تب و تاب بیهُده تا کجا به گشاد بال و پر از نفس
سر رشته وقف گره کنم دلی آورم به بر از نفس
به هزار کوچه شتافتم، چه ترانهها که نیافتم
رگی از اثر نشکافتم که رسد به نیشتر از نفس
غم زندگی به کجا برم، ستم هوس به که بشمرم
چو حباب هرزه نشستهام به فشار چشم تر از نفس
سر و کار فطرت منفعل، به خیال میکندم خجل
که چرا عیار گداز دل نگرفت شیشهگر از نفس
ز جنون فرصت پرفشان نزدودم آینهٔ وفا
چو شرار داغم از آتشی که نگشت صرفهبر از نفس
تک و تاز عرصهٔ بینشان، به خیال میبردم کشان
به هوا اگر ندهد عنان به کجا رسد سحر از نفس
به غبار عالم وهم و ظن، نرسیدهای که کنی وطن
عبث انتظار عدم مده به شتاب پیشتر از نفس
به دو دم تعلق آب و گل، مشو از حضور عدم خجل
که نشاط خانهٔ آینه، نبرد غم سفر از نفس
ز ترانهٔ نی نوحهگر به خروش هرزه گمان مبر
همه را به عالم بیاثر، اثریست در نظر از نفس
کلف تصور زندگی، مفکن به گردن آگهی
چقدر سیه شود آینه که به ما دهد خبر از نفس
مگشا چو بیدل بیخبر، در هر ترانهٔ بیاثر
بفشار لب به هم آنقدر که هوا رود به در از نفس
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره بیهودگی تلاشهای انسان و جستجوی معنای زندگی است. شاعر از تب و تابهای بیفایده و سرگردانی در جستجوی حقیقت و خوشی حرف میزند. او به وجدان خویش اشاره میکند که در مواجهه با غم و دردهای زندگی خجل است. تصویر حباب و فشاری که بر آن است، نمادی از ناپایداری و عدم ثبات است. در نهایت، شاعر تأکید میکند که نباید از واقعیت زندگی فرار کرد و باید با آن مواجه شد، زیرا هر لحظه در نظر دارای معنایی است، حتی اگر ظاهراً بیاثر و بیارزش به نظر برسد.
هوش مصنوعی: تا کجا باید به بیتابی و شلوغی ادامه دهم؟ آیا میتوانم با سر رشتهای که از نفس به دست میآورم، دل پر از عشق و احساس را به قلبم برسانم؟
هوش مصنوعی: در پی هزاران کوچه و راه رفتم و ترانههای زیادی را جستجو کردم، اما هیچ اثری از عشق و احساسات واقعی نیافتم، حتی رگ و نشانهای که به عمق نفس و وجودم برسد.
هوش مصنوعی: غم و اندوه زندگی مرا به کجا میبرد و آزار هوس را به که میتوانم بگویم؟ من همچون حبابی بیهدف نشستهام و تحت فشار اشک، نفس میزنم.
هوش مصنوعی: فطرت و ذات انسان به طور ناخودآگاه تحت تأثیر احساسات و افکارش قرار میگیرد. در این حالت، من در مورد این موضوع فکر میکنم و حس خجالت میکنم که چرا هنرمند شیشهگر با دمیدن نفسش، نتوانسته است عاشقانه و عمیق به دل من تاثیر بگذارد و آن را ذوب کند.
هوش مصنوعی: از روی دیوانگی، فرصت را از خود دور نکردم. مانند شعلهای که به خاطر آتشی که نتوانستهام از نفس خود کم کنم، بر دلم داغی زده است. وفاداریام را مانند آینهای که نشکسته، حفظ کردهام.
هوش مصنوعی: در فضایی بینشانه و بیهدف، خیالپردازی میکردم و خود را به پرواز در میآوردم. اگر کنترل از دست برود، سحر و جادو از کجا پیدا خواهد شد و به کجا خواهد رسید؟
هوش مصنوعی: اگر به هالههای دور از واقعیت و خیال نرسیدهای، از اینکه بخواهی در دنیا به انتظاری بیفایده زندگی کنی، خودداری کن و زودتر از آنکه نفسی بکشی، اقدام کن.
هوش مصنوعی: به وابستگی به مادیات و دنیای فانی دل نبند و از حضور عدم شرمنده نباش، زیرا شادی و سرزندگی در خانهٔ آینه وجود دارد و این شادی نمیگذارد که غم سفر به دل نفوذ کند.
هوش مصنوعی: از آواز نی، که نوایی غمانگیز دارد، بهوجد نیایید و تصور نکنید که همه افراد در این دنیا بیاثرند؛ زیرا در نظر هر کسی تاثیری وجود دارد که ناشی از نفس و وجود اوست.
هوش مصنوعی: اگر به زندگی با دقت و عمق نگاه کنیم، در مییابیم که آگاهی از حقیقت وجود ما چقدر میتواند تاریک و دردناک باشد، چرا که این آگاهی شبیه آینهای است که به ما واقعیت دردناک نفسمان را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: به آرامی و بدون آگاهی، همانند بیدل، در هر آهنگ بیفایده، آنقدر لبهایت را به هم فشار بده که هوا از نفس خارج شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.