جراءت پیریم این بس که به چندین تک وتاز
قدم عجز رساندم به سر عمر دراز
کاش بیفکر سحر قطع شود فرصت شمع
وهم انجامگدازیست به طبع آغاز
فرصت از کف ندهی تا نشوی داغ فسوس
قاصد ملک عدم نامه نمیآرد باز
رحمت از شوخی ابرام تقاضاست بری
آن در باز که بر روی کسی نیست فراز
نفسکافر نشد آگاه ز اقبال سجود
کلهٔ ناز خمی داشت به محراب نماز
بر که نالیم ز محرومی و بیباکی طبع
همه بودیم ز توفیق ادب محرم راز
شور اغراض جهان برد خموشی ز عدم
سرمه در کوه نماند از تک و تاز آواز
حسن و عشق انجمن رونق اسرار همند
بینیاز است، نیاز آور و بر خویش بناز
پیش از ایجاد ز تشویش تعین رستیم
در دل بیضه شکستیم دماغ پرواز
نشئهٔ فیض رباضت نتوان سهل شمرد
ای بسا سنگ که مینا شد از اقبال گداز
فکر جمعیت دل کوتهی همّت بود
عقده تا باز نشد رشته نگردید دراز
نشدم محرم انجام رعونت بیدل
شمع هرچند به منگفت:که گردن مفراز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری درباره مفهوم فرصت و زندگی است. شاعر به تأمل در عمر و استفاده از فرصتها میپردازد و از تضادهای درونی صحبت میکند. او به احساسات و شکستهایی که ممکن است در زندگی تجربه کند، اشاره دارد و به جستوجوی عشق و زیبایی میپردازد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که انسان باید از فرصتها به درستی بهره ببرد و به عمق وجودی خود نگاه کند.
هوش مصنوعی: من به خاطر شجاعتی که در پیری دارم، با وجود تمام تلاشها و سختیهایی که کشیدهام، به انتهای عمر طولانیام رسیدهام.
هوش مصنوعی: کاش فرصت سحر بیفکری تمام شود، چون شمع در حال سوختن است و شروع به ذوب شدن میکند.
هوش مصنوعی: اگر فرصتی را از دست ندهی، دیگر به حسرت و افسوس نخواهی ماند، چرا که پیامآور عالم عدم، نامهای برای بازگشت نخواهد آورد.
هوش مصنوعی: رحمت و لطف از طرف خداوند، بهگونهای است که کسی در موقعیت خاصی منتظر آن است؛ اما در واقع، آن رحمت برای کسی نیست که در جایگاه بالا و مهمی قرار دارد.
هوش مصنوعی: نفس ناپاک از رحمت و توفیق عبادت ناآگاه است، در حالی که پیشانی نازک و باوقار به سجده در محراب نماز داشت.
هوش مصنوعی: بر که شکایت کنیم از کمبود و بیپروا بودن طبیعتمان، در حالی که همه ما از لطف ادب محرومیم و رازها را نمیدانیم.
هوش مصنوعی: آشفتگی و فشاری که در جهان وجود دارد، باعث شده است که سکوتی عمیق در فضا حاکم شود. دیگر هیچ اثری از سر و صدا و تحرک در بلندیهای کوه دیده نمیشود.
هوش مصنوعی: زیبایی و عشق، محفل را پر رونق میکنند و به هیچ چیز احتیاجی ندارند. اما کسی که به نیازهای خود میپردازد، میتواند به خود ببالد.
هوش مصنوعی: قبل از آنکه به وجود بیاییم، از نگرانی و تردید رهایی یافتیم و در دل یک فرصت جدید، به پرواز درآمدیم.
هوش مصنوعی: نعمتهای روحانی و معنوی که از عبادت و تزکیه به دست میآید، نمیتوان به سادگی از آن گذشت. ممکن است سنگی در اثر شانس و حوادث به طلا تبدیل شود، اما این تحول به خودی خود اتفاق نمیافتد و نیاز به زمینه و شرایط خاصی دارد.
هوش مصنوعی: اندیشهی جمعیت و کمخوری در همت، همچون گرهای است که وقتی باز نشود، طولانیتر خواهد شد.
هوش مصنوعی: من نتوانستم به حالتهای متکبرانه نزدیک شوم و درخشان باشم، هرچند که او به من گفت که سر را بالا نگهدار.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یاد باد آن شب کان شمسه خوبان طراز
بطرب داشت مرا تا بگه بانگ نماز
من و او هر دو بحجره در و می مونس ما
باز کرده در شادی و در حجره فراز
گه بصحبت بر من با بر او بستی عهد
[...]
ای کهن گشته تن و دیده بسی نعمت و ناز
روز ناز تو گذشتهاست بدو نیز مناز
ناز دنیا گذرنده است و تو را گر بهشی
سزد ار هیچ نباشد به چنین ناز نیاز
گر بدان ناز تو را باز نیاز است امروز
[...]
نوبهار آمد و آورد گل تازه فراز
می خوشبوی فزار آور و بربط بنواز
ای بلنداختر نامآور، تا چند به کاخ
سوی باغ آی که آمد گه نوروز فراز
بوستان عود همیسوزد، تیمار بسوز
[...]
از غم هجر طراز همه خوبان طراز
زرد و باریکم و لرزانم چون تار طراز
به امید خبر یار و به طمع نظرش
به شبان سیه دیر و به روزان دراز
اگرم گوش بخارد نبرم دست به گوش
[...]
کره ای را که کسی نرم نکردست متاز
بجوانی و بزور و هنر خویش مناز
نه همه کار تودانی نه همه زورتراست
لنج پر باد مکن بیش و کتف بر مفراز
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.