گنجور

 
بیدل دهلوی

دارد به من دلشده امشب سرجنگی

گلبرگ ‌کمانی پر طاووس خدنگی

پیش که برم شکوه از آن نرگس ‌کافر

بیچاره شهیدم ز دم تیغ فرنگی

مشکل‌که ز فکر عدم خویش برآییم

داریم سر اما به ‌گریبان نهنگی

آن جلوه ‌که بیرون خیالست خیالش

دیدیم به رنگی ‌که ندیدیم به رنگی

محتاج نفس ‌کرد تحیر دل ما را

آیینه شد آخر جرس ناله به چنگی

کلفت نبرد ره به دل باده پرستان

آیینهٔ مینا نکشد زحمت زنگی

نیرنگ بد و نیک دو عالم همه ازتوست

گر بگذری از خویش نه صلحست و نه جنگی

هشدار که بر گوش عزیزان نتوان خورد

گرنیست سخن را اثر تیر و تفنگی

گامی به ‌گشاد خط پرگار نرفتیم

چون نقطه فسردم به فشار دل تنگی

گرد رم عیش است چه صحرا و چه ‌گلزار

فرصت همه جا خون شده در بخیهٔ رنگی

بیدل خوشم از عارض‌ گلگون به خط سبز

فارغ زمی‌ام ساخته ‌کیفیت بنگی

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
نظیری نیشابوری

در هیچ مقامم نگذارد به درنگی

از بوی به بویی برد از رنگ به رنگی

بالاتر ازین طور تجلی قدمی چند

دارد ارنی گوی دگر هر سر سنگی

شوق تو زنان را به سر کوی برآرد

[...]

صائب تبریزی

ای آه جگرسوز ز شست تو خدنگی

کوه الم از دامن صحرای تو سنگی

در دشت خطرناک تو هر خار سنانی

از بحر پرآشوب تو هر موج نهنگی

گردون سراسیمه و این خاک گرانسنگ

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صائب تبریزی
بیدل دهلوی

جز عافیتم نیست به سودای تو ننگی

ای خاک برآن سرکه نیرزید به سنگی

انجام خرام تو شکار افکن دل بود

ازسرو، چمن هم به جگر داشت خدنگی

مخمور لبت ‌گر چمنش نشئه رساند

[...]

حزین لاهیجی

ای کعبهٔ جان از تو کلیسای فرنگی

بی یاد تو دل را دو جهان سینهٔ تنگی

جان دیده از آن نرگس عیار فریبی

دل خورده از آن غمزهٔ خونخوار خدنگی

دیری ست که شرمنده ام از سبحه، چه سازم؟

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه