید. او خود را با یوسف مقایسه نمیکند و از تلخی کامش در این دنیا سخن میگوید، بهطوری که حتی نوشیدنیهای شیرین برایش مانند زهر به نظر میرسند. در کل، شعر حاکی از حسرت و غم عمیق شاعر است.
هوش مصنوعی: واقعا زندگی مرا به ستوه میآورد و از خدا میخواهم که عمرم را به پایان برساند.
هوش مصنوعی: از شدت ناراحتی و غم، جهان برایم از حد تنگتر به نظر میرسد و نمیتوانم ابعاد آن را احساس کنم.
هوش مصنوعی: هرگز از او دست نمیکشم تا زمانی که آرزوی دل را برآورده کنم، حتی اگر روزی تقدیر به سراغم بیاید و مرا در چنگ خود بگیرد.
هوش مصنوعی: من نه یوسف هستم که به زیبایی او شناخته شوم، پس چرا باید در برابر هر کسی که میبینم به این شکل تحت تأثیر قرار بگیرم و آزار ببینم؟
هوش مصنوعی: با توجه به اینکه سرنوشت خوبی ندارم و همیشه در سختی به سر میبرم، حتی اگر بخواهم از خوشیها و نعمتها بهرهمند شوم، نمیتوانم طعم آنها را بچشم و برایم مثل زهر خواهد بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن شهنشاهی که از تأثیر جود عام او
هر چه باشد آرزوی دل بچنگ آید مرا
کسوت امید را در دستگاه او زدم
بر خم نیل فلک تا خود چه رنگ آید مرا
دی یکی میگفت تو زیعیت هست اندر حساب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.