گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۸۵

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

خودسر به مرک گردن دعوی فرود کرد

چون سر نماند شمع قبول سجود کرد

در سعی بذل‌ کوش‌ که اینجا خسیس هم

جان دادنش به حسرت جاوید جود کرد

زان غنچهٔ خموش به آهنگ‌کاف و نون

سر زد تبسمی ‌که عدم را وجود کرد

چندان خمار درد محبت نداشتم

بوی ‌گلی‌ که زخم مرا مشک‌سود کرد

ای چرخ زحمت‌گره‌ کار من مبر

خواهد مه نوت سر ناخن‌کبود‌ کرد

آیینه‌دار نقش قدم بود هستی‌ام

هرکس نظرفکند به من سرفرودکرد

شد آبیار مزرع امکان گداز من

زین انجمن زیان زده‌ای شمع سودکرد

خونم به دل ز بوی‌گلش می‌درد نقاب

رنگ آتشی‌ که داشت درین غنچه دود کرد

تا انتظار صبح قیامت امان کراست

کار درنگ ما نفس سرد زود کرد

هرکس به هرچه ساخت غنیمت شمرد وبس

یاس دوام‌، نوحهٔ ما را سرودکرد

بیدل کتاب طالع نظاره خوانده‌ایم

مژگان هبوط داشت‌، تحیر صعود کرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام