حسرت دلکرد بر ما پنجهٔ قاتل بلند
میشود دستکرم با نالهٔ سایل بلند
ما نه تنها نیستی را دادرس فهمیدهایم
بحر هم از موج دارد دست بر ساحل بلند
چین ابروی تو هرجا بحث جوهر میکند
تیغ از جوهر رگ گردن کند مشکل بلند
سایهٔ تمکین نازت هر کجا افتاده است
سبزه چون مژگان شود از خاک آن منزل بلند
نه فلک در جلوه آمد از تپیدنهای دل
تاکجا رفتهست یارب گرد این بسمل بلند
کاروان یاس امکان را غبار حسرتم
هرکه رفت از خویشتن، کرد آتشم در دل بلند
حرز امنی نیست جز محرومی از نشو و نما
خوشهسان گردن مکش زین کشت بیحاصل بلند
حیرت آهنگیم دل از شکوه ما جمع دار
دود نتواند شدن از شمع این محفل بلند
با غرور نازاو مشکل برآید عجز ما
گرد مجنون نارسا و دامن محمل بلند
سدّ راه توست بیدل گر کنی تعمیر جسم
میشود دیوار چون شد قدری آب وگل بلند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: غزل به شعر حسرت و درد دل پرداخته و بیانگر عواطف عمیق شاعر است. او از سنگینی زخمهای عاطفی و ناتوانی در برابر عشق سخن میگوید. وجود معشوق با ابروهای زیبا و نازش، باعث ایجاد مشکلات و چالشهایی در زندگی او شده است. شاعر احساس خلأ و تنهایی را تجربه کرده و به تلاطم درونی خود اشاره میکند. او در نهایت بر این نکته تأکید دارد که زندگی بدون عشق بیثمر و بیمعناست و تمام آلامش ناشی از این محرومیت است.
هوش مصنوعی: دل ما را به درد میآورد و این حسرت به جانمان مینشیند. در این حال، دستدردی که از جانب محبت و نالهای از سر نیاز به سوی ما دراز میشود.
هوش مصنوعی: ما تنها عدم را درک نکردهایم، بلکه حتی دریا نیز از حرکت موجهایش به سمت سواحل بلند، ناپایداری و تغییر را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: ابروی چیندار تو هر جا که صحبت از زیبایی و ارزش میشود، باعث میشود که حتی تیغ هم نتواند به اندازه آن زیبایی را به تصویر بکشد. این موضوع چنان سخت و دشوار است که به یک مشکل بزرگ تبدیل میشود.
هوش مصنوعی: سایهٔ زیبایی و وقار تو هر جا که افتاده باشد، باعث رویش سبزه و گلهایی زیبا میشود و زمین آن منزل را سرسبز و دلانگیز میکند.
هوش مصنوعی: نه آسمان به زیبایی خود جلوهگری کرده، دل از عشق کجا رفته است؟ ای کاش! دور از این عشق بیپایان، این جان دردمند، به کجا رفته است؟
هوش مصنوعی: کاروان یاسی که به تحقق آرزوها میپردازد، به من نشان میدهد که حسرت من چقدر بزرگ است. هر کسی که از خود رفته، آتش عشق و اندوه را در دل من شعلهور کرده است.
هوش مصنوعی: هیچگونه امنیتی وجود ندارد جز محروم ماندن از رشد و شکوفایی. گردن خود را از این کشت بیثمر بلند نکن.
هوش مصنوعی: من در حیرت و سردرگمی به سر میبرم. دل مرا از بزرگی و جمال خود جمع نکن که این محفل به قدری باشکوه است که دود نمیتواند از شمع آن بلند شود.
هوش مصنوعی: با خودپسندی و داستانسازی، دشواریهای ما حل نمیشود. ما به مانندی مجنون، ناتوان و بیپناهیم و در جستجوی حل مشکلاتمان همچنان در جادهای دراز و پرچالش حرکت میکنیم.
هوش مصنوعی: اگر بخواهی بهبود و ترمیمی در زندگیات انجام دهی، باید بدان که موانع و دشواریها همچون دیواری بر سر راهت قرار دارد. اما با تلاش و صرف زمان، مانند آبی که با گل بالا میآید، میتوانی بر این موانع غلبه کنی و به هدف خود برسی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نور شمع طور کی گردد زهر محفل بلند؟
کی شود این شعله جانسوز از هر دل بلند؟
دوری راه طلب از همت کوتاه ماست
چون بود شبگیر کوته، می شود منزل بلند
دانه امید ما چون سر برون آرد زخاک؟
[...]
عجز نپسندید از ما شکوهٔ قاتل بلند
جز مژه گردی نشد از کوشش بسمل بلند
هستی موهوم ما در حسرت ایجاد سوخت
سایهواری هم نگردیدیم ز آب و گل بلند
باعث آزادی سرو است یأس بیبری
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.