نمیدانم چه شور است این ز عشق دوست در دلها
که شیرینکام از او هستند مجنونها و عاقلها
به خود گفتم زعشق آسان شود هر مشکلی دارم
ولی دیدم که هر آسانم از او گشت مشکلها
کس اندر کشتی عشق ار نشیند هست طوفانی
نباید چشم امید افکند دیگر به ساحلها
گمان کردم که راه عشق راهی بیخطر باشد
بدیدم پشتهها از کشتهها در راه و منزلها
پی تاراج دین و دل به هر وادی به هر منزل
همی غارتگران دیدم ز خارجها و داخلها
گروهی واله و حیران گروهی گشته سرگردان
چه عارفها چه عاملها چه عالمها چه جاهلها
در آن وادی که بود از سیل اشکم ره پر آب و گل
همی دیدم خر و بار است کافتاده است در گلها
در آخر دیدم آن دلبر که میجستیمش از هر در
چو جان دائم بر ما هست و ما هستیم غافلها
اگر خواهی ببینی چون بلند اقبال جانان را
بباید دور کرد از خود علایقها و حائلها
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و شور و حال دل صحبت میکند و به پیچیدگیهای این احساس عمیق اشاره دارد. او با تأمل میگوید که عشق، هم برای عاقلها و هم برای مجنونها شیرین است، اما در عین حال همواره مشکلاتی را به همراه دارد. شاعر تصور میکند که عشق میتواند مشکلات را آسان کند، اما با درک واقعیت متوجه میشود که راه عشق پر از دشواریها و موانع است. او کسانی را میبیند که به دنبال عشق هستند، اما در این مسیر گیج و سرگرداناند و مشکلات زیادی دارند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که برای درک عمق عشق واقعی، باید از علاقههای دنیوی و موانع خود فاصله بگیرد.
هوش مصنوعی: نمیدانم چه جذبهای است که عشق دوست در دلها ایجاد کرده است، که همه، چه شادکامان و چه افراد عاقل، مجنون او شدهاند.
هوش مصنوعی: به خودم گفتم که عشق میتواند هر مشکلی را آسان کند، اما متوجه شدم که هر کاری که فکر میکردم آسان است، از عشق به مشکل تبدیل شد.
هوش مصنوعی: اگر کسی در کشتی عشق قرار گیرد، چنان طوفانی برپاست که دیگر نمیتواند به سواحل امید نگاه کند.
هوش مصنوعی: تصور میکردم که مسیر عشق بیخطر و آسان است، اما وقتی به آن وارد شدم، دیدم موانع و مشکلات زیادی در سر راهم وجود دارد و افرادی در این راه آسیب دیدهاند.
هوش مصنوعی: من در هرجا و در هر مکان، افرادی را دیدم که در حال غارت و تجاوز به دین و دل مردم بودند، چه از خارج و چه از درون.
هوش مصنوعی: بعضی از مردم در شگفتی و حیرت قرار دارند و برخی دیگر سرگردان هستند. این افراد میتوانند عارفان، عملگراها، دانشمندان و یا حتی نادانها باشند.
هوش مصنوعی: در آن منطقهای که به خاطر اشکهای زیاد من پر از آب و گل بود، خر و باری را میدیدم که در گلها افتاده بودند.
هوش مصنوعی: در نهایت متوجه شدم که آن معشوقی را که همیشه به دنبالش بودیم، در هر جا پیدا کردهایم. او مانند جان ماست و در حقیقت همیشه در کنار ماست، اما ما در غفلت و بیخبری زندگی میکنیم.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی خوشبختی و شانس خوب محبوبت را ببینی، باید از تمام وابستگیها و موانع دوری کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأسَاً و ناوِلْها
که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکلها
به بویِ نافهای کآخِر صبا زان طُرّه بُگشاید
ز تابِ جَعدِ مشکینش چه خون افتاد در دلها
مرا در منزلِ جانان چه امنِ عیش، چون هر دَم
[...]
به امیدی که بگشاید ز لعل یار مشکلها
خیال آن لب میگون چه خون افتاده در دلها
مخسب ای دیده چون نرگس به خوشخوابی و مخموری
که شبخیزان همه رفتند و بربستند محملها
دلا در دامن پیر مغان زن دست و همت خواه
[...]
بیا ای از خط سبزت هزاران داغ بر دلها
مرو کز اشک مشتاقان به خون آغشته منزلها
به تقصیر وفا عیبم مکن، کز آب چشم من
هنوز اندر رهت تخم وفا میروید از گلها
گر از گردون ملالی باشدت، بر عشق املا کن
[...]
تجلی الراح من کاس تصفی الروح فاقبلها
که می بخشد صفای می فروغ خلوت دلها
انلنی جرعة منها ارحنی ساعة عنی
که ماند از ظلمت هستی درون پرده مشکلها
به جان شو ساکن کعبه بیابان چند پیمایی
[...]
رُموز العشق کانت مشکلا بالکاس حللها
که آن یاقوت محلولت نماید حل مشکلها
سوی دیر مغان بخرام تا بینی دوصد محفل
سراسر ز آفتاب می فروزان شمع محفلها
دل و می هردو روشن شد نمیدانم که تاب می
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.