لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
بیدل دهلوی

از روانی در تحیر هم اثر می‌دارد آب

گر همه آیینه باشد دربه‌در می‌دارد آب

سادهدل را اختلاط پوچ‌مغزان راحت است

صندلی ازکف به دفع دردسر می‌دارد آب

کم زمنعم نیست‌کسب عزت درونش هم

بیشتر از لعل خاک خشک برمی‌دارد آب

نیست از خود رفته را اندیشهٔ پاس قدم

چون روان شدگی به پیش پا نظر می‌دارد آب

هستی عارف به قدر دستگاه نیستی‌ست

ازگداز خویش دارد بحر اگر می‌دارد آب

جوهر از آیینه نتواند قدم بیرون زدن

موج را همچون نگه در چشم تر می‌دارد آب

ظالمان را دستگاه آرد پی‌کسب فساد

مشق خونریزی‌کند تا نیشتر می‌دارد آب

از حوادث نیست‌کاهش طینت آزاد را

زحمت سودن نبیند تاگهر می‌دارد آب

صاف‌طبعان انفعال از ساز هستی می‌کشند

بی‌تریها نیست تا از خود اثر می‌دارد آب

تا عدم از هستی ما قاصدی درکار نیست

هم به قدر رفتن خود نامه برمی‌دارد آب

فقر صاحب جوهر آثارکمال عزت است

تیغ درهرجا تنک شد بیشتر می‌دارد آب

باده بر هر طبع می‌بخشد جدا خاصیتی

بیدل اندر هر زمین طعم دگر می‌دارد آب

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
صائب تبریزی

گر چه با هر موجه ای دام دگر می دارد آب

از ته دل وصل دریا در نظر می دارد آب

زود گردد لطف حق، افتادگان را دستگیر

چون به پستی رو گذارد بال و پر می دارد آب

کشتیش را خشکی دریا نمی بندد به خشک

[...]

بیدل دهلوی

گر در این بحر اعتباری از هنر می‌دارد آب

قطرهٔ بی‌قدر ما بیش ازگهر می‌دارد آب

فیض دریای‌کرم با حاجت ما شامل است

تشنگی اصلیم ما را در نظر می‌دارد آب

نرم‌رفتاری به معنی خواب راحت‌کردن است

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه