حیرت حسن که زد نشتر به چشم آینه
خشک میبینم رگ جوهر به چشم آینه
چارهٔ مخموری دیدار نتوان یافتن
دیدهام خمیازهٔ دیگر به چشم آینه
برق حیرت دستگاه جرات نظاره سوخت
تاب رویکیست آتشگر به چشم آینه
عجز بینش آشیان پرداز چندین جلوه است
بشکن ای نظاره بال و پر به چشم آینه
اینقدر گستاخ رویی دور از ساز حیاست
کاش مژگان بشکند جوهر به چشم آینه
صافی دل بر نمیدارد تمیز نیک و بد
گرد موهومیست خیروشربه چشم آینه
عرض حال خویش وقف بیتمیزیکردهام
دادهام رنگ خیالی گر به چشم آینه
نقش امکان در بهار حیرتم رنگی نبست
شستهام عمریست این دفتر به چشم آینه
گر همه وهم است بیداری، طرب مفت خیال
میکشد تمثال هم ساغر به چشم آینه
گرد عمر رفته هم از عالم دل جسته است
گر نفس پیگمکند بنگر به چشم آینه
رنج بینش بود بیدل هستی موهوم ما
مو شدیم از پیکر لاغر به چشم آینه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق و حیرت شاعر نسبت به خود و دنیای اطرافش از طریق تصویر آینه است. شاعر با استفاده از آینه به بررسی درون خود و دنیای خیالیاش میپردازد، جایی که احساسات، تمایلات و نوعی عدم قطعیت وجود دارد. او به تضاد میان واقعیت و خیالی که آینه منعکس میکند اشاره میکند و از عجز دیدگاههای انسانی در فهم بهتر حقیقت زندگی سخن میگوید. در نهایت، این شعر تصویری از تلاش شاعر برای درک خود و واقعیتهای موجود، در حالی که در پی جوابی به سؤالات عمیق وجودیاش است، به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: حیرت زیبایی که بر دیدگان آینه فرو افتاده است، مانند حالتی است که میبینم رگههایی از رنگ در آن ظاهر میشود.
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوان راه حلی برای غم و اندوه ناشی از عشق پیدا کرد، چون چشمم دیگر حتی در آینه هم تنها نشانهای از خواب و کسالت را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: برق حیرت در چشمانم موجب شد تا با جرات به آنچه میدیدم نگاه کنم. اما این نور و زیبایی که در آینه مشاهده میکردم، سوالی در ذهنم به وجود آورده بود: چه کسی میتواند این آتش و جاذبه را به وجود آورد؟
هوش مصنوعی: عدم توانایی در درک زیباییها و جلوههای مختلف باعث میشود که نتوانیم به درستی آنچه را که میبینیم بشناسیم. به همین دلیل، باید از محدودیتهای خود بیرون بیاییم و با دقت بیشتری به دنیا نگاه کنیم تا بتوانیم زیبایی را به درستی درک کنیم.
هوش مصنوعی: تو چنان بیپروا و طغیانی که از حیا دور شدهای، ای کاش مژگان تو به قدری توانمند باشند که جوهر را در چشم آینه بشکنند.
هوش مصنوعی: دل پاک نمیتواند تفاوت میان نیک و بد را درک کند، زیرا فقط خیال و توهمی در برابر دیدهی آینه است.
هوش مصنوعی: من وضعیت خود را در اختیار ناپاکی قرار دادهام و اگر چه به چشم آیینه رنگی خیالی دادهام.
هوش مصنوعی: در بهار حیرت من، امکان زیبایی رنگی ندارد. من سالهاست که این دفتر را با چشم آینه شستهام.
هوش مصنوعی: اگر تمام بیداری فقط افکار و خیالات باشد، شادی و لذت در این خیال، تصویر ساغر (جام) را در چشم آینه به وجود میآورد.
هوش مصنوعی: عمر سپری شده از دنیا دور شده است، اگر نفس به دنبال گم شدن باشد، به چشم آینه نگاه کن.
هوش مصنوعی: پیچیدگی و دشواری دیدن واقعیت باعث شده که ما تنها ظاهری از وجود خود را درک کنیم. ما از طریق بازتابی که در آینه میبینیم، به تناسب جسمی خود پی میبریم و متوجه لاغری و تغییرات ظاهریمان میشویم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای تماشایت چمنپرور به چشم آینه
بی توخس میپرورد جوهربه چشم آینه
تا جدا افتاده است از دولت دیدار تو
میزند مشاطه خاکستر به چشم آینه
شوق مشتاقان چرا در دیده مژگان نشکند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.