گنجور

غزل شمارهٔ ۴۶۵

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

هرچه از مدت هست و بود است

دیرها پیش خرام زود است

نفیت اثبات حقیقت دارد

خاک گشتن همه جا موجود است

اگر از بندگی اگاه شوی

هر طرف سجده کنی معبود است

چشم شبنم همه اشک است اینجا

بوی این ‌گلشن عبرت دود است

رنگ این باغ شکستی دارد

برگ گل دامن چین‌آلود است

خود فروشی اگرت مطلب نیست

به شکست آینه دادن جود است

بی‌تکلف به هوس باید سوخت

چوب تعلیم محبت‌، عود است

سر خط حسن‌که دازد امروز

لوح آیینه بهاراندود است

آنکه آن سوی جهاتش خوانی

تا تو محو جهتی محدود است

بیدل از ظاهر و مظهر بگذر

جلوه‌، تا آینه‌، نامشهود است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

فاطمه محمدی نوشته:

لطفا اصلاح شود:
سر خط حسن‌که دارد امروز

کانال رسمی گنجور در تلگرام