غبار هوش توفان دارد ای مستی جنون تازی
بهار شوق خار اندوده است ای شعله پروازی
نمیدانم به غیر از عذر استغنا چه میخواهم
گدای بینیازم بر در دل دارم آوازی
خیالش در نظر خمیازهٔ بالیدنی دارد
ز حشر ناله میترسم قیامت کرده اندازی
غبارم هر تپیدن ناز دیگر میکند انشا
اثرها دارد این رنگ خیال چهره پردازی
گذار یأس دل را غوطه در سنجاب داد آخر
ز خاکستر فکند این شعله طرح بسترنازی
به سیل گریه دادم رخت ناموس محبت را
به رو افتاد از هر قطره اشکم بخیهٔ رازی
حیا را هم نقاب معنی رازت نمیخواهم
که میترسم عرق بر جبهه بندد چشم غمازی
نفس گیر است همچون صبح موی پیری ای غافل
سفیدی میکند هشدار گرد بال شهبازی
قفس فرسای خاکستر میندیش آتش ما را
به طبع غنچه پنهان در ته بال است پروازی
خط پرگار خواندی دل ز معنی جمع کن بیدل
ندارد نسخهٔ نیرنگ دهر انجام و آغازی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق و دلنشین شاعری میپردازد که درگیر عشق و جنون است. او از غبار و توفان هوش خود سخن میگوید و به شوق و آرزوهایش اشاره میکند. شاعر در جستجوی عذر استغناست و خود را در ناز و عشق گدای بینیاز میبیند. با اشاره به غم و نالههای درونی، ترس از قیامت و حشر را نیز احساس میکند. در این بین، به زیبایی خیال و تأثیر عاطفی عشق اشاره کرده و از غمهای ناشی از محبت مینالد. آتش و خاکستر نماد دگرگونی و تحول است و در نهایت، شاعر نگران زمان و تکرار زندگیاش است، به طوری که مفهوم آغاز و انجام را در دنیا بیمعنی میداند.
هوش مصنوعی: خود را در میان طوفانی از احساسات پیدا کردهای، حالتی پرشور و مستی به تو دست داده است. در این بهار پرشکوه، شوق و علاقه به همهچیز موج میزند و حتی درد و رنج نیز در آن وجود دارد، مانند خارهایی در کنار زیباترین گلها. تو همچنان در حال پرواز و شعلهور شدن هستی.
هوش مصنوعی: نمیدانم به جز عذر بینیازی چه چیزی میخواهم. من مثل یک گدای بینیاز در دروازه دل خود، ندا و آوایی دارم.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که فکر او به گونهای است که تنش را کشیده و در حال بالیدن و رشد است. از صدای ناله در روز قیامت میترسم و احساس میکنم که حقایق و چالشهای روزگار، به نوعی همگی بر دوش من سنگینی میکنند.
هوش مصنوعی: هر بار که میزنم به دل، غبار وجودم حس ناز دیگری پیدا میکند. این خیال و رنگی که دارم، تأثیر خاصی بر چهرهام میگذارد.
هوش مصنوعی: ناامیدی قلب را در چالاکی و حرکات سنجاب غرق کرد، اما در نهایت این شعله از خاکستر بیرون آمد و بستر دل را زنده کرد.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر از شدت گریه و احساسات عمیق خود سخن میگوید. او به ناچار احساسات درونیاش را در قالب اشکها ابراز میکند و هر قطره اشک او یک راز تا کنون پنهان را فاش میکند. در واقع، این درد و اندوه به حدی است که با هر اشک، راهی برای بیان محبت و احساساتش پیدا میکند، و این محبت برای او به نوعی اعتبار و ارزش دارد.
هوش مصنوعی: من از تو نمیخواهم که حیا را به شکل راز درآوری، چون میترسم که عرق بر پیشانیام بیفتد و چشم کسانی که نظارهگر هستند، به دردسر بیفتد.
هوش مصنوعی: زندگی بهگونهای است که همچون سپیدهدمی پر از زحمت و سختی میگذرد و در این مسیر، انسانها مانند پرندگان بزرگی هستند که در خطر از دست دادن جوانی و زیبایی خود هستند. باید هوشیار بود و از فرصتها بهره برد تا در دام گذر زمان نیفتیم.
هوش مصنوعی: به این فکر نکن که قفس و خاکستر ما را محدود کرده، بلکه به آتش وجود ما بیندیش که همچون غنچهای پنهان در پرواز است.
هوش مصنوعی: دل خود را با علم و درک سر و سامان بده، زیرا که زندگی و زمان پر از فریب و نیرنگ است و هیچچیز در آن نه پایانی دارد و نه شروعی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ایا بر جان ما ماهر چو بر شطرنج اهوازی
چو ما را شاه مات آید ترا سپری شود بازی
امیر عالم عادل نبیره خسرو غازی
جلال دولت عالی امین ملت تازی
ملک بو احمد محمود زیبای سرافرازی
شهنشاهی که روز جنگ با شیران کند بازی
ایا شاه جهانداری که فردی و بی انبازی
[...]
جهان بازیگری داند مکن با این جهان بازی
که در مانی به دام او اگرچه تیز پر بازی
برآوردم چو کاخی خوب و اکنون میفرود آرد
برآورده فرود آری نباشد کار جز بازی
چه باشد بازی آن باشد که ناید هیچ حاصل زو
[...]
جلال امت مختار و تاج ملت تازی
کزو باشد بزرگان را بزرگی و سرافرازی
آیا بر جان ما ماهر چو بر شطرنج اهوازی
چو ما را شاه مات آید ترا سپری شود بازی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.