از سعی ما نیامد جز زور درگریبان
چون شمع قطع کردیم شب تا سحر گریبان
در جستجوی مقصود نتوان به هرزه فرسود
از عالم خیالات دارد خبر گریبان
بلبل گر از دل جمع احرام بیضه بندی
فکر یقین ندارد جز زیر پر گریبان
خلقیگذشت ازین دشت نامحرم حلاوت
هر چند پیش پا داشت چون نیشکر گریبان
بیرون خانمانها آغوش عشق بازست
مجنون نمیفروشد بر بام و در گریبان
صبح بهار امکان سامانش این قدر نیست
گر ذوق سیر باشد از ما به بر گریبان
شرم حضور دل برد از طبع ما فضولی
سر ناکجا فزازد موجگهرگریبان
چون گل ازین گلستان دیوانهها گذشتند
چاکی به سینه ماندهست با ما ز هر گریبان
زین دشت و در بهم چین دامان جهد و خوش باش
ماکسوت خیالیم پا تا به سرگریبان
آن کیست باز دارد ما را ز هرزه تازی
دامان وحشت شمع گیرد مگر گریبان
سر در هوا فشردیم راهی به دل نبردیم
پر بی تمیز مردیم آیینه درگریبان
فریاد یک تامل راهم به دل ندادند
بر آسمان گشودیم چندین سحر گریبان
سر رشتهٔ مقاصد در دست سعی کس نیست
خواهی به دامن آوبز خواهی بدر گریبان
فطرت به پستی افتاد زین دشت و درنوردی
از دامن و کمر بود برجستهتر گریبان
تا سر به امن دزدم بیدل ز چنگ آفات
جز در ته زمین نیست جای دگر گریبان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تأملات عمیق خود در مورد زندگی و عشق پرداخته و احساسات و دردهای انسانی را بازگو میکند. او به تلاشهایی که برای رسیدن به مقاصد خویش انجام میدهد، اشاره میکند و میگوید که این تلاشها غالباً به نتیجه نمیرسند و مانند شمعی که در شب میسوزد، تنها به درد و رنج منجر میشود.
شاعر همچنین به جستجوی حقیقت و عشق اشاره میکند و بیان میکند که در این راه، انسان باید از خیالات و توهمات دوری کند. تنهایی و مقاومت در برابر چالشها از دیگر مضامین شعر است. او به نمادهایی مانند بلبل و گل اشاره میکند که نمایانگر عشق و زیبایی هستند و در عین حال، به مشکلات و موانع موجود نیز اشاره میکند.
در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که در دنیای پر از درد و رنج، ممکن است هیچ جایی برای امنیت و آرامش نباشد و تنها مکانهای امن، در اعماق وجود انسان و درون خود او است.
هوش مصنوعی: هدیهای که از تلاشهای ما به وجود آمد، تنها زحمت و دردسر بود. مانند شمعی که برای روشن نگه داشتن شب، خود را میسوزاند و زحمت میکشد، ما نیز تا صبح در سختی و رنج باقی ماندیم.
هوش مصنوعی: در مسیر دستیابی به هدف، نمیتوان بیهدف و بیفایده زمان را هدر داد؛ زیرا دنیا پر از خیالات و توهمات است که باید از آنها آگاهی داشت.
هوش مصنوعی: بلبل اگر از دل جمعی احرام سفیدی ببندد، به خاطر نداشتن یقین، تنها زیر پر و گریبان خود را میپوشاند.
هوش مصنوعی: گروهی از افراد از این بیابان ناآشنا عبور کردند، هرچند که شیرینی و لذتهای زیادی در برابرشان بود، ولی مانند نی، آنها را در دامی قرار میدهد.
هوش مصنوعی: در دسترس بودن عشق و محبت در بیرون از خانهها وجود دارد، اما مجنون (شخص عاشق) خود را نمیفروشد و در مکانهای عمومی مانند بام یا در، خود را نشان نمیدهد.
هوش مصنوعی: بهار صبحگاهی هنوز آنقدر آماده و سامانیافته نیست که اگر ما از زیباییهایش سیر شویم، قادر به رفتن به سویش باشیم.
هوش مصنوعی: حضور معشوق باعث شده است که دل ما دچار شرم و حیا شود و در نتیجه نمیتوانیم به کارهای فضولانه و بیمورد بپردازیم. گویی احساسات ما تحت تأثیر زیبایی او قرار گرفته و از آنچه که ناپسند است دور شدهایم.
هوش مصنوعی: پس از گذر دیوانهها از این گلستان، در دل ما زخم یا نشانهای باقی مانده است که نشان از غم و اندوه دارد.
هوش مصنوعی: در این دشت و میدان، به خودت برس و با خوشحالی زندگی کن؛ ما موجوداتی هستیم که از سر تا پا در دنیای خیال غرق شدهایم.
هوش مصنوعی: کیست که ما را از گمراهی و ترس دور کند و چنانکه شمع روشنی میبخشد، از درد و مشکلات نجات دهد؟
هوش مصنوعی: در دل ما محبت و شور و اشتیاقی وجود ندارد و به همین دلیل نتوانستیم راهی به دل پیدا کنیم. مانند پرهایی که بی هدف پرواز میکنند، زندگی ما هم بدون هدف و تمیز بوده است. همچون آینهای در گریبان، که تصویر ما را منعکس میکند، ولی در دل ما هیچ نکتهای روشنی نمیبخشد.
هوش مصنوعی: در اینجا شخصی به عمق تفکر و تامل خود اشاره میکند و میگوید که دیگران این احساس را در دل او ندادند. بنابراین او تصمیم میگیرد که با گشودن آسمان، دنیای جدیدی را تجربه کند و در چندین سحر به دنبال گشایش و آزادی است. در واقع، او به کشف و جستجوی درون و بیرون خود میپردازد.
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند به تنهایی به اهداف و مقاصد دست یابد؛ اگر میخواهی به موفقیت برسی، باید تلاش کنی و خودت را درگیر مسیری کنی که به آن هدفت میرسد.
هوش مصنوعی: طبیعت به خاطر این دشت و سفرها به پایینتر افتاد و در آنجا، صفاتی که از گردن و کمر بارزتر بود، بیشتر در معرض دید قرار گرفت.
هوش مصنوعی: شاعر میگوید که برای فرار از مصائب و مشکلات، تنها یک پناهگاه مطمئن وجود دارد و آن هم در اعماق زمین است، زیرا در جایی دیگر نمیتوان امن و آسوده بود. این بیان نشاندهنده ناامیدی و تلاش برای یافتن مکانی امن در مقابل ناامیدیها و آسیبهاست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.