گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۸۶

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

اول دل ستمزده قطع امیدکرد

آخرشکست چینی من مو سفید کرد

می‌لرزد از نفس دم تقریر احتیاج

دست تهی زبان مرا مرگ بید کرد

بخت سیاه اگر بلد اعتبارهاست

خود را به هیچ آینه نتوان سفیدکرد

تدبیر زهد مایهٔ تشویش کس مباد

صابون خشک جامهٔ ما را پلید کرد

تا اشک ربط سبحهٔ انفاس نگسلد

پیری مرا به حلقهٔ قامت مریدکرد

چون نال خامه تا دمد از مغز استخوان

فکرم در آفتاب قیامت قدیدکرد

از قبض و بسط حیرت آیینه‌ام مپرس

قفلی زدم به خانه‌که نازکلیدکرد

دارد رسایی مژه ی خون به‌گردنش

برگشتنی‌که آنسوی حشرم شهیدکرد

بیدل تو هم به ذوق خطش سینه چاک زن

کاین شام نادمیده مرا صبح عید کرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کلام قاصر نوشته:

مصرع “بخت سیاه اگر بلد اعتبارهاست”
به “بخت سیاه اگر بلند اعتبارهاست” تغییر کند

پاسخ: با تشکر، «بلد» در اینجا صحیح است.

کانال رسمی گنجور در تلگرام