چاک کسوت فقرم رنگ خنده میریزد
بخیه بیبهاری نیست گل ز ژنده میریزد
در دماغ پروانه بال میزند اشکم
قطرههای این باران پر تپنده میریزد
در عدم هم اجزایم دستگاه زنهاری ست
این غبار بر هر خاک خط کشنده می ریزد
ریشه در هوا داربم تاکجا هوس کاریم
دانهٔ شرر در خاک نارسنده میریزد
باغ ما چمن دارد در زمین خاموشی
غنچه باش و گل میچین گل بهخنده میریزد
بیخبر نگردیدی محرم کف افسوس
کاین درشتی طبعت از چه رنده میریزد
گرد ناتوان ما چند بر هوا باشد
گر همه فلکتازست بالکنده میریزد
نامهگر به راه افکند عذرخواه قاصد باش
بالها چو شمع اینجا از پرنده میریزد
جوهر تلاش از حرص پایمال ناکامیست
هر عرقکه ما داریم این دونده میریزد
پاس آبرو تا خون فرق نازکی دارد
این به تیغ میریزد آن به خنده میریزد
جز حیا نمیباشد جوهر کرم بیدل
هرچه ریزشی دارد سرفکنده میریزد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان احساسات عمیق و تنهایی خود میپردازد. او از فقر و رنجهای زندگی میگوید و به تقابل خوشحالی و غم اشاره میکند. چاکهایی که در کسوت فقر به وجود آمده، نشاندهنده عمق مشکلات اوست. بارانی که از چشمانش میریزد، نماد اشک و اندوه اوست. وجودش در عالم بیحالی چیزی را فریاد میزند و او تاکید میکند که ریشههایش در خلاست و درخت آرزوهایش در حال پژمردن است. زیبایی و شکوفایی در باغش وجود ندارد و او به راز و نیاز با خود میپردازد. در نهایت، شاعر هشدار میدهد که باید با حیا و ادب رفتار کرد، زیرا اینها جوهر انسانیت هستند.
هوش مصنوعی: لباس فقر و تنگدستی من پر از شادی و خنده است، زیرا هیچ دوخت و درمانی برای بیبرگی و کمبودها وجود ندارد؛ گلها از حال و روز نامناسب و پژمردگی خود، از دل گلی خشکیده میریزند.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به احساسات عمیق و پرشور وجود دارد. اشکهای شاعر مانند قطرات باران به زمین میریزد و این احساسات به قدری شدت دارد که به یک پروانه که با شوق میپرد، تشبیه شده است. این تصویر نشاندهندهٔ زیبایی و ظرافت احساسات انسانی است که در لحظهای معنوی و حساس به وقوع میپیوندد.
هوش مصنوعی: حتی در نبود خودم، اجزای وجودم به هم پیوستهاند و این نکته را در نظر داشته باش که این غبار بر هر خاکی کشیده میشود.
هوش مصنوعی: من در حال پرورش امیدها و آرزوهایم هستم، اما نمیدانم تا کجا میتوانم پیش بروم. دانههای شعله و آتش را در خاکی که هنوز آماده نیست میپاشم.
هوش مصنوعی: باغ ما پر از چمن است و در این سکوت، باید چون غنچه باشی و گل بچینی؛ چرا که گلها با لبخند میریزند.
هوش مصنوعی: افسوس که تو نسبت به حال خود بیخبر هستی و متوجه نیستی که این رفتار خشن و سرسختانهات موجب رنجش دیگران میشود.
هوش مصنوعی: ما هر چند ناتوان هستیم و گرد و غبار در هوا پراکندهایم، اما اگر همه بلاها و مشکلات بر ما بریزد، باز هم بال و پر ما میسوزد و نمیپاشد.
هوش مصنوعی: اگر نامهای برسانی، باید از عذرخواهی قاصدی که به او مأموریت دادی بگویی، چرا که در اینجا بالهای پرنده مانند شمع آب میشود و میریزد.
هوش مصنوعی: تلاش و کوشش ما حاصل نگرانی و ترس از شکست است. هر عرقی که ما میریزیم، نشاندهندهی سختکوشی و زحمت این دویدن است.
هوش مصنوعی: حفظ آبرو و اعتبار, تا چه حدی با ارزش است! در یک سو با استفاده از قدرت و زور، آبرو را میزنند، و در سوی دیگر با خنده و لحن ملایم میتوان آن را خدشهدار کرد.
هوش مصنوعی: فقط حیا و شرم، ماهیت واقعی کرم و نیکی را تشکیل میدهد و هر چیزی که از او سرازیر میشود، با افت و خجالت نازل میگردد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.