دل برد و گشت پنهان از چشمم آن پری رخ
از بردن دل افسوس وز رفتن وی آوخ
هر کس که افتدش راه روزی به کوی آن ماه
هم سال اوست فیروز هم فال اوست فرخ
از شکل آدمی غم در شکل دیگرم کرد
قد صانی دلیل فی مذهب التناسخ
کی جان من پیاده سالم کنم ز دستش
صد شاه را به یک کش فرموده مات از رخ
چون من طلب نمایم ازکیمیای وصلش
کز سوز دل اگر یخ خواهم بگویدم یخ
اندیشه ای ندارم با سر قدم گذارم
روید به راه عشقش گر جای سبزه ناچخ
نازم به دست ساقی کز ما نهشت باقی
از آنچه داد از خم برد آنچه بود در مخ
از تو بلنداقبال چون مسئلت نماید
او را مساز محروم حرفی بگو به پاسخ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: غزل شاعر درباره فقدان و دلتنگی به خاطر معشوق است. او از زیبایی و سحر آن پری رخ صحبت میکند که دل او را برده و حال پنهان شده است. شاعر بر این باور است که هر کس به آن معشوق برسد، به خوشبختی خواهد رسید. او همچنین به غم خود اشاره میکند و از وقار و زیبایی معشوقش میگوید که مثل کیمیای وصال ارزشمند است. شاعر به دلتنگیهایش در مواجهه با عشق اشاره میکند و از ساقی میخواهد که باقیات خاطرات را به یادش بیاورد. در نهایت، او از معشوقش میخواهد که با او سخن بگوید تا به محرومیتش پایان دهد.
هوش مصنوعی: دل مرا برد و دیگر از چشمم پنهان شد. آن پری که دل را میبرد، افسوس که رفت و من تنها ماندم. آوخ که چقدر دلم برایش تنگ شده است.
هوش مصنوعی: هر کسی که به راهی که به محله آن ماهرو میرسد، قدم بگذارد، سالش خوشبخت و بختش نیکو خواهد بود.
هوش مصنوعی: از ظاهر انسانیام، غم به شکل دیگری در وجودم نمود پیدا کرده است. به شدت دلیل بر عقیده تناسخ است.
هوش مصنوعی: من چگونه میتوانم با یک اشاره به زیبایی او، جان و دل خود را از چنگش رها کنم، در حالی که با یک نگاه او صد پادشاه را به ذوق و حیرت میاندازد؟
هوش مصنوعی: وقتی من به دنبال کیمیای وصالش هستم، از سوز دل اگر بخواهم یخ بزنم، او هم میتواند یخ بزند.
هوش مصنوعی: من هیچ فکری ندارم و با پاهای خود به سمت عشقش میروم، حتی اگر در جایی ناچیز و بیفایده باشد.
هوش مصنوعی: من به دست ساقی که از ما چیزی نمانده است، مینازم؛ چون از آنچه که در خم بود، فقط به من نوشیدنی داد.
هوش مصنوعی: اگر کسی از تو درخواست کند و به خاطر خوشبختیاش به آن جواب ندهی، او را از نعمت محروم مکن و پاسخی بده.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یکجا بتی چو خورشید پر ازستاره اش رخ
یکسو بچین ز محنت روئی چو ماه خلخ
غم را نهاده ترجیح بر روزگار فرخ
لب خشک و دیدگان تر هر شوخ نغز پاسخ
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.