چه ممکن است که عاشق گل و سمن گوید
مگر به یاد تو خونگرید و چمنگوید
زبان حیرت دیدار سخت موهوم است
نفس در آینه گیریم تا سخن گوید
به عشق عین طلب شوکه دیدهٔ یعقوب
سفید ناشده سهل است پیرهن گوید
تمیز کار محبت ز خویش بیخبریست
وفا نخواست که پروانه سوختن گوید
کسی ندید درین دیر ناشناسایی
برهمنی که بتش نیز برهمن گوید
به حرف راست نیاید پیام مشتاقان
مگر تپیدن دل بی لب و دهن گوید
زحرف و صوت به آن رنگ محو معنی باش
که جان به گوش خورد گرکسی بدن گوید
بهانهجوست جنون درکمینگه عبرت
مباد بیخبری حرفی از وطن گوید
ز لاف عشق حذرکن فسانه بسیار است
چه لازم استکسی حرف خون شدنگوید
قبای ناز نیرزد به وهم عریانی
که چشم از دو جهان پوشد وکفنگوید
مآلکار من و ما خموشی است اینجا
ز شمع میشنوم آنچه انجمن گوید
ز بس به عشق تو گمگشتهٔ خودم بیدل
به یاد خویش کنم ناله هرکه من گوید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق عاشقانه و عذابهای ناشی از عشق اشاره دارد. شاعر به زیبایی و لطافت گلها و چمنها اشاره میکند و بیان میکند که عشق چقدر میتواند دل را به درد آورد. او از مشکلات در بیان احساسات صحبت میکند و اینکه گاهی اوقات کلمات نمیتوانند عمق معنای عشق را منتقل کنند. همچنین شاعر هشدار میدهد که عشق واقعی نیاز به صبر و وفا دارد و نباید انسان فریب ظاهر عشق را بخورد. در کل، شعر به بیان درد و اشتیاق عاشق و چالشهای بیان عشق میپردازد.
هوش مصنوعی: عاشق نمیتواند به گل و عطر آن بیتوجهی کند و در عین حال یاد تو را از دل نکند؛ او در غم تو اشک میریزد و در دلش فقط نام تو حک شده است.
هوش مصنوعی: در منظر شگفتی از دیدار، زبان قادر به بیان احساسات نیست، اما اگر نفس را در آینهای نگاه کنیم، میتوانیم به روشنی سخن بگوییم.
هوش مصنوعی: در عشق مانند یعقوب، چشمانت را به دلیل محبت و طلب ببند و از آنچه به دست میآوری غافل شو؛ این امر به سادگی در برداشتن پیراهن است.
هوش مصنوعی: کار خوب و عاشقانه از بیخبری خود فرد ناشی میشود و وفا و صداقت نمیخواست که پروانه فقط به سوختن خود اشاره کند.
هوش مصنوعی: هیچکس در این معبد، برهمن ناشناسی را ندید که حتی بتش نیز او را برهمن بنامد.
هوش مصنوعی: پیام افرادی که عشق و شوق دارند، با کلمات درست بیان نمیشود؛ بلکه تنها زمانی درک میشود که دل آنها به تپش بیفتد، حتی اگر دهانشان چیزی نگوید.
هوش مصنوعی: با گفتار و صدای زیبا و پرمعنا، به گونهای رفتار کن که روح و جانت تحت تاثیر قرار گیرد، حتی اگر کسی بدیها و ناپسندها را بیان کند.
هوش مصنوعی: جنون در کمین است و نباید بیخبری باعث شود که حرفی از وطن زده شود.
هوش مصنوعی: از صحبتهای مفت و بیهوده درباره عشق پرهیز کن، چون داستانهای زیادی در این زمینه وجود دارد. نیازی نیست که کسی به بیان چگونگی از جان گذشتن در عشق بپردازد.
هوش مصنوعی: لباس زیبا و نازک نمیارزد به خیال برهنگی که چشمانش را از دو دنیا میبندد و میگوید که کفن پوشیده است.
هوش مصنوعی: سرانجام کار من و همهی ما در اینجا سکوت است؛ من از شمع میشنوم آنچه را که جمع و انجمن میگوید.
هوش مصنوعی: به خاطر عشق تو، من به شدت احساس گم شدگی میکنم و به نوعی به یاد خودم میافتم. هر کسی که نام من را بگوید، من همانند یک ناله از درد درونم ابراز میکنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نسیم از چمن و مشک از ختن گوید
گل شکفته ازان چاک پیرهن گوید
دلم نشست به خون تا به اشک شد همراز
کسی به طفل چرا راز خویشتن گوید؟
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.